|
|||||||||
|
تهدید کردند که به دفتر انجمن مستقل نرو من هم نرفتم اما شرمنده یک نفر شدم و حال اصلا حالم خوب نیست! ؛ موبایل هایم را از حالت دسترش خارج کردم و فقط حیران این هستم که آنجا چه میشد اگر میرفتم!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1387/09/30
ساعت : 21:39
| |
این روزها حسین درخشان دربند شدیدا مورد حجوم حمله های دوستان و دشمنانش قرار گرفته است. حسین درخشان کسی است که کل وبلاگهایی که من و شما داریم یا آنها را میخوانیم مدیون اوست. آن موقع که هنوز کسی فرق موس و کیبورد را تشخیص نمیداد او نخستین وبلاگ فارسی را ساخت و بعد با ساختن یک راهنما همگان را تشویق کرد که وبلاگ نویسی را آغاز کنند. سپس هر وبلاگ تازه ای که ساخته میشد معرفی میکرد و اینگونه شد که موج قوی وبلاگ نویسی راه افتاد و ایران در مقام چهارم وبلاگهای دنیا قرار گرفت.
اما اکنون حسین درخشان متهم است که چرا تغییر اندیشه داده است، چرا تهمت میزند، چرا مدافع جمهوری اسلامیشده است. من نمیدانم این اتهامات بی مبنا چگونه در برخی مغزها شکل گرفته است. اتهاماتی که به گفته خودش تا حالا هم کسی نتوانسته آن ها را اثبات کند. اتهام زدن بسیار ساده است. ابراهیم نبوی بعد از اینکه هزاران بار عهدش را نسبت به او شکسته است او را خیلی راحت به آدم فروشی متهم میکند در حالیکه حتی یک مثال واضح هم برای اثبات ادعاهایش هم نتوانسته است بیاورد. بالاترین در اوج بی رحمی حتی اگر یک لینک از او که بگوید ماست سفید است به او داده شود آنقدر امتیاز منفی میگیرد تا حذف شود. آسیه امینی از سر عصبانیت و با بی ادبی تمام بارها او را مریض خوانده است و حتی یک مدرک برای اتهاماتی که به او میزند هم ندارد. او میگوید به تاکستان رفته است و جزئیات سنگسار را بررسی کرده است. اما همه اینها را پس از مرگ سهراب کرده است. وقتی که دیگر همه قضیه سنگسار را فهمیده اند و سخنگوی دولت هم به آن اعتراف کرده است. شاید فکر میکند با رفتنش در این زمان توانسته چیزی را عوض کند؟! حتی وبلاگ خورشید خانوم که از این یکی دیگر انتظار نداشتم همراه جو موجود شده است و به او حمله کرده است. من میتوانم ثابت کنم ۹۰% این اتهامات بیپایه است. از سوی دیگر حسین درخشان حق دارد تغییر اندیشه بدهد. همه ما این حق را داریم. اگر فکر میکرده قبلا اشتباه فکر میکرده حالا میتواند عقیده اش را اصلاح کند که اصلا به نظر من الان این تغییر فکرها در جهت اصلاح گذشته هم نیست. تعییر اندیشه او حاصل تغییر جامعه است. اما چیزی که از همه بیشتر نارحت کننده تراست دوستان گذشته اویند که در زمان شکل گیری وبلاگهای فارسی با او همراه شدند و حالا ساکت نشسته اند. با همه اینها حسین درخشان هنوز تسلیم نشده و یک تنه میجنگد. من شجاعانه او را، به خاطر فکرهایش و کارهایش تحسین میکنم و امیدوارم افرادی که در جو موجود میافتند و از روی غرض ورزی یا ندانسته علیه او مینویسند بیدار شوند و به قول احمدی نژاد ادبیاتشان را عوض کنند. پ.ن: حال حسین درخشان خوب است نگران مباشید،به زودی هم آزاد خواهد شد!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1387/09/28
