تبليغاتX
یادداشت های یک آقازاده، محمد آل حبیب
خانه | ایمیل | آرشیو

دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ...

او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ...

یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!

 

 

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده!

پسرتان علیرضا

بابا سلام؛

خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید.

پسرتان علیرضا

التماس دعا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/22 ساعت : 1:54 | |

 

امام خمینی (ره)

ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.

 

حضرت روح الله خمینی

صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/08/13 ساعت : 18:6 | |

رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس جمهوراز صحبت های آقای مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بسیار می گذرد، اما این قدر این سخنان بازتاب داشته است که هنوز که هنوز است دارند می گویند مشایی فلان حرف را زده است چرا طرد نمی شود، حتی عده ای که خودشان منافق هستند مشایی و خانواده اش را منافق خوانده اند، واقعا هجمه و بی انصافی در مورد رحیم مشایی بسیار ناگوار بود و نمی توان آن را اخلاقی نامید.

کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.

 

عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "

 

+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/08 ساعت : 15:6 | |

+ قبل نوشت - ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا (ع) مبارکباد. / پيامك تبريك ميلاد امام رضا {اس ام اس}

برگزيده‌ای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)

امام رضا(ع)

پيام زندگى ثامن‌الحجج(ع)
پيام زندگى على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) چيست؟ ما كه نبايد فقط به مرقد امام على‌بن‌موسى‌الرضا اظهار ارادت كنيم؛ او امام ماست، زندگى او براى ما درس است، از زندگى او بايد درس بگيريم؛ زندگى او براى ما يك پيامى دارد، آن پيام چيست؟ من آن پيام را در يك كلمه خلاصه مى‌كنم. بدانيد پيام زندگى پرماجراى على‌بن‌موسى‌الرضا عليه‌الصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزه‌ى دائمى خستگى‌ناپذير.

                                                                       بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363

خادم حرم
اگر آن امام معصوم اكنون حضور مى‌داشتند چه كسانى را براى خادمى خود انتخاب مى‌كردند؟ آيا جز متدين‌ترين، مؤمن‌ترين، صالح‌ترين و با اخلاص‌ترين افراد را؟ و آيا چه كسانى داوطلب اين امر مى‌شدند؟ قطعاً زاهدترين، عالمترين، برجسته‌ترين و پاكترين افراد به خدمت آن امام در مى‌آمدند و خاك آستانش را توتياى چشم خويش مى‌نمودند.

ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367

 

جزئی از باورهای ما
توى حرم امام رضا دو ركعت نماز خواندن ارزشش بيشتر از دو ركعت نماز توى صحن است و توى صحن بيشتر از توى آن فرضاً خانه يا منطقه‌اى است كه بيرون صحن است و خوب اين‌جا يك منطقه‌ى معنوى است، اين جزء باورهاى ماست، به همين ملاك خراسان و مشهد از بركات معنوى بيشترى برخوردار است و اين يك واقعيتى است. ما اگر تاريخ انقلاب را مى‌توانستيم بنويسيم، اگر گذشته‌ى اين مبارزه را مى‌توانستيم به ثبت دربياوريم و آن روزى كه به ثبت دربيايد، اگر كسانى اين كار را بكنند معلوم خواهد شد كه بركات خراسان و بركات اين بقعه‌ى مطهره در روند انقلاب ما چه قدر زياد بوده است.

بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/08/05 ساعت : 16:45 | |

اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی!

هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، "با توهین به نظام و رهبری (به توصیه دوست خوب و عزیزم "پیام فضلی نژاد عزیز" این قسمت ۸ خطی حذف شد) "

شیخ و ملا- خربزه نارس!

 

ملا و آیت الله- آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟!

هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!)

نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت!

اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر

عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :" پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند."

نوه ی بهادرخان

جون داداش میزنما!

اون یکی نوه بهادرخان

آآآآآآییییی نفس کش!

تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود!

اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران

در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان "سمینار تأمین آزادی انتخابات" در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.»

بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد.

صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معین‌فر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد. بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معین‌فر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...»

معین‌فر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.»

 و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معین‌فر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن»

اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد!

پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:" امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش می‌آمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت می‌کردند. در عکس‌هایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده می‌شود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش می‌کرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام می‌زد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفت‌تیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره می‌زد. هادی غفاری می‌خواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که می‌دانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد."

هویدا- آخرین عکس

هویدا و هادی غفاری در دادگاه!

                         

بهادرخان و زندگی به شرط خنده!

عجب چیزیه لامصب!

در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده‌ است می‌گوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و می‌خواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده می‌شود وهویدا به راهرو می‌آید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را می‌کشد و زمانی به خلخالی خبر می‌دهند که کار از کار گذشته بوده‌ است. هویدا را می‌برند روی صندلی می‌نشانند و عکس می‌گیرند و حکم اعدامش را قرائت می‌کنند و سپس او را اعدام می‌کنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.»

هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند!

اپیزود اول – سخن آخر

 امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند:

" آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‏ها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شده‏اند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمى‏دادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مى‏توانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان‏ ساخت."

اضافات:

- قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟!

- هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود!

- خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟!

- حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: "اگر دین ندارید آزاده باشید!!"

نویسنده: "ارمینه"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/08/02 ساعت : 18:17 | |

صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.

شهید شوشتری در کنار سردار شهید برونسیبه گزارش رجانیوز، سرادر شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار محمدزاده، فرمانده سپاه سلمان، فرمانده سپاه ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) در جلسه سران طوایف بلوچ در پیشین از توابع شهرستان سربازدر یک انفجار انتحاری به شهادت رسیدند.

در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند.

امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود.

مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند.

سردار شريف با بيان اين که در اين حادثه تروريستي همچنين شمار ديگري از مردم منطقه از جمله چند تن از سران طوايف به شهادت رسيدند گفت: بيش از بيست تن از مردم منطقه نيز در اين حادثه مجروح شدند.

وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود.
سردار شريف گفت: مشارکت مردم منطقه در ايجاد امنيت پايدار در شرق کشور از اهداف مهم به شمار مي رود و شهيد شوشتري قرار بود صبح امروز در پنجمين نشست در شهر پيشين از توابع شهرستان سرباز استان سيستان و بلوچستان با مردم بومي منطقه و سران قبايل به گفتگو بنشيند.

گفته مي‌شود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.

شهید محمد زاده( سمت راست) در کنار همرزمش شهید نوریاین در حالی است که در ماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است.

پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند.

سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند

سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند،نيمي از پايش را در کنارنهر خين جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزيز اگر 4 ليتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنيم يعني ماموريت مان را کامل انجام نداده ايم ..."

سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود

در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز

برخیاز سران طوایف و ریش سفیدان منطقه کهدر این گردهماییبا حضورفرماندهان سپاه استان به منظور برقراری امنیتحاضر شده بودند، از جمله عارف برا فرزند حاج ولی محمد ، اسلام موحدی فرزند ابراهیم ، کلاتی دهقانی فرزند شنبه حاج ، شاهانی دهقانی فرزند صاحب ، پنج شنبه دهقانی فرزند گجیر و خدابخش دهقانی فرزند مراد بخش از طوایف منطقه به شهادت رسیدند .

+ در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287

به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160)

+ در باغ شهادت باز باز است ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/26 ساعت : 15:43

حاج سیدعلی آقا خامنه ای

در این چند روز گذشته شایعاتی سامان دهی شده از سوی افراد خاص مبنی بر وخامت حال یا بی حالی یا بیماری مقام معظم رهبری بصورت گسترده ای پخش شده است، الحمدلله به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلمین حال ایشان عالی تر از همیشه است و ان شاءالله تا هزاران سال دیگر بالای سر ما خواهند بود.

ان شاءالله پرچم این کشور به دست حضرت آقا تقدیم صاحبش حضرت مهدی (عج) خواهد شد.

 

+ ضمنا طبق اخبار واصله ما امروز رهبر انقلاب طبق سنوات گذشته برای ورزش به کوههای اطراف تهران تشریف بردند.

 

اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه

آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه

اي دل دريايي‌ات کشتي نشينان را اميد

وي نگاه روشنت فانوس درياي همه

اي بيان دلنشينت بارش باران نور

وي کلام آتشينت آتش ناي همه

خنده‌هاي گاه‌گاهت خنده خورشيد صبح

شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگي

سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه

گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش

خانه‌اي در کوچه باغ دل، پذيراي همه

لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد

اي گل رويت بهار عالم آراي همه

(شعر از غلامعلی حداد عادل)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/24 ساعت : 20:3 | |

؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان  را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال

زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي  فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد .

رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت .

ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد .

 

گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شريفش را درکنار جدش امام سجاد ( عليه السلام ) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر ( عليه السلام ) گذراند .
پيامبر اكرم ( ص ) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفراست وادعاي امامت مي كند و او در نظر خداوند جعفر كذاب است .
ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند : كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟ فرمود : محمد باقر شكافنده علوم است . پرسيدند كه : بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ گفت : جعفر كه نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شيعيان و رئيس مذهب تشيع درسال 114 هجري قمري در سن 31 سالگي به امامت رسيد و رداي ولايت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه با اواخر حكومت امويان واوايل حكومت عباسيان مصادف مي باشد . كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حكومت عباسيان بود . آن حضرت با پنج تن از خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ( 125-105 ه. ق ) ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ( 126-125 ه. ق ) ، يزيد بن وليد بن عبدالملي ( 126 ه. ق ) ، ابراهيم بن وليد (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفاي بني عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانيقي ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در يك دسته بندي ، زندگاني امام جعفر صادق ( عليه السلام ) مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود : الف - زندگاني امام در دوره امام سجاد و امام باقر ( عليهما السلام ) كه تقريبا نيمي از مر حضرت را به خود اختصاص مي دهد . در اين دوره ( 83-114 ) امام صادق ( عليه السلام ) از علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد . ب - قسمت دوم زندگي امام جعفر صادق( عليه السلام ) ازسال 114 هجري تا 140 هجري مي باشد . دراين دوره امام از فرصت مناسبي كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند . در اين مدت ، 4000 دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامي ارزاني داشت . ج - هشت سال آخرامام( عليه السلام ) قسمت سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد . دراين دوره ، امام بسيار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسي قرار داشت . در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري عملا تعطيل گرديد .
؛


امام صادق(ع)عصر امام صادق ( عليه السلام )

عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است .