ساعت : 13:56
| |
عکس:استقبال يک خبرنگار عراقي از بوش با لنگه کفش ؛ پرتاب كفش به سمت بوش در عراق کارنامه سیاه بوش حكايت از واقعیت های بی شرمانه ای دارد که تنها خود باید پاسخگوی تمام این جنایتها باشد. براستی چه دادگاهی به پرونده ی او رسیدگی خواهد کرد؟ کدام سازمان مورد تأیید بین المللی می تواند وی را به چالش بکشد؟ چه دولتی بوش را با تکرار چنین اقدامات و جنایاتی تنبیه می کند! حقایق حاکی از این است که در قرن 19 و نیم قرن 20 هم کارنامه رؤسای جمهور آمریکا آکنده از استعمار و غارتگری بود اما با این تفاوت که آمریکا در آن دوران در پیگیری سیاست های توسعه طلبانه خود به چشماندازی فراتر از آمریکای لاتین توجه نمی کرد. به همین دلیل اقدامات ضدبشری دولتمردان کاخ سفید در سال های پیش از جنگ جهانی دوم ابعاد جهانی نداشت. در میان رؤسای جمهور آمریکا بوش از نظر پیگیری سیاست های یک جانبه و جنگ افروزانه همتایی ندارد. بوش به عنوان رئیس جمهور آمریکا، نظير پیشینیان خود در 60 سال گذشته از رژیم غیرمشروع صهیونیستی حمایت کرده است و در حمایت از این رژیم جعلی گوی سبقت را از اطرافیان خود ربوده است. وی در واقع، کارگزار سیاست خارجی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است زیرا خود نیز به دیپلماسی سرکوبگرانه و سلطه طلبانه اعتقاد دارد. یکی از کارشناسان علوم سیاسی در این رابطه می گوید: «دولت افراطی بوش در بین تمامی جوامع، دولت محکومی است او مجبور است به هر کشور آمریکایی و اروپایی برود اما همزمان با ورود بوش به هرگوشه از جهان، راهپیمایی های زیاد در مخالفت با او برگزار می شود و تقریباً کشوری نیست که مردم آن دیدگاه مثبتی روی حاکمیت آمریکا داشته باشد. یقیناً روزی فرا خواهد رسید که هیأت حاکمه آمریکا در یک دادگاه منصفانه و عادلانه بین المللی مجازات میشود. بوش طی مدت زمامداریش منجر به قتل عام بیش از یک میلیون و سیصد هزار نفر در عراق و افغانستان شده است. مقایسه ی این دو رقم، فاجعه ای را که بوش و همفکران وی در منطقه آفریده اند را آشکار میسازد.
جنگ بوش در عراق براساس آماری که مرکز نظر سنجی انگلیس منتشر کرد از سال 2003 تا 2007 حدود یک میلیون و دویست هزار کشته بجای گذاشته است بیش از شصت درصد زیربناهای اقتصادی و بهداشتی عراق و افغانستان در جریان تهاجم نظامی آمریکا متحدانش به این دو کشور و اشغال آنها نابود شده است. آمریکا در عراق و افغانستان از سلاح های ممنوعه از جمله گلوله های حاوی اورانیوم ضعیف شده و بمبهای خوشه ای استفاده کرد و گروه زیادی از غیرنظامیان عراق و افغانستان را به قتل رساند. بوش با حمایت بی سابقه از رژیم منحوس صهیونیستی شریک جرم این رژیم در کشتار فلسطینیان و مردم لبنان است.