و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در

مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود .

عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد .

زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند .

از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند .

عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد .

پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد .

اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند .

ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند .

وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .

امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد .

رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد .

فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد .

سلام بر او از ميلاد تا ميعاد

 

شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام )

در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد .

در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت .

در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ...

در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد .

همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد .

امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است .

مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است .

شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند .

امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد .

آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند .

امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند .

دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است .

دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند .

شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند .

بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/07/21 ساعت : 18:52 | |

 

محمد نوری زادمحمد نوری زاد ذاتاً آدم بدی نیست، یک آدم فرهنگی با دغدغه های جالب، بعضی از مقالاتش هم که بسیار خواندنی ست، آرشیو نوشته هایش در منزل هست و گاه گداری میخوانیمش ... ، اما آقای نوری زاد مشکلش ۴ میلیارد تومان است پایش سُر خورد و رفت توی چاله ۴ میلیارد تومن ، یک عده ضد انقلاب نوری زاد را تطمیع کردند تا این مرد فرهنگی نزدیک به سیدمرتضا آوینی مچاله باشد و حرفی و فریادی سر ندهد. آقای نوری زاد الان هم دیر نشده است برگردید به دامان انقلاب، شما سال ها مورد وصول بودید با یک عذرخواهی برگردید و خودتان را بیشتر از این خرابتر و فاسدتر نکنید ...!، کاش آن روزی که در نمایشگاه رسانه های دیجیتال در غرفه کافه حزب الله حضور داشتید من بودم و بهتان چیزهایی را یادآوری میکردم ...!

+ آقای نوری زاد نمک نشناسی + من از بیگانگان هرگز ننالم


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/19 ساعت : 20:9 | |
 

مجلس شورای اسلامیلابی ((Lobby و قدرت رایزنی لاریجانی و باهنر در مجلس برای ماندن در قدرت بسیار قابل بحث است، وعده و وعیدهای داده شده و پیگیری چه اموراتی باعث میشود که آنها نفوذ پذیرتر از هر روز میشوند. شکست انسان های اهل علم و عمل برای امثال ما جای تأسف دارد، عده ی زیادی در پارلمان از آتش جهنم هراسی ندارند آنها مایه آبرو ریزی انقلابیون و مایه شادی اقلیت هستند، در مجلس شورای اسلامی همه با کت و شلوار و خیلی رسمی حاضرند گرمایی وجود ندارد که آنها از آتش جهنم هراس داشته باشند، آتشی وجود ندارد که رضای خدا مد نظر گرفته شود، همچیز و همه کس بر اساس لابی و قدرت نفوذ انجام میشود. و من دلم برای مردم میسوزد!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/15 ساعت : 22:4 | |

از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است

از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است

از هويت هاي ميز نشان

از بله هاي از سر اجبار

از طلبه هايي که طالب علم نيستند

از دانشجوياني که دانش جو نيستند

از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده

از اندامهاي به مزايده گذاشته شده

از انسانهاي ارزان قيمت

از اعتقادهاي حراجي

از حرفهاي مفت

از وعده هاي سر خرمن

از ناديدني هاي ديدني!

از صورتهايي که بوم نقاشي اند

از متهماني که شاکي اند

از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند

از تمام خونهايي که رنگين ترند

از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند

از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند

از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است

از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت

از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا)

از کوفياني که اهل کوفه نيستند

از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند

از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند

از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند

از سياستمداران بي دين

از متدينين بي سياست

از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند

از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند

از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهاي بالماسکه

از وطن دوستان وطن گريز

از زنان مرد صفت

از مردان زن صفت

از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند

از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند

از راي هاي ممتنع

از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند

از همه چيز داران بي همه چيز

از امانت داران خائن

از کفهاي روي آب

از ناموس داران بي ناموس

از زنگارهاي روي آينه

از مسلمانان مسلمان کش

از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند

از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند

از آناني که بي حجابند

از آنان که خود حجابند

از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند

از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!

از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟

از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند

از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند

از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند

از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند

از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند

از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند

و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند

از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم...

از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند

از آنان که ني را به گيتار مي فروشند

از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور

از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند

از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان

از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند

از سگهاي بي وفا

از اسبهاي نانجيب

از خروسهاي بي دم

از مورچه هاي تنبل و بي کار

از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل

از کلاغهاي بي حيا

از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند

از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند

از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند

از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ

از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند

از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند

از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند

کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه

از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند

از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا

از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا

از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند

از آنان که بازي مي دهند

از آنان که بازي مي خورند

از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها!

 

}اثري از سپهر...{


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/10 ساعت : 20:27 | |

محمدمهدی همت فرزند شهید همتمحمدمهدی همت فرزند شهید همت گاه گداری که جو زده می شود یکسری خزعبلات سر هم میکند و به خرد رسانه های ضد انقلاب می دهد، آقای همت بنده اصلا شما را مقصر این فاجعه نمی دانم من پول حرام آقای x را مقصر می دانم، علی رغم میل باطنی احترام شما بر من واجب است، شما ناخواسته به دامان پر ضلالت دشمنان نظام رفتید. من توصیه میکنم شما یک بار دیگر وصیت نامه و سخنرانی های پدر بزرگواراتان را بازخوانی کنید. متاسفانه کسانی که از شهید و شهادت چیزی نمی دانستند و تهی بودند با اقدام نابخردانه امثال شما از نام شهید سوء استفاده میکنند.

باز هم من شما را مقصر نمیدانم من پول حرام آقای x را مقصر این فاجعه می دانم!

 

وصیت نامه شهید والامقام حاج ابراهیم همت {رجانیوز}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/07/06 ساعت : 20:43 | |

آوینی می گفت امام(ره) به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است؛

جمله ای که از عمق و حساسیت خاصی برخوردار است، طی 16 سال گذشته هیاهوهای جنجالی با شعارهای "سردار سازندگی" و "گفتگوی تمدن ها" دور شدن از مواضع خمینیسم و گفتمان انقلاب آینده ای نا معلوم را رقم میزد، طعم آن روزهای سخت هنوز که هنوز است بر مذاق مردم بسیار تلخ است، شیرینی خاصی احساس نشده، مطالبات رهبری فرزانه مظلومیت خاصی داشت و فقط ایشان بودند که جریان اصلی انتظار را تدوین می کردند، همه ی اینها گذشت انتخابات سال 84 ریاست جمهوری یک رفراندوم بود برای "مبارزه" همه ی سران زَر و زور و ثروت دست به دست هم دادند تا مبارزه به معنای واقعی خودش تحقق نیابد، ... شکست مفتضحانه ای خوردند، تصمیم گرفتند دولت را شش ماهه ساقط کنند، تمام توان خود را اجرایی کردند مافیا وارد بازی شد اما عنایات الهی خاصی شامل ملت شد ... چهارسال شیرین را با کم و کاستی های خودش پشت سر گذاشتیم، امسال هم رفراندوم جمهوریت و اسلامیت انقلابی بود تمام دشمنان نظام از داخلی و خارجی ها گرفته تا آنهایی که ما به حسابشان نمی آوریم همه و همه دست به دست هم دادند تا شمع روشن شده ی مبارزه را خاموش کنند اینبار هم به لطف الهی به نتیجه نرسیدند و الان قریب به 100 روز است که مثل روباه های گرسنه در حال زوزه کشیدن هستند ... و متأسفانه هنوز نمی دادنند که این انقلاب صاحب دارد ...

دیشب احمدی نژاد جهانیان را با اسم پسر فاطمه(س) آشنا کرد او حرف از منجی عالم بشریت زد او نام حضرت مهدی را فریاد کرد ...، تسخیر دلهای مشتاق جهانیان یکی از شرایط ظهور است ... و هنوز خیلی ها در خواب غفلت به سر میبرند ...

ظهور بسیار نزدیک است ... مبارزه کن برادر مبارزه ...

اللهم عجل لولیک الفرج

+ http://bazrafkan.blogfa.com/post-158.aspx {مهم}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/03 ساعت : 2:18 | |

دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین!

+ اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01 ساعت : 21:51 | |

"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم ‌آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.‌[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند، و عمل مي‌كنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بي‌تفاوت هستند، يا ملت ها را نمي‌گذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد،‌ تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله‌روهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئه‌چينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛  روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله‌هايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.
اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد مي‌كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي‌كشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند؛ طمع ها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همة ممالك اسلامي قطع شود؛ عمال آن در همة ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملت هاي اسلام را مي‌خواهند كنار بگذارند، و ابرقدرت ها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آن ها را بكند؛ و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها. 

     
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟ ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپ‌روهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله‌دانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حركات مذبوحانه است. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد مي‌كنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.
دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است، ‌اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي‌دانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده‌ايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند.

در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئه‌گرهاي بين‌المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.
من از خداوند تبارك و تعالي خواهانم كه غلبه بدهد اسلام را بر همة قشرهاي عالَم؛ بر همة مستكبرين، مستضعفين را غلبه بدهد. و از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه برادرهاي ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در هر جايي از عالَم كه هستند، از دست مستكبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.

والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين

حضرت روح الله خمینی

بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه

صحیفه امام جلد 9

 

پی نوشت :

*مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ...

* یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی!  خودت میدانی ...

* شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی ....

* شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای  ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ...

خودت را خر کرده ای ! قبول کن...  

+ منبع


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25 ساعت : 19:8 | |

حسینعلی منتظری

شما بهتر است به توصیه های امام عمل کنید!، کسی از تو نظر نخواست که داری دخالت میکنی تو اموری که بهت مربوط نیست، من به علم و سوادت شبهه ای ندارم ولی به عقلت و تقوایی که داری شک دارم، الان جنالعالی قریب به ۴۰ سال است که در جهل و نادانی اسیر هستی و در اون به سر میبری!، آن از وقایع باند مهدی هاشمی دهه ۶۰ که شما بازیچه بودی، این هم از وقایع باند مهدی هاشمی سال ۸۸ که باز هم شما بازیچه هستی، تو خودت که قدرت تصمیم گیری نداری، عده ای منافق برایت چرندیات می نویسند تو هم امضاء میکنی، تا همین چند سال پیش دعات میکردیم که عاقبت بخیر بشی ولی دیگه دعا کردن هم روی تو اثر نداره (قضیه شده مثل قضیه مهدی خزعلی)، شیاطین تورو احاطه کردن، تعادل روحی و روانی هم که نداری، شنیدم بدجور تو عذابی، ان شاءالله هم تو عذاب این دنیا بسوزی هم تو عذاب اون دنیا ...! خدا جای حق نشسته عدالتش روهم کسی نمیتونه انکار کنه ... همین!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/23 ساعت : 19:39 | |

در این چند وقته گذشته اتفاقات زیادی رخ داده است، اتفاقاتی که تلخ و شیرینی های خاص خودش را داشت، بعضی اوقات شاید شخصاً در نوشته هایم تند رفته باشم خب واقعا گاهی هم باید تند رفت، ولی نباید کسی را بیرون از دایره نظام دانست هر کسی به نحوی از روی جهل و نادانی اشتباه میکند، یکی بیشتر و یکی کمتر، و امان از جهلی که زیاد باشد و متأسفانه بعضی ها دچار جهل زیاد شده اند، به نظر من برخورد قاطع نظام با این افرادی که این چند وقته اخیر آب به آسیاب دشمن ریختند گره گشای همه ی امور است، آقای کروبی، آقای صانعی و آقای موسوی باید به دادگاه دعوت بشوند و حد مجازات شرعی و قانونی بر آنها جاری بشود.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/06/22 ساعت : 6:23 | |

به نام خداوند شیرو رطب

خداوند نان جو و نیمه شب

 

خداوند باران خداوند چاه

خداوند طوفان خداوند ماه

 

شکافنده ی کعبه ی خاک و سنگ

نگهدار همواره ی آب و رنگ

 

کنون ورکشم گیوه ی شعر را

به الحمد رب علی علا

 

به حمد خدای یتیم و اسیر

خداوند سر در تنور فقیر

 

ترا می ستایم نه سر خود ،علی

به تصریح ایاک نعبد،علی

 

به عمق زمین و به اوج هوا

دل آبها و دل خاکها

 

تو خود را نمایانده ای بر همه

خودت خویش را خوانده ای بر همه

 

تو پرواز را یاد پر داده ای

تو آواز جبریل سر داده ای

 

تو بر کوه استادن آموختی

تو ققنوس را زادن آموختی

 

نگاه تو در پشت آیینه هاست

اگر سوره ای مهبطت سینه هاست

 

اگر نور خیره کننده نئی

اگر ابر تیره کننده نئی

 

اگر آب ،آب گل آلود،نی

اگر شعله ای شعله با دود،نی

 

به دستت بود شانه ی موجها

به پایت فتد سجده ی اوجها

 

تو خود جاده ای مبدئی  مقصدی

تو خود عابدی مسجدی معبدی

 

تو را می شود خورد از هر قنات

تو را می شود برد از هر فرات

 

تو را می شود خواند از هر نگاه

تو را می شود دید در هر پگاه

 

غرور صدای شکستن تویی

خشوع به بالا نشستن تویی

 

تو با حقی و حق همیشه تو راست

تو برخاستی این که حق روی پاست

 

کمی گوش کن بر صدای حزین

خداوند خاکی روی زمین

 

مرا بغض کن بشکنم در گلو

مرا آب کن ،آب پاک وضو

 

ببر با خودت روی دوش نسیم

بچرخان مرا دور طور کلیم

 

تجلیگه خویش کن چون درخت

که سوزم به امرت شوم نیکبخت

 

پس آنگه تو در صوت شعله ورم

تکلم نما با من دیگرم

 

اگر مستطیع زیارت شوم

نه طاهر که عین طهارت شوم

 

بپوشم لباس سفیدی به تن

هم احرام گردد مرا هم کفن

 

به گردت بگردم بگردم مدام

هزاران طوافت کنم صبح و شام

 

به دورت زنم چرخ طوفان صفت

به کوری هر چشم بی معرفت

 

الست بربک بگو یا علی

که گویم هم آواز عالم بلی

***

الهي! امشب به اشك ديدگانم غسل مي‌كنم و به روشنايي اين شب‌ها قَسَمَت مي‌دهم كه با نسيم عفو خود، بر علفزار آتش‌گرفته جانم بوزي.

قدرِ شب‌هاي قدر را كسي مي‌داند كه طلوع صبح اين شب‌ها را آغاز اولين روز از تولد دوباره خود قرار دهد و عزم راستين ترك گناه كند.

رد قضاي اهلي در شب‌هاي قدر هنگامي است كه دست رد به سينه شيطان مي‌زنيم و وسعت روزي، نيازمند بستن دريچه‌هاي تنگ‌نظري است.

رسول خدا(ص): محروم كسي است كه از خير امشب (شب قدر) محروم بماند. خوشبخت آن كسي كه در اين شب، خورشيد آمرزش الهي، روشن‌گر صبح فردايش باشد.

ليلة القدر، درختي است پر از ميوه شيرين بخشايش كه تنها تلنگري بر آن براي نجات هر دو جهان كافي است.

از عجايب الهي، اوج فرصتي است كه در شب‌هاي قدر، نصيب انسان مي‌شود و تيره‌بخت، دلي است كه در اين شب‌ها خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار نمي‌دهد.

الهي، شب زنده‌داري‌ام در اين شب براي رهايي از شب‌هاي تيره دروني من است؛ نوري از خود بر من بتابان تا بيدار باشِ خوابگاهِ مرگم باشد.

امام صادق(ع): «برآوردِ اعمال، در شب نوزدهم، تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم انجام مي‌گيرد».

 

+ چرا سر سفره دخترت شیر نخوردی آقا ؟! ...، هنوز عرش با این جمله کوتاه می لرزد!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19 ساعت : 19:32 | |

مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم.

 

دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند }

 

دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛

 

دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند.

 

دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.

 

دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله

 

 

+ " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند.

+ این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18 ساعت : 6:55 | |

شب قدر ... و خدا ...

نقل است که شیخ رجبعلی خیاط فرمود:
از عده ای از علماء و اهل معنا پرسیدم: خداوند انسان را برای چه آفرید؟ جواب قانع کننده ای نشنیدم. تا اینکه از آیت الله شاه آبادی  سؤال کردم.
 ایشان فرمودند:
« خداوند انسان را برای نمایندگی خود خلق کرده است؛ إنی جاعل فی الارض خلیفه».

+ وقتي جلوي آينه، گرد روي شونه‌هاي لباسمو مي‌تكوندم ياد فرشته‌هاي روي شونه‌هام افتادم كه مي‌گن سير تا پياز اعمال آدمو ثبت مي‌كنن. خدايا مي‌خوام امشب توي آينه، خود خودم باشم، قبل از بيرون شدن از بهشت، اما يه لكّه روي آينه است كه صورتمو سياه نشون مي‌ده. نزديك رفتم و ها كردم؛ آره خودشه! براي پاك كردن سياهي‌ها بايد همين امشب كه ليلة القدره دست به كار بشم و آهي از ته دل بكشم تا هر چي مابين من و اون آينه زيباست پاك كنم.

* * *

پارسال تو مراسم احيا، وقتي چراغا رو خاموش كردن، با خودم گفتم يادم باشه كه براي خوشبختي، يه قسمتايي از وجودمون هست كه بايد هميشه خواب و خاموش باشه؛ درست مثل اين چراغا، مثل بعضي حرفا، غيبتا، حسادتا و عادتا. فتنه‌هايي كه گاهي با يك كلمه آغاز مي‌كنيم و بعد... نمي‌دونم! مگه علي رو شمشير شايعه ترور نكرد؟

خدايا! گناه كردن خيلي ساده است و العفو گفتن ساده‌تر از اون؛ اما امان از روز محشري كه چراغا روشن بشن؛ اون وقت «يَوْمَ تُبْلَي السَّرَائِرُ »[17] سر مي‌رسه و ماييم و پرده‌هايي كه از چهره‌من و تو رد شده و افتاده.

* * *

خدايا! نكنه يه روز هر چي به پشت سرمون نيگا مي‌كنيم، تو جاده‌هاي حسرت، كوله‌بار اعمالي رو ببينيم كه توي جاده ريخته و خوراك ساعتاي تلف شده عمرمون شده! نه! توي اين شبا، العفو گفتن به اين سادگي‌هام نيست آخه رايانه خدا هر چي رو كه ذخيره مي‌كنه، ديگه پاك بشو نيست؛ باور نمي‌كني؟ به جزء سيِ قرآن مراجعه كن؛ ببين اون روز نشون به اون نشوني كه خطوط سرانگشتامونو هم مي‌سازن براي اينكه يادت باشه هميشه زير نظري... اما با همه اين حرفا، امشب دراي ليلة‌القدر باز شده و خدا مي‌خواد همه رو ببخشه؛ آخه او عاشق بنده‌هاشه.

«بازا بازا هر آن چه هستي بازا

گر كافر و گبر و بت‌پرستي بازا

اين درگه ما درگه نوميدي نيست

صد بار اگر توبه شكستي بازا»


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/17 ساعت : 19:39 | |

پدر طالقانی ...

سال های سال است در کتابخانه منزل ما همین عکس در کُنج دیوار با قابی سفید رنگ به دیوار مزین است، از کودکی یادم می آید که در همه ی اسباب کشی ها از این خانه به آن خانه ی ما این عکس همیشه حضور داشته است، از موقعی که خواندن را یاد گرفته ام هرگاه چشمم به قاب عکس آقای طالقانی می افتاد لقبی که امام روح الله به ایشان نسبت دادند همان " ابوذر زمان " خواندنش برایم خیلی شیرین بود. الان چندین سال است که منافقان زمانه ی ما از نام آیت الله طالقانی سوء استفاده می کنند، آری غربزده های گذشته و امروزی ما دارند از نام این شخصیت انقلابی به نفع کارهای منافقانه خود بهره برداری لازم را می کنند، کسانی که اولین نماز خود را چند وقته گذشته پشت سر هاشمی رفسنجانی اقامه کردند امروز میخواهند برای ابوذر زمان روح الله مراسم یادبود بگیرند و این یعنی توهین به آقای طالقانی، و جامعه انقلابی این هیاهوی منافقانه را بر نمی تابد.

 

+ان شاءالله بچه های خودی ما بتوانند با برنامه ریزی ها و توانمندی ها در سال آینده و سال های آینده یک مراسم با شکوه که در شأن این مرد بزرگ است را برپا کنند ...