نیروهای آمریکایی در زندان های گوانتانامو، ابوغریب و بگرام تنها بدليل صدور مجوز توسط رئيس جمهور و نظاميان بلند پايه آمريكا اين جنايت ها را مرتكب شده اند. دولت بوش ناقض پیمانهای بین المللی از جمله معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای و منع جامع آزمایش های هسته ای است. آمریکا از پیوستن به بسیاری از معاهدات بین المللی نظیر دادگاه بین المللی جنایتکاران جنگی و پیمان منع بکارگیری مین های ضدنفر خودداری کرده است. دستگاه های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا در دوران بوش پس از ربودن اتباع کشورهای دیگر و انتقال به بازداشتگاههای مخفی به خصوص در شرق اروپا آنان را شکنجه داده و همه این جنایات را در پوشش مبارزه با تروریسم توجیه کرده اند. هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نظیر بوش آماج انتقادها و اعتراض های جهانی چه در شرق و چه در غرب نبوده است.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/09/25
ساعت : 14:45
| |
این اقدام را محکوم کرده و از نویسنده روزنامه خورشید جناب محمدرضا باقری که گفت نسکافه با طعم خون شاکی هستم! این هم بازتاب همین ... الان قیافه مدیر خوش فکر این شرکت در ایران بسیار دیدنی ست! خدا جانش را بگیرد که چه جانهای دردناکی از فروش همین پودر گرفت!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/09/18
ساعت : 19:47
| |
امروز روز نهم ذيحجه روز عرفه است، روزي که زائران سپيده دم صبح راهي عرفات شدند تا در جوي مملو از ايمان، خشوع و خضوع استغفار کرده و ارکان اصلي حج را به جا آورند.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/09/18
ساعت : 14:34
| |
ضدحال یعنی بهترین رفیقت دورت بزنه!
ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1387/09/15
ساعت : 14:49
| |
این موجودی که مشاهده میکنید یک آدم بسیار دوستی داشتنی میباشد پرستیژ جالبی داره و باسواد هستش و عاشق خط نستعلیق و شکسته است، سابقا در سازمان تربیت بدنی بود بعد آمد وزارت نفت بعد هم شد دبیر سرویس سیاسی روزنامه خورشید و فکر کنم در آینده ای نه چندان نزدیک هم بشود سردبیر روزنامه خورشید! این آقا کلا دستی بر آتش دارد اما اینقدر این دهنش چفت و بست دارد که هیچ چیز را لو نمیدهد خیلی حساب شده کارش را انجام میدهد همان زیر زیرکی خودمان! یک طرفدار دو آتیشه احمدی نژادی است، هرجایی هم که کارش را شروع کرده یک عده سنگ پرانی میکردند(دشمنان نادانی دارد)!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1387/09/12
ساعت : 16:5
| |
همه ما میمریم! /نه خیلی دور ، درست همین صد سال پیش! ... کاش بودیم و کسایی رو میدیدیم که اگه باهشون حرف از مرگ و قیامت میزدی یا مسخرت میکردن یا میگفتن ای بابا هنوز که زنده ایم! ... نه خیلی دور فقط همین صد سال پیش!!...
اما الان دیگه از اونهمه شلوغی!...از اون همه رفت و آمد لعنتی! ... جز یه خروار سنگِ قبر بی زائر هیچی نمونده!! ... نه پیری نه جوونی نه بچه ای!...همه به یک سفر بی بازگشت رفتن!...سفری که هر لحظه امکانش هست بلیطش برای ما هم اوکی بشه!!...تاکید میکنم! ... یک سفر بی بازگشت!...یک سفر واقعی!!!... ما هم مردیم چون غزه را فراموش کردیم! ما میمیریم اما زخمی نمیشویم و یا از شدت درد جان نمیدهیم ، و تیر و ترکش ومواد مذاب به بدنمان اثابت نمی کند ، ما آسوده خاطر از دنیا خداحافظی میکنیم! چرا با تموم وجودم به دعوت های تمام شیطونا لبیک میگم! ... ولی برای یه عمل خیر باید هزار و یک جور با خودم کلنجار برم!...تازه اونم با موارد عدیده ای ریا و خودبینی و هزار کوفت و زهر مار دیگه! ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1387/09/08
ساعت : 18:46
| |
بخش فرهنگي سياسي به اموري چون يادواره ي شهدا، بزرگداشت شهدا، ستاد اقامه ي نماز و ديگر ستادهاي برپا كننده ي فروعات دين و برپايي همايشهاي تحليل سياسي (توجيه سياسي) میپردازد. که از این بخش بیشتر استفاده ابزاری میشود!