<زندگینامه> حضرت آیت الله طالقانی

+ پدر طالقانی روحت شاد ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/16 ساعت : 22:43 | |

شهدای سبز

عدد "هفتاد و دو" منزه تر و پاک تر از این حرف هاست که بخواهد بازیچه دست یزیدیان و منافقان زمانه ما بشود، رنگ 72 رنگ سرخی است که با کربلای حسین(ع) آغشته شده است، رنگ 72 رنگ سرخی است که با یاران بهشتی عزیز آغشته شده است، رنگ 72 هیچ گاه برای بازی نیافریده شده است، اندازه ی آن بر تن یزید و منافق گشاد است؛

لقب یزید به میرحسین موسوی ارزشمندترین لقبی است که می شود به او نسبت داد، او بود که با توهمش باعث شد بعضی از جوانان پاک این سرزمین جَوگیر بشوند و در نهایت ندانم کاری ها ... جانشان را از دست بدهند، تا بحال بین 20 یا 30 شهید! اثبات شده داریم. اما هیچ گاه عدد آن به 72 نخواهد رسید. هفتاد و دو خوب میداند که یزیدیان و منافقان زمانه در صدد بازی با آبرویش هستند، مقامش در پیشگاه خدای مهربان عظیم و عزیز است که هیچگاه نمیگذارد یک عده دروغگو از نام پر صلابتش در راه به رسیدن اهداف شوم سوء خود از او استفاده بکنند.

+ لقب منافق به سیدمحمد خاتمی و  شیخ یوسف صانعی و همگی دار و دسته ی مسجد ضرار زمانه بهترین لقبی است که می توان برای آن ها در نظر گرفت، به این آقایان باید گفت حواستان باشد که هنوز ملت ایران در جواب به ندای تکبیر مرگ بر منافق را هم سر می دهند!

 

+ همینجا از مسئولین امر میخواهم پرونده هشت شهریور را رمزگشایی کنند که مطمئناً میرحسین موسوی در آن نقش بسزایی داشت !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/06/15 ساعت : 22:22 | |

خاندان هاشمی!احترام به پدر و مادر از واجبات هست، البته این اصل را هم نباید فراموش کرد که احترام والدین به فرزند هم واجب است در قرآن کریم نسبت به هر دوی این مقوله سفارش شده است که متأسفانه اکثر پدر و مادرها اون چیزی رو که به نفع خودشان باشد را تکرار میکنند ... و با مسائل طوری برخورد میکنند که انگار حرف باید حرف خودشان باشد و فرزند اصلا نباید اظهار وجود بکند. این یعنی برخورد غیرمنطقی که در موقع و نوع احوالات روانشناسی خودش واقعا جای بحث دارد. اگر با فرزند برخورد مناسبی نداشته باشی مطمئنا تا یک حدی تحملت میکند و اگر زیادی هم بخواهی به خواسته هایش تن دهی سوارت می شود. الان مشکل خاندان هاشمی همین نوع برخورد است، آقای هاشمی رفسنجانی آنقدر به محسن و مهدی و فائزه و فاطمه رو داده است که سوارش شده اند ...، این بچه ها آنقدر گستاخ شده اند که توهم برشان داشته است، آنها خیال میکنند این نظام با خاطرات پدرشان بنا شده است ...که بشود علیه ش کودتا کرد! 

 

+ {خصوصی} یکی گفته بود رفتم سر مزار بابام نشستم بغض کردم و زدم رو دستم گفتم بابا ممدت گرفتاره ها ...! حالا این که باید بگیم باباهامون دعامون کنن چون دعای پدرها خوب میره بالا! آقای هاشمی هم واسه بچه هاشون دعا بکنند که اینها به راه راست هدایت بشوند. ان شاءالله


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 22:24 | |

فرهنگ بی فرهنگ!

سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند.

اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!!

آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم.

بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 2:38 | |

یحتمل این گفتار شهید آوینی(ره) شامل حال ما هم بشود که می گفت "شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت"، چگونه مبارزه کردن در قرآن کاملا مشهود هست جایی زبان خوش، جایی گذشت و جایی حدید همه ی این ها را که با هم جمع کنیم می شود جنس مبارزه حضرت امام خمینی(ره)، همیشه رویای تصورات جوانی من بین سال ۴۲ تا ۶۸ بود خیلی آرزو داشتم جنس آن روزها را لمس کنم اما خب این رویاهای شیرین تبدیل به حسرت می شد ...، همیشه سعی کردم به کسی توهین نکنم اما گاهی اوقات هم پیش می آمد که نقطه جوش ما سر به فلک می کشید، امشب که با دوست عزیزم "آقای امیرحسین ثابتی" چند دقیقه ای صحبت کردم، ایشون به یک نکته قابل توجهی اشاره کرد که خیلی به دلم نشست،گفت که طرف مقابل هرچقدر خواست فحاشی بکنه بزار بکنه ما باید گذشت کنیم ما باید "الکریم عند العفو" باشیم.

آقای صانعی! دکتر احمدی نژاد در حق شما "الکریم عند العفو" را قائل شدند.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/06/13 ساعت : 2:25 | |

دشمن شناسی از ویژگی‌های مؤمن است و حضرت امام خمینی (ره) که از قضا امروز همه‌ی جناح‌ها ادعای پیروی‌اش را دارند، در این زمینه رهنمودهای تاریخی ارائه داده‌اند. ایشان همواره تکذیب و مخالفت دشمن را مایه‌ی مباهات می‏دانستند و تعریف دشمن را عیب می‌شمردند.

این روزها تمام دشمنان خارجی برای اینکه پیشرفت و تعالی نظام ایران اسلامی با مشکل روبرو شود، بار دیگر هجمه های مسموم خود را علیه کشور بسیج کرده اند، و با هم متحد شده‌اند. از طرفی امریکا رسماً از مدعیان اصلاحات حمایت کرده است. امروز امریکا، رژیم صهیونیستی، ضدانقلاب و منافقین بر ضد احمدی نژاد موضع گرفته‌اند و همین دشمنان، برای انتخاب میرحسین موسوی تلاش می‌کردند. همه‌ی اینها نشان می‌دهد که بین دشمنان و دست نشان‌ده‌های هاشمی رفسنجانی منافع مشترک به وجود آمده است. در این میان، هوشیاری مردم قهرمان ایران می‌تواند نقشه‌ی دشمنان را نقش بر آب کند. آنها که به امام و شهیدان دلبستگی دارند، خوب است به ره‌نمودهای حضرت امام(ره) و وصیت شهیدان مبنی بر پیروی از ولایت فقیه توجه نمایند و قربة الی الله به خادم ملت، دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد و کمک کنند. اما آنها که پیروی از امریکا و دشمنان ارضایشان می‌کند، مختار هستند که به  دشمنان قسم خورد چراغ سبز نشان دهند و به قول شاعر:

متاع کفر و دین بی‌ مشتری نیست              گروهی این، گروهی آن پسندند

حضرت روح الله خمینی

در ادامه، برای اتمام حجت، به فرازهایی از ره‌نمودهای نورانی امام روح الله خمینی توجه فرمایید:  

تعریف امریکا عزای ماست: باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مى‏گوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان «1» از ما تعریف کنند معلوم مى‏شود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم.

صحیفه امام، ج‏18، ص: 242  

تعریف دشمن نشانه وجود عیب است: اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مى‏فهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مى‏کنند از او.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 250 

اگر برای مردم کار کنید به شما توهین میکنند: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مى‏دانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمى‏کند. توهین براى کسانى است که مى‏خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مى‏کنیم خوشش مى‏آید و یا چه کسى بدش مى‏آید.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 441 

نمیخواهیم خودفروختگان از ما تعریف کنند: نمى‏خواهیم روشنفکران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعریف بکنند. ما مى‏خواهیم یک مسئله‏اى را که اسلام مى‏فرماید عمل بکنیم و براى کشورمان خدمت بکنیم. نه یک دستگاهى درست بشود که همه‏اش خراب و فاسد باشد و بچه‏هاى ما را به فحشا بکشند، و افراد را بى‏تفاوت کنند، که اگر همه چیزشان را ببرند، اینها اصلًا ککشان نگزد و هیچ توجه به این مسائل نداشته باشند.

صحیفه امام، ج‏12، ص: 292 

تعریف امریکا نشانه ایراد ماست: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏هاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیه‏اى هست که دارند تعریف مى‏کنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند.

صحیفه امام، ج‏9، ص: 527 

آنها که منافعشان ازبینرفته بر ضد ما قلم میزنند: ما نباید متوقع باشیم که اینهایى که شکست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنویسند. یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامه‏هاى امریکا و کسان دیگر براى ما چیزهاى خوب بنویسند. خوب، آنها رفته‏اند از بین، منافعشان از دستشان رفته است. خوب، کسى که تمام منافعش را شما از او گرفتید- ملت ما همه منافع امریکا را گرفته؛ الآن یک شاهى ندارد، یک سیر نمى‏تواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایى که منافعشان از دستشان رفته- نباید ما متوقع باشیم که اینها براى ما مقاله- عرض بکنم که- خوب بنویسند. البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزى اینها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است که ما مصیبت داریم.

صحیفه امام، ج‏15، ص: 189

به توهین‏ها توجه نکنید: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مى‏دانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمى‏کند. توهین براى کسانى است که مى‏خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مى‏کنیم خوشش مى‏آید و یا چه کسى بدش مى‏آید.