(گفتم فقط نهی از منکر میکنن چون تنها امر به معروفی که بلدن نمازه!) اين افراد كه در لباس بسيج به اين قبيل اعمال دست میزنند دارای تفكراتی خشك هستند و قابليت برداشت رحمانی از دين را ندارند و نكتهی جالب اينجاست كه با تمام ادعای دينداريشان توانايی خواندن يك صفحه از قرآن (كتاب مقدسشان) را بدون اشتباه ندارند .افرادي كه در زندگي تحت فشار بوده اند و كمبودهاي زيادي داشته اند و اكنون كه فرصتي براي آزادي عمل دارند در جهت منفي از آن استفاده ميكنند و به آزادسازي فشارها میپردازند (رجوع شود به نظريات فرديد) عده ي زيادي از بسیجیان عزیز (حدود ۵۵ درصد) از اين گروه نيز مانند كودكان دل به اسباب بازيهای اين لباس خوش كردهاند ؛ وسايلي چون بيسيم، دستبند، انواع گازهای اشك آور و مدافع، كلت و اسلحه كه همگي ما را به ياد بازيهای زمان كودكی می اندازد كه به پليس بازي مشهور است تصويب قوانين كسر خدمت سربازي برای بسيجيان و قائل شدن سهميه كنكور براي ورود به دانشگاه را نيز میتوان از ديگر عوامل مخرب در این عرصه دانست.
پ.ن: البته بسیج دانشجویی بعضی از دانشگاهها از جمله دانشکده حقوق دانشگاه تهران این دردها را فهمیده است و در حال انجام کارهای زیر بنایی می باشد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1387/09/04
ساعت : 19:9
| |
اقتصاد مرسوم : دو تا گاو ماده دارین... یکیش رو می فروشین و یه گاو نر می خرین...به تعداد گاوهای گله شما افزوده میشه و اقتصاد رشد می کنه...پول براتون همینطور سرازیر میشه و می تونین به بازنشستگی و استراحت بپردازین ... اقتصاد هندی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می پرستین و عبادت می کنین ! اقتصاد پاکستانی : هیچ گاوی ندارین ... ادعا می کنین که گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمریکا طلب کمک مالی می کنین ... از چین طلب کمک نظامی می کنین ... از انگلیس هواپیماهای جنگی ... از ایتالیا توپ و تانک ... از آلمان تکنولوژی ... از فرانسه زیر دریایی ... از سوییس وام بانکی ... از روسیه دارو ... و از ژاپن تجهیزات ... با تمام این امکانات گاوها رو می خرین و بعد ادعا می کنین که توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتین !! اقتصاد آمریکایی : دو تا گاو ماده دارین ... یکیش رو می فروشین و دومی رو تحت فشار مجبور می کنین که به اندازه ء ۴ تا گاو شیر تولید کنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می کنین ... تقصیر رو گردن یه کشور گاودار میندازین و بعد طبیعتا اون کشور یه خطر بزرگ برای بشریت به حساب میاد ... یه جنگ برای نجات جهان به راه میندازین و گاوها رو به چنگ میارین ! اقتصاد فرانسوی : دو تا گاو ماده دارین ... دست به اعتصاب می زنین چون می خواین سه تا گاو داشته باشین! اقتصاد آلمانی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو تحت مهندسی ژنتیک قرار میدین ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می کنن و ماهی یه وعده غذا می خورن و خودشون شیرشون رو می دوشن ! اقتصاد انگلیسی : دو تا گاو ماده دارین ... که هر دو تاشون گاو دیوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن ! ﴾ اقتصاد ایتالیایی : دو تا گاو ماده دارین ... نمی دونین که اونها کجا هستن ... پس بیخیال میشین و میرین سراغ ناهار و شراب و استراحتتون ! اقتصاد