صحیفه امام، ج‏17، ص:441  

به پیغمبر اکرم(ص) هم تهمت میزدند و توهین میکردند: همه ابرقدرت‏ها با ما دشمن‏اند، فکر این را بکنند که دولت در چه وضعى و با چه مشکلاتى روبروست و توقع این را نداشته باشیم که هر چه مى‏خواهیم، در خانه ما حاضر باشد. و همه مى‏دانیم که این دشمنی‏ها تازگى ندارد؛ چرا که در زمان پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- چه تهمت‏ها و ناسزاها به ایشان مى‏گفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست برنمى‏داشت. و حالا اگر کم و کسرى در مملکت وجود دارد، ما متأثریم و دولت و مسئولین با همه توان خود در رفع کمبودها مى‏کوشند و کارهاى مهمى انجام داده‏اند که امیدوارم به یارى خداوند بهتر بشود. اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرت‏ها مى‏شدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهرى درست مى‏شد و قبرستانهاى ما پر از شهداى عزیز ما نمى‏گردید، ولى مسلماً استقلال و آزادى و شرافتمان از بین مى‏رفت. آیا ما مى‏توانیم نوکر و اسیر امریکا و دولتهاى کافر شویم تا بعضى چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد. ملت ایران در مقابل امریکا مى‏ایستد و به امید خداوند پیروز است. خداوند آن قدر تأکید کرده است که ما با آنها موالات نداشته باشیم «2»، آن وقت براى ارزانى اجناس، ما خودمان را بفروشیم؟! شما توقع نداشته باشید که آنها از ما تعریف کنند. اگر آنها از من طلبه و شما تعریف مى‏کردند، ساقط مى‏شدیم. ملتها با شما هستند و این سازمانها دستاورد ابرقدرتهایى هستند که مى‏خواهند مردم مستضعف جهان را چپاول کنند و به همین جهت، با شما مخالف‏اند. خداوند همه شما را موفق کند.

صحیفه امام، ج‏17، ص: 35 

در برابر تهمت به شخصیتها چه کنیم؟ شما باید هیچ وقت به این صحبت‏ها گوش نکنید، و همیشه در هر امرى وجدان خودتان را حَکَم کنید، و اگر از کسى یا از کسانى تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است. اگر اعمالشان خوب است کسى که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قواى نظامى و انتظامى و قواى مسلّحه و غیر نظامى باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسى ندهد. بى‏چون و چرا حرفى از کسى قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است.

صحیفه امام، ج‏14، ص: 30 

پی نوشت:

1- دو رئیس جمهور امریکا. کارتر از حزب دمکرات و ریگان از حزب جمهوری خواه.

2- به آموزه‏ای از قرآن اشاره شده که در آیات زیر تکرار شده است: «ال عمران / 28»، «نساء / 139»، «نساء / 144» و «مائده / 51».


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/10 ساعت : 22:20 | |

گوشت کیلو 12000 هزارتومانآقای احمدی نژاد گوشت کیلو 12000 هزارتومان با تورم 14 درصدی همخوانی ندارد، اگر به هر دلیل ممکن و غیر ممکنی گوشت که یکی از ارزاق مهم خانواده ها است اینطور صعود قیمت دارد، از مافیا گرفته تا کم کاری دستگاه های مسئول ...، این قابل تحمل نیست این با شعار عدالت خواهی شما تناسبی ندارد، تا کی فقرای ما باید نان خشک میل بکنند؟ ، خواهش میکنم رسیدگی به قیمت اقلام و ارزاق مهم زندگی مردم را در اولویت کارهای خود قرار دهید. عده ای گشنه اند گویی شب و روز در حال روزه گرفتن هستن و این یعنی کوفت شدن چیزی که ما میخوریم! واقعا یک لقمه غذا خوردن عادی کوفتم میشود ... خواهش میکنم یکبار دیگر به فیلم فقر و فحشای مسعود دهنمکی عزیز نگاه کنید ... !

فقر ... 


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/07 ساعت : 12:51 | |

مهدی کروبی چند وقت گذشته در نامه ای به هاشمی رفسنجانی ادعا کرد "عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند."

 

شیخ یوسف صانعی هم از قافله ی گستاخی عقب نیفتاد، صانعی که خود را "مرجع تقلید" می‌خواند، اخیرا در جمع تعدادی از روحانیون هم‌نظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفته، "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می‌خورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو می‌بینه".

   

جواب حضرت امام (ره) به کروبی و صانعی:

آن آخوند احمقی که در یک همچو مقطع از زمان به بعضی مقدسات شیعه جسارت می کند، در صدد این است که در مقابل او هم یک کسی پیدا بشود، آن هم یک چیزی بگوید و موجب بشود که در بین مسلمین در یک همچو مقطع از زمانی که دارد وحدت ایجاد می شود، اختلاف ایجاد بشود. واقعاً اسلام چه بکند با این طرز فکرها، با این طرز عملها ؟ اسلام چه کند با این آخوندهایی که خودشان را به صورت یک روحانی در آوردند و در بین مردم پخش هستند ؟ ...

 

حضرت روح الله

صحیفه جلد 19 صفحه 50


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/02 ساعت : 1:5 | |

ای خدا ...

گناهی،

رگ گردنم را گروگان گرفته است

زمانی خداوند همسایه ام بود

...

+ گزیده‏هایی از توصیه‏های حضرت روح الله به مناسبت ماه رمضان

+ امشب سر سفره ی افطار میخوام دعا بکنم خدا رهبر عزیزمون رو تا ظهور آقا امام زمان(ع) حفظ بکنه، امشب میخوام دعا کنم خدا این دولت ولایی و خدمتگزار رو در کارهاش موفق بداره، امشب میخوام به خدا بگم خدایا هاشمی رفسنجانی، صانعی، کروبی، خاتمی و میرحسین موسوی را به راه راست هدایت کن و اگر هدایت نمیشند ...، امشب سر سفره ی افطار میخوام بگم اللهم عجل لولیک الفرج ...


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/31 ساعت : 18:30 | |

اللهم عجل لولیک الفرج

شبکور شدیم از عدم تابش نورت

این خاک یتیم است بکش دست عبورت

امواج علیل و نفَس باد عقیم است

سا حل به شک افتاده ز طوفان حضورت

در آینه ی خانه نظر کن که ببینی

تصویر همه هست بجز صاحب صورت

از روشنی آه تو داریم چراغی

ای فیض غمت ،صیقل زنگار و کدورت

اغلب همه مَردیم ولی محض تفاخر

اینجا همه هستند بجز وقت ظهورت

دوریم زتو گرچه تو نزدیک به مایی

ای دوست نشانی بده از خانه ی دورت

...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/05/30 ساعت : 1:54 | |

خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزه ها بود!

حضرت روح الله 3/12/67

 

 

 

+عده ی کمی از دوستان ما نوشتن نوشته قبلی را حرام تصور کرده اند و بعضی ها هم بی اخلاقی اما به نظر من این مثل این می ماند که به آمریکا و اسرائیل و انگلیس هم توهین نکنیم چون بی اخلاقی است چون حرام است!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28 ساعت : 23:21

طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی، مراسم توديع آيت‌الله سيد‌محمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيت‌الله صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد قوه قضاييه صبح روز شنبه هفته آينده در محل حوزه رياست قوه قضائيه برگزار خواهد شد.

عملکرد آقای شاهرودی در بُعدهای مختلف توسعه قضایی نسبتاً رضایت بخش بوده است و البته شخصاً انتقاد شدیدی نسبت به آن دارم.

آیت الله هاشمی شاهرودیاما مسئله مهمتری بنام مفسدان اقتصادی دانه درشت وجود داشت که باید از آن حرف زده شود که به حضرتعالی بگویم شما در این مورد هیچ اقدامی نکردید، جناب آقای شاهرودی شما علی رغم تأکیدات رهبری فرزانه (فرمان هشت ماده ای – 10/2/1380) و اعتراضات دانشجویی و طلاب و ...، هیچ تحول جدیدی را در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی هایتان اتخاذ نکردید که هیچ که حتی اعتراض "طلبه سیرجانی" را تحمل نکردید و دستور دادید وی را به جرم اغتشاش دستگیر کنند!

آیت الله صادق لاریجانی

من امیدوارم آقای لاریجانی برخورد با مفسدان اقتصادی دانه درشت را احیاء بکنند. من پرونده ی فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی، پرونده فرزندان آقای ناطق نوری، پرونده فرزندان آقای واعظ طبسی، فرزندان آقای کروبی، عده ای از نمایندگان مجلس ششم، هفتم و هشتم و ... را مفسدان دانه درشت می دانم و بهترین برخورد با این مجرمان و مرفهان بی درد را همان برخورد امیرالمونین(ع) می دانم که به " فرماندار خود در اهواز " این چنین نوشت:

" هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد.

و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با  گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان.

مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند.

شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن "

 

دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲  / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹

 

آقای لاریجانی ما منتظریم اولین اولویت کار شما بی آبرو کردن مفسدان اقتصادی دانه درشت باشد ما منتظریم حضرتعالی فرمان هشت ماده ای رهبری انقلاب را جهت برپایی عدالت اجرا بکنید، وگرنه روزی فرا خواهد رسید که باید هزاران جهانشاهی (طلبه عدالتخواه سیرجانی) را به زندان بفرستید!

 

* همین مطلب در سایت خبری مذهبی، تحلیلی رهوا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21 ساعت : 21:14 | |

گرچه نوشته های من و شخص خودم در آن حدی نیستند که کسی بخواهد تهدید یا توهین بکند. اما روزانه  ۱۰ الی ۲۰ پیام با مضمون های ذکر شده در قسمت نظرات تایید نشده همین وبلاگ مشاهده می شود. زیاد مهم نیستند که بخواهم آن را تشریح کنم، اصلا اهمیتی ندارد اما از مدتها قبل یک جمله در گلویم گیر کرده بود که امروز آن را خطاب به امید - از رفقای ... شهردار سابق ، GHASEMY و ... می گویم؛

" ... أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ " آیه ی شصت و سوم سوره مبارکه عنکوبت شرحی جالبی دارد ... .

و آیه های خدا مختص به زمانی خاص نیستند!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21 ساعت : 16:23 | |

جوانان عزیز فرانسه

سلام

خبر شورش عظیمتان را در اینجا خواندم؛ شوری که شما در کشورتان ایجاد کردید وصف ناپذیر است کاش من آنجا بودم و این لحظات پرشور را از نزدیک مشاهده میکردم، امیدوارم که این درگیرها ادامه پیدا کند شما کشوری مستعد و غنی دارید، اما سردمداران جنایتکار کشور عزیز شما را از مسیر پیشرفت و تعالی دور کردند. امیدوارم که خود شما امورات کشورتان را در اختیار بگیرید و این حکومت عوام فریبتان را سرنگون کنید.

فقط به فکر سرنگونی حکومت و دولت باشید نه کسی را بُکشید نه صدمه ای به جایی بزنید.

هدف شما فقط و فقط سرنگونی حکومت و دولتتان باشد.

به امید ظهور امام زمان ما و حضرت مسیح همه ی ما که بیایند و عدالت را در همه ی جای جای جهان برپا کنند. و ان شاءالله همه ی ما شاهد آن باشیم ظلمی در جایی نیست، جنگی در جایی نیست و گرسنه ای در هیچ جا نیست ...!


Dear young people of France

Hello

News Zymtan riot in here read; brininess that you have created your country is indescribable and I wish I was there, the intense moments, I see a close, I hope to continue this conflict-prone country and you have rich, but the forefront of criminal Profile your path of progress and excellence in round. I hope your affairs in your country and this government can offer Commons Frybtan to depose.

Only think of you, not to overthrow the government and the government not drag someone somewhere to check damage.

Your only goal the overthrow of the government and Dvlttan.

The hope of the advent of Christ and Hazrat Imam of our time that we all come, and justice in place all around the world to establish. Sha’allh either all that we are not where we Zlmy, where war is not hungry in any place not ...!

 

بعد التحریر: متن انگلیسی را به دلیل کمبود وقت از ترجمه گر گوگل برداشتم شاید اشتباه داشته باشد، شما ببخشید، فکر میکنم اگر جوان فرانسوی آن را بخواند دست و پا شکسته چیزی منوجه شود.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/05/20 ساعت : 20:55 | |

حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است.
متن شكوائيه آحاد وبلاگ نویسان از مشوقين به قانون گريزي

جناب آقاي مرتضوي
دادستان محترم تهران


سلام عليكم
با احترام ، اينجانب، از نامزد خاص دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري، آقايان اکبر هاشمی رفسنجانی، ميرحسين موسوي، سیدمحمد خاتمی و یوسف صانعی كه به طرق مختلف:
اعم از حضور فعال، صدور بيانه، سخنراني و ...، باعث تشويق افراد به اردو كشي خياباني و نتيجتاً آشوب شورش، تخريب اموال عمومي و خصوصي، مجروح كردن و كشتن هموطنان بي‌گناه، ‌برهم زدن امنيت عمومي خصوصاً مزاحمت‌هاي ديرهنگام شبانه، افترا و توهين و هتك حرمت اشخاص حقيقي و حقوقي و مسئولين، ‌اخلال در نظم، آسايش و عمومي، ايراد خدشه بر حيثيت نظام در سطح بين‌الملل، ممانعت از كسب و كار مغازه‌داران خيابان‌ها به جهت ايجاد رعب، خوف وحشت و اصرار بر استمرار آن، آتش افروزي، اتلاف اموال عمومي و خصوصي شده‌اند، همچنين از طراحان و فرماندهان پشت صحنه راهپيمايي‌ها و تجمعات و اقدامات غير قانوني و خشونت آميز و ضد مردمي كه به بهانه‌ي تقلب در انتخابات و تمكين نكردن به قانون، پس از انتخابات حماسه بزرگ 22 خرداد، از تاريخ 23/3/1388 لغايت تاريخ امضاي اين شكايت نامه در سطح وسيع، گسترده و حجيم به راه انداختند مستنداً به مواد 498، 610،609،698،618، 186،187،687،689،203،208،615،675 قانون مجازات اسلامي و ساير قوانين و مقررات مربوط به موضوع، ‌شكايات دارم. خواهشمند است نسبت به تعقيب كيفري متخلفين و قانون شكنان آشوبگر و معرفي آنها و احقاق حقوق از دست رفته‌ي اينجانب، دستور عاجل صادر فرماييد. "

 

امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی، خرچنگ زاده، freshteh، مجید غریب، سارا مسعودی، فرزند انقلاب، سید بت شکن، کاظم، احمد از تبریز، سجاد اکبری، اتلو، شعبون استخونی، بشیر، قطره ای از دریا، وحید نصیری کیا، مهدی(چرا احمدی نژاد)، عباس سیاح طاهری، ابراهیم(ع)مصطفی(ص)، سید حمید بسیجی، ایرانی، سولدوز، احسان، حمید، سیدمرتضی، جانم فدای رهبر و میلیونها ایرانی دیگر ...

 

* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.

موج شکایت از هاشمی و خاتمی ، میرحسین و صانعی

مـــــوج قـــانون


بازتاب: http://neda-jtdtd.posterous.com/1862855

http://slider.blogfa.com/post-388.aspx

http://nayeney.parsiblog.com/MLink/?4007817

http://majid14.blogfa.com/post-714.aspx

http://lpo.blogfa.com/post-127.aspx


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/05/16 ساعت : 2:0 | |

حضرت امام خمینی (ره)

مقدس نماهاي بي شعور

ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان - ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند!

حضرت روح الله (3/12/67)

 

 

"میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد"


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/05/15 ساعت : 14:47 | |

زمان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری "مهندس ثمره هاشمی رئیس ستاد هماهنگی های مردمی دکتر احمدی نژاد" با چند تن از دانشجویان دانشگاه شریف جلسه ای داشت که از قضا ما هم با دوستان حضور داشتیم، مهندس داشت از سفرهای استانی دولت می گفت و نظر مردم و خواست مردم، می گفت مردم ابراز محبت میکردند و می گفتند ما تا بحال ندیدیم رئیس یا مسئول استانی در هوای 50 درجه ای بیاید به شهر ما چه برسد به رئیس جمهور!، الان جمع کثیری از همان مردم شریف میگویند شما چرا ستاد انتخاباتی برای دکتر زدید، ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در خانه های روستانشینان و مردم ستم دیده و مظلوم است.

ثمره هاشمی ادامه داد: مردم ایران هوشیارند و خودشان تحلیل می کنند، خدمت رئیس جمهور بودم ایشان نقل می کرد: در سفر کرج خانمی نامه دستش بود ولی به علت شلوغی زیاد نمی توانست جلو بیاید گفتم راهش را باز کنید بیاید جلو، آمد و نامه را رساند دست من و همانجا روی رکاب ماشین ما ایستاد و خودش رهبری کار رو شروع کرد و به بچه ها می گفت نامه اون رو بگیر بیار، شما نامه ت رو بده و جمع آوری نامه ها رو مدیریت کرد ... .

مردم رئیس جمهور را از خودشان و جنس خودشان میدانند.

گاهی نامه می نویسند به آقای رئیس جمهور می گویند که آقای دکتر برا ما دختر خوب پیدا کن. اینطور جوونهای عزیز ما و مردم فهیم ما با آقای رئیس جمهور راحتند و ایشون رو از خودشون می دونند.

یکی از دانشجویان از مهندس پرسید نظر آقای احمدی نژاد در مورد بانکداری اسلامی چیه؟ مهندس پاسخ گفت: یکی از آرزوهای اقتصادی ایشون این هست که سیستم اقتصادی و نظام بانکی کشور، اسلامی شود و شعار عدالت، دولت اسلامی و غیره اینها بحث ها و شعارهایی است که عوض نخواهد شد مگر اینکه محقق شود ، آقای احمدی نژاد قاطعاً و قویاً اعتقاد دارند که سیستم بانکی ما باید سیستم قرض الحسنه ایی شود.

ثمره افزود:دکتر آمده است در میدان و از کار و طرحهای خودش در همه ابعاد یک تنه دفاع میکند.

در دولت نهم همه مسئولین در کار خودشان تخصص دارند و تحصیلکرده کارشان هستند، اما چیزی که الان مهم است این است که ما باید به مدیریت اسلامی ایمان داشته باشیم.سیستم ها باید اصلاح شود و هم به سمت و سوی اسلامی شدن قدم بردارد.

هرهفته آقای احمدی نژاد جلسه اقتصادی دارند هم با دولتی ها و هم اشخاص اهل فن بیرونی.حوزه جلسات اقتصادی در حال بزرگتر شدن است و هرهفته عضو جدید دارد که هم فکر با تفکر اقتصادی رئیس جمهور میشوند.

سیدمجتبی ثمره هاشمی

یکی از دانشجویان دیگر در مورد بحث مفاسد اقتصادی و اقدامات دولت نهم سئوال پرسید؟ و مهندس پاسخ داد که: آقای احمدی نژاد معتقد به این هست که شروع مفاسد اقتصادی از زمان جنگ بود، حالا خود ایشون شاید در این مورد صحبت هایی در آینده بکنند و این فساد در دوره سازندگی شدیداً رشد پیدا میکنه و امثال مسئولین آن زمان بودند که خودشون رو مالک کشور می دونستند و علناً این مقوله رو بیان می کردند، واقعا این حرف ها را میزدند، در دوره سازندگی خیلی کم پایبند به اسلام و دین بودند و در دوره اصلاحات شدت بیشتری گرفت. اینها خیلی راحت زمین خواری و تعرض به بیت المال میکردند. زمین های 20 هکتاری، 100 هکتاری و غیره بود که در دولت نهم بازپس گرفته شد. آقای دکتر که آمدند گفتند حق مردم باید پس گرفته شود اما اینها آمدند و حاشیه سازی های فراوان کردند، اما الحمدلله این قضایا در این دولت پیگیری شد، نتیجه خوبی داشت و تا حدود زیادی حق مردم احیاء شده است. و اگر جایی تخلفی کشف بشود قاطعاً و یقیناً برخورد خواهد شد.

در اواخر دولت هشتم آقایان تحت عنوان خصوصی سازی قیمت یک جایی رو که 70 یا 80 میلیارد تومان بوده اس را 10 میلیارد فروختن آن هم به صورت قسطی که مشکل خاص دولت شده بود.

اینها در همین قالب خصوصی سازی خیلی جاها را به اطرافیان و نزدیکان خودشون فروختند بعد در زمان دولت نهم کارگرها و کارمندان اون رو اخراج کردند و برای دولت ایجاد بحران کردند و این زحمتکشان رو به بهانه کسری بودجه سمت بانک ها و وزارتخونه ها سوق می دادند تا بتونند از دولت تزریق مالی بگیرند.

یکی از دانشجویان دیگر نسبت با برخورد این گونه مفسده ها و اینکه چرا وزارت دادگستری کار نمیکند؟ مهندس پاسخ داد وزارت دادگستری رابطه ای است بین دولت و قوه قضائیه، وزارت دادگستری هیچگاه در امورات حکم و برخورد موضوعیتی رو نمیتونه ابلاغ کنه اما در حال حاظر قوه قضائیه آمده و دارد همکاری لازم را میکند.

یکی از دانشجویان دیگر نسبت به چند شغله بودن آقای الهام پرسید، آقای هاشمی پاسخ داد: سخنگویی دولت هم زیاد وقت گیر نیست و چون آقای الهام در دولت حضور دارند و دارند کار حقوقی میکنند و تمام مصوبات رو می دونند برای همین سخنگوی دولت شدند و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز هم یک جای تشریفاتی هست و کار خواستی صورت نمی گیرد. 