سوئیسی : ۵۰۰۰تا گاو ماده دارین ... هیچکدومشون مال خودتون نیستن ... از کشورهای دیگه پول می گیرین که دارین گاوهاشون رو نگه می دارین ! اقتصاد ژاپنی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو از نو طراحی ژنتیکی می کنین ... هیکل گاوهاتون یک دهم اندازه ء طبیعی میشه و ۲۰ برابر معمول هم شیر تولید می کنن ... بعد شونصد تا کارتون و عکس برگردون و آدامس با شخصیت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازین و اسمش رو میذارین Cowkemon و توی تمام جهان پخش می کنین و می فروشین ! اقتصاد روسی : دو تا گاو ماده دارین ... اونها رو می شمرین و متوجه میشین که ۵ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و می فهمین که ۴۲ تا گاو دارین ... اونها رو دوباره می شمرین و متوجه میشین که ۱۷ تا گاو دارین ... یه بطری ودکای دیگه باز می کنین و به خوردن و شمردن ادامه میدین ! اقتصاد چینی : دو تا گاو ماده دارین ... ۳۰۰ نفر آدم دارین که گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می کنین که سیستم استخدامی و شغلی کاملی دارین و تولیدات گاویتون در سطح بالایی قرار داره و هر کس رو هم که آمار واقعی رو بیان کنه بازداشت می کنین ! اقتصاد ایرانی : دو تا گاو ماده دارین که هر دو تاشون از باباتون به ارث رسیده ... یکیش رو دولت بابت عوارض و مالیات و خمس و زکات و سهم صدا و سیما و سهم بنیاد های مختلف و غیره ضبط می کنه ... دومی رو هم قربونی می کنین و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ............ . . و غیره می کنین! ... و اقتصاد کماکان فلج می مونه!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1387/09/03
ساعت : 20:42
| |
یک : همیشه پراکندگی ذهنم نمیگذارد آنچه را که دوست می دارم بنویسم(اگر کسی برای رهایی پراکندگی فکر راه حل و درمانی دارد از کمکش استقبال میکنم) دو: احساس میکنم آدمی بی سواد میباشم! سه: نسبت به بعضی از مطالب و وقایع ، روز به روز حریص تر می شوم! چهار: به نظرم قوه تخیل بسیار با شکوه است. پنج : اگر کسی را نقد میکنم به نکات مثبتش هم فکر میکنم مثلا در دفاع از دانشگاه آزاد بسیار حرف دارم. شش : به آدم های تندرو و بی حساب کتاب علاقه ای ندارم. هفت : میم مثل مادر ملاقلی پور مرحوم را قریب به 20 بار دیده ام. هشت : دوست دارم فردی جنجالی باشم؛بازی و تاکتیک جنگ روانی را به خوبی میدانم! نه : معتقدم در حق دوستداران واقعی احمدی نژاد بسیار ظلم شده است! ده :کسانی که شعارهای خمینی کبیر را سر میدهند هیچگاه سیره روحی،اخلاقی و عرفانی آن امام همام را بررسی و کنکاش نکرده و فقط از اسم ایشان سوء استفاده و برداشت سیاسی میکنند. یازده : ... دوازده : کاش عین صاد امروز زنده بود همان که مهندسی فرهنگی را به خوبی لمس کرده بود. سیزده : برای استاد عزیزم جان میدهم ... چهارده : اینجا را هم یک بک آپ میگیرم و تمام پست هایش را پاک میکنم و از نوع شروع به نوشتن میکنم. پانزده: هر کسی هم از دست بنده نارحت و دلخور است حلال کند. شانزده: هرروز محتاط تر از دیروز میشوم! هفده : به سفر رفتن علاقه خاصی دارم.
پ.ن : وارد پنجمین سال وبلاگ نویسی شدم. و هنوز در حوالی هفت تیر تهران دنبال گمشده خودم میگردم کاش که ببیند !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1387/09/02
ساعت : 3:47
| |
|
||||||||