دانشجوی دیگری انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور کرد و آقای ثمره هاشمی ضمن اینکه تا حدودی انتقاد وارده را قبول کرد، اضافه کرد که خود کارکرد دولت یک کار فرهنگی ست، نمایشگاه کتاب دارای یک رکور جهانی شد که کار وزارت ارشاد دولت نهم بود، توجه به حوزه های علمیه، افزایش تعداد دانشجویان و 70  جلسه مشترک هیئت دولت با روحانیون ، جلسه مشترک دولت با نخبگان و اقدامات دیگر، کدام دولت بود که با ائمه جمعه کشور جلسه مشترک داشته باشد؟ خلاصه اینکه بنده معتقدم که در هر حوزه ای از دولت نهم وارد بشویم افتخار آفرین است.

 

همین مطلب در {خردنیوز}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/14 ساعت : 17:18 | |

عکس: هاشمی رفسنجانی در کنار دریا

آقای هاشمی لب دریا خوش گذشت، اصلا مهم نبود که تو توی مراسم تنفیذ حضور داشته باشی، همون بهتر که نبودی، اصلا مهم نبودی ... همین!

عکس: یکبار بدون هاشمی رفسنجانی!

"عکس بزرگتر"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/05/12 ساعت : 14:6 | |

یکی از محورهای مهم و اصلی سخنان امروز دکتر احمدی نژاد در جمع اساتيد بسيجي اشاره به موضوع این چند روز گذشته بود که بر خیلی ها سخت گذشت.دکتر احمدی نژاد در جمع اساتید بسیجی
دسته ی اول کسانی هستند که از همه بیشتر حرص و جوش خوردن و چون از دکتر مطمئن بودند برای این چند روز همیشه در حال درست کردن توجیحاتی خاص بودند و از نقد درون گفتمانی دست برنداشتند، دسته ی دوم کسانی بودند که از روی چند چهره ایی خودشان خجالت نکشیده و بسیار منافقانه عمل میکردند و دسته ی سوم کسانی بودند که صبر پیشه نکردند، حجت شرعی و عقلی خود را سامان ندادند و با منافقان همنوا شدند، امروز احمدی نژاد در میان سخنانش یک نکته ی حیاتی و لذت بخش را مطرح کرد، وی گفت: رابطه ما با رهبری از جنس محبت،اعتقادی و پدر و پسری است این جمله ی زیبای دکتر دسته ی اول را از این امتحانات خوفناک اخیر سربلند بیرون آورد و تأکید کرد که باید با اطمینان خیلی بیشتری به این راه ادامه داد، دسته ی دوم را مأیوس و مثل همیشه خار کرد و دسته ی سوم را هم پشیمان و هم به فکر فرو بُرد تا دیگر شتاب زده عمل نکنند و من بعد حجت شرعی و عقلی را در رفتار و اعمالشان اعمال کنند.

...

* با این جمله دکتر اشک از چشمانش سرازیر میشود ! پدرم با من تماس می گیرد و بعد از احوال پرسی می گوید صحبت های دکتر را دیدی، میدانی مفهومش یعنی چی؟! بدون اینکه منتظر باشد من جوابی بدهم خودش پاسخ می گوید، می گوید یعنی اینکه آقا جان اگر شما اشاره کنید جانم را برای شما خواهم داد. 

* مشروح خبر {لینک}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/10 ساعت : 2:36 | |

اين بچه‏ها معماگونه هستند در عين گريستن مى‏خندند و در عين خنديدن مى‏گريند. دل دريايى‏شان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقرارى‏شان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينه‏هاى ستبرشان مى‏کوبد. اينان ذخيره‏هاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزيدگانى که تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.

شهيد سيد مرتضى آوينى

بچه های جنگ ، بچه های آخرالزمان

...

لباس رزم بر تن میکنیم برای مبارزه با اسرائیل

اين بار روي صفحه کمي آسمان کشيد
پرواز  تا  نهايت هر  بيکران  کشيد
هر چند سن و سالي از عمرش گذشته بود
اين بار روي صفحه ولي يک جوان کشيد
سر بند سرخ  اسلحه پوتين لباس رزم
خود را شبيه هيبت يک قهرمان کشيد
در يک نبرد سخت و نفس گيرو بي امان
تصويري از مبارزه با دشمنان کشيد

...

حال آنانکه رفتند کاری حسینی کردند
و آنانکه ماندند باید کاری زینبی کنند
وگرنه یزیدی اند !

ما برای نبرد با اسرائیل غاصب آماده ایم، آماده ایم تا اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم، از کودکی آرزو داشتیم با ابرقدرتهای بزرگ و جهانخوار بجنگیم ...

 

* "ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/07 ساعت : 17:19 | |

تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد

همه ی دوستان بزرگوار روز بزرگ مراسم تحلیف و تنفیذ را از یاد برده اند ... ؛ باز هم یک عده ای کاسه داغ تر از آش شده اند ... کسانی که تا دیروز ولایت پذیری را به سخره می گرفتند امروز برای ما حرف از ولایت پذیری می زنند، تیتر امروز روزنامه مردم سالاری و خیلی های دیگر ...  از ولایت پذیری حرف می زد!، خاک به دهنتان ۱۶ سال پیش کجا بودید ؟!

حضرت آقا در این روز بزرگ حرفهای بسیار مهمی را ایراد خواهند.همچنین دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ولایتمدار ایران اسلامی هم پشت پرده اقدامات اخیر را تشریح خواهند کرد. ان شاءالله

فعلا همین!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/05/04 ساعت : 22:20 | |
دستخط آقا ، متن نامه به احمدی نژاد در خصوص لغو حکم مشایی
 

نامه ی حضرت آقا به احمدی نژاد در مورد لغو انتصاب آقای مشایی یک نامه خصوصی و محرمانه بود؛

نقش آقای لاریجانی،باهنر،توکلی،زاکانی و ... در انتشار این نامه ی مهم از کجا سرچشمه میگیرید؟

چه کسی بزرگان قم را دعوت کرد تا در خصوص مشایی به رهبری نامه بنویسند؟

چرا قالیباف در مورد مشایی از موضع تهمت وارد شد؟

چرا احمدی نژاد به نامه آقا دیر لبیک گفت؟

چه کسانی در خبرگان نامه ی منتشره را امضاء نکردند؟

چرا رسانه های خبری اصل موضوع را بایکوت کردند؟

چرا بعضی ها میخواهد بگویند احمدی نژاد باید به حرف ما گوش بدهد؟

و چرا طوری مطلب مینویسند که وانمود کنند اینها هستند که باید به دولت خط دهی کنند؟ و چرا طوری رفتار میکنند که انگار صاحب احمدی نژاد هستند؟

و هزاران چرای دیگر ...

آزمون الهی سختی در پیش داریم ...

اگر بگذارند از همه ی اینها خواهم نوشت ... همین برای هیچکس!

 

رهبر معظم انقلاب "اگر اختلاف سلیقه‌ها با هوای‌نفس مخلوط شد کار خراب می‌شود/نباید به کسی بیهوده تهمت زد"

مصطفی زرقونی: حجت عقلی و حجت شرعی


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/03 ساعت : 19:35 | |

طرفداران واقعي، دشمنان حقيقي

به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد به استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي- صلي الله عليه و آله و سلم - است اسلامي كه غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار و شرق در راس آن شوروي جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. اسلامي كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بوده اند و دشمنان حقيقي آن زراندوزان حيله گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بي هنرند.   14/9/67 (حضرت روح الله)

 

آقای احمدی نژاد سلام؛ من سعی کردم همیشه با شما موافق باشم و کمتر از شما انتقاد بکنم، امروز مسئله ای بنام انتصاب آقای رحیم مشایی به عنوان معاون اولی در دولت دهم مطرح شده است، اینجا یک فضای مجازی است که عمومیت خاصی هم دارد، وقتی وبلاگ دوستان را میخوانم وبلاگ کسانی که طرفداران واقعی شما هستند ایجاد شبه و شک برایم دو چندان میشود، امیرحسین ثابتی خیلی منطقی به موضوع پرداخته است، کمیل نقی پور آنقدر احساسی نوشته است که میخواهم زار بزنم، سجاد صفار کلاه شرعی درست میکند ... ، آهستان و باقری آنقدر تند رفتند که استرس گرفته ام، و هنوز هیچ کس نامه ی رهبری به شما را منتشر نکرده است و این یعنی سرگردانی من ... و لطفا یکی مرا روشن کند!

من فعلا دارم با این جمله امام خودم را سرگرم میکنم "... و ميزان در هر کس حال فعلي اوست"

 

لینک ها:

مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود؛ باور کن! (ارمینه)

دوراهی مرگ و زندگی برای احمدی نژاد (دست نوشته های یک دانشجو)

تمام آنچه در دفاع از انتصاب مشایی می توان گفت ... (خصوصی نیست)

آقای احمدی نژاد، خداحافظ! (بیا تا برویم)

آقای رییس جمهور! ثابت کنید از تبار موسوی و رضایی نیستید (خاکریزیسم)

پتک مشایی بر سر عدالتخواهان (از ایران)

مشایی ، هووی 25 میلیون ایرانی!! (سهم نوشته های یک دانشجو)

 

 ...

بعد التحریر: حجت بر همگان تمام شد ؛ مشایی باید عزل شود (متن نامه مقام معظم رهبری به دکتر محمود احمدی نژاد)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/05/01 ساعت : 17:14 | |

تو کتاب "شنود اشباح" آقا رضا گلپور خونده بودم که حاج حسین آقا شریعتمداری گفته جناب کشمیری همیشه دو خودکار بیک همراه داشتند به گونه‎ای که همه آن را می‎دیدند. ازش پرسیدم چرا دو خودکار داری؟ گفت : یکی مال بیت‎المال است و یکی شخصی. من [برادر حسین] از همان لحظه تردیدم نسبت به وی شروع شد. اگر می‏خواست بیت‎المال را هدر ندهد، یک خودکار از پول خودش می‏خرید و برای بیت‎المال هم از آن استفاده می‎کرد. بعدها کشمیری شد عامل بمب‎گذاری در دفتر نخست وزیری در هشت/شهریور/شصت!

حالا بنده با یک اقدام متفاوت به آقای خاتمی نفرت بیشتری پیدا کرده ام؛ 

از آقای خاتمی خاطره خوشی نداریم:

رئیس جمهور سابق ایران است، دیروز از توقف غنی سازی هسته ای و تعامل با غرب سخن می گفت امروز از همه پرسی! به توان غرب! ، رئیس فعلی بنیاد باران یا جان برکف بنیاد سورس، مردی با عبای شکلاتی که هرزگاهی با دختران خوش بَر و رو شوخی میکند! ، سیدی خندان است که خیال میکند جنیفرلوپز دوم است، کسی که توصیه شهید مطهری را جدی نگرفت، او یک دکتر است دکتری متوهم!، سَرور و سالار شهیدان را به سخره گرفته است و خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر می داند!، آقای دکتر! شما با صحبت های غیر عقلانی و غیر منطقی داد شهید آوینی را در آورد، آقای خاتمی غائله ۱۸ تیر دوران ریاست جمهوری خویش را به یاد دارید، شما مومن نیستید وگرنه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدید، شما از سال ۷۸ عبرت نگرفته اید سال ۸۸ یعنی ۱۰ سال بعد شبیه آنرا تکرار کردید، هر دوبار شکست خوردید و هردوبار به آغوش غرب و استکبار پناه بردید، شما کشته شدن و زندانی شدن تعداد زیادی از هموطنان را فراهم آوردید به کام شما به رنج دیگران، شما از میرحسین یک بت دیگری از بنی صدر ملعون ساختید، هاشمی را وسوسه خواسته هایتان کردید، و رهبری را مظلوم! غافل از اینکه مقام معظم رهبری میلیون ها فدایی در سطح ایران اسلامی و جهان دارند، وهزاران حرف نگفته است که امیدوارم وزیر اطلاعاتی همچون آقای ری شهری عزیز پیدا بشود و دست به افشاگری بزند، حالا قضیه شما اینطور به کشمیری مرتبط میشود که شما لباس پیغمبر به تن کردید تا از برخی اتهامات و ابهامات در امان باشید، آقای خاتمی شما یک روحانی نما هستید! امیدوارم دادگاه ویژه روحانیت با شما برخورد شدیدی بکند و لباس پیغمبر و نماد آخوند بودن را از تن بی کفایت شما بیرون بیاورد و یک دست کت شلوار هاکوپیان به شما هدیه بدهد!

همین!

پی نوشت: نطق انقلابی آقا حمید رسایی در مجلس شورای اسلامی / نکته ی عکسیهمکاری خاتمی با آمریکا و اسرائیل / شرحی بر کودتا مخملی یا براندازی نظام


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/04/31 ساعت : 16:32 | |

دکتر مرتضی آقا تهرانیمرتضی آقا طهرانی اولین فرزند حاج اکبر آقا طهرانی و دختر عمه اش بود که بنا بر نقل مادر و تاریخ مندرج در شناسنامه 1/1/1336 متولد شد. پدرش تاریخ تولد او را 1334 می داند. حاج اکبر کاسب جوانی بود که به شغل سماور سازی در بازار اصفهان مشغول بود ولی با ورود دستگاههای سماور سازی که چند برابر یک انسان بازدهی داشت، تصمیم به تغییر شغل گرفت. این تصمیم، تقریبا مقارن با تولد مرتضی بود. او سنگ تراشی را انتخاب نمود و مراحل شاگردی تا استادی را در این رشته طی کرد. حاج اکبر به همراه دو برادر خود در یکی از باغ هایی که از جدش به آنها به ارث رسیده بود اتاق هایی ساخته بودند و هر کدام در یک اتاق زندگی می کردند. وضع معیشتی حاج اکبر در آن روزها خیلی خوب نبود. مرتضی دوران طفولیتش را در خانه باغی در محله «تل واسگان» و به همراه پسر عموهایش سپری کرد. ظاهرا در آن روزها، به جای مهد کودک، بچه ها را به نزد افراد با ایمان، با حوصله، قدری با سواد، با تجربه، و سالخورده می فرستادند و اصطلاحا می گفتند: بچه ها می روند «کار». مرتضی هنوز به یاد دارد که با زیر انداز صورتی رنگش نزد زن سالخورده ای می رفته است. او در مکتب خانه اصول دین و قرائت نماز، اسامی امامان و حروف ابجد و.... را آموخت.
هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که به مدرسه رفت. «دبستان تعلیمات دینی». در زمان شاه، این دبستان ها در کل ایران زیر نظر یک روحانی به نام آقای شیخ عباس اسلامی اداره می شد. مدیر مدرسة مرتضی، حاج شیخ حسین خادمی بود. در مدرسة آنها تعلیمات دینی و قرآن بیشتر از مدارس دیگر رونق داشت. صبحها به جای سرودهای ملی و وطنی و دعا به جان بی مقدار شاه، ذکر شریف: رضیت بالله ربا و بالإسلام دینا ....... را می خواندند و به کلاس می رفتند.
در دوران دبستان مرتضی همیشه سوم کلاس بود. تا سال ششم ابتدایی را در مدرسه تعلیمات دینی گذراند. در سالهای دبستان و دبیرستان معمولا سر صف قرائت قرآن می کرد. صدای خوبی داشت و به قرآن هم مسلط بود. مرتضی پس از آن به دبیرستان نشاط رفت که بنابر قول خودش با اینکه کادر دبیرستان خوب بودند اما ادارة دبیرستان خوب نبود. با دبیرستان صارمیه هم در ارتباط بود و برخی از امتحانات متفرقه را هم در دبیرستان سعدی می داد. در دبیردکتر مرتضی آقا تهرانیستان، کلوپ دینی داشتند که مرتضی از فعالان این کلوپ بود. معلم دینی آنها آقای فشارکی، فرزند آیت الله فشارکی(رحمه الله) بود. مرتضی هم در مسجد و هم در کلوپ دینی، قرآن یاد می داد.
با آغاز دوره دبیرستانِ مرتضی، تحولاتی در محلة زندگی آنها رخ داد. در محلة آنها مسجدی بود به نام «مسجد خاکی»، که بعدها نامش به مسجد شجره تغییر کرد. حاج اکبر به همراه چند نفر از بزرگان محله به نزد آیت الله حاج آقا رحیم ارباب(رحمه الله) رفتند. ایشان، از مراجعِ به نام اصفهان، و از شاگردان مرحوم میرزا جهانگیر خان قشقایی(رحمه الله)، و مرحوم آخوند کاشی بود. وی صاحب رسالة عملیه و همچنین دارای نظرات فلسفی بود و عالمی عارف و پرنفوذ در اصفهان به شمار می رفت. مردان محلة تل واسگان از حاج آقا رحیم ارباب یک روحانی می خواستند. یک روحانی با تقوی، ملا، با سواد، با تجربه و مهمتر از همه آشنا به برخورد با جوانان، تا بتواند جوانانشان را به دین جذب نماید. حاج آقا رحیم پیشنهاد کردند در روز نیمه شعبان جشنی بگیرند تا ایشان یک روحانی معرفی نمایند، به شرط آنکه قدرش بدانند.
بنابر فرمودة ایشان جشنی بر پا شد و حاج آقا رحیم، آیت الله شیخ حسین فاضل کوهانی(رحمه الله) را نصب نمودند. ایشان استاد بزرگانی همچون، شهید مظلوم دکتر بهشتی(رحمه الله) و آیت الله جنتی(حفظه الله) و ...بودند. نصب ایشان بسیار با برکت بود. وقتی ایشان از دنیا رفتند حدود 10-12 طلبه در آن منطقه تربیت شده بودند. آیت الله فاضل(رحمه الله) از جمله اساتید مرتضی است که نقشی اساسی و کلیدی در سرنوشت وی داشته است. وی یک روحانی مدبر و با تقوی بود که با حسن رفتار و دقت نظر توانست حتی بچه های محل را به مسجد جذب کند. خاطرات مرتضی از آن روزها بسیار شنیدنی است. هنوز هم با یاد استاد اشک در چشمان مرتضی حلقه می زند. مرتضی در کنار درسهای دبیرستان برخی از درسهای طلبگی، مثل «تبصره المتعلمین»(فقه عربی از علامه حلی)، «عوامل فی النحو»، «عوامل جرجانی»، «رسالة توضیح المسائل» را هم نزد آیت الله فاضل(رحمه الله) به پیشنهاد خود ایشان خواند.
مرتضی در سال دهم دبیرستان، دبیرستان را رها کرده، و با تحریک و تشویق آیت الله فاضل(رحمه الله)، و به قصد ورود به حوزه، عازم قم شد. البته، حاج اکبر معتقد بود که بچه ها باید کار یاد بگیرند. به همین دلیل هم، مرتضی روزهای تعطیل نزد پدر می رفت تا کار کردن بیاموزد. وقتی قصد رفتن به قم را داشت، در سنگ تراشی و سنگ کاریِ ساختمان فردی زبردست، و کمک خوبی برای پدر بود و همین امر قدری اجازه ترخیص را برای پدر دشوار می کرد. بعدها حاج اکبر سخت ترین گذشت عمرش را همین می دانست که به مرتضی اجازة ترک کار و رفتن به قم داد.دکتر مرتضی آقا تهرانی
مرتضای جوان وارد قم شد، چند سالی به پیروزی انقلاب مانده بود. سیصد نفر در امتحان ورودی مدرسة حقانی شرکت کردند و تنها سی نفر طلبه پذیرش شدند. مرتضی در میان پذیرفته شدگان نفر سوم بود. مدرسة حقانی تحت نظارت شورایی متشکل از حضرات آیات: قدوسی، بهشتی، مصباح، و جنتی اداره می شد. مرحوم شهید قدوسی(رحمه الله) ناظم مدرسه هم بودند. مرتضی مشغول درس شد. از سال دوم طلبگی تبلیغ را شروع کرد. توسط یکی از روحانیون اصفهانی برای بار اول به میان مردم ایل بختیاری رفت. جایی که شیخ مرتضی کارش را شروع کرد محلی بود به نام «تنگه رواق». هنوز آدم های آن روزها را به یاد دارد، زبانشان را می شناسد، و با برخی از آنها رفت و آمد دارد. اوائل انقلاب، چون از اصول دیالکتیک آگاهی داشت بیشتر به شهر های شمالی کشور، همچون صومعه سرا، رضوان شهر، رشت، و... می رفت تا با مجاهدین و کمونیست ها مناظره کند.
در سال چهارم طلبگی، از مدرسة حقانی بیرونشان رفتند؛ به علت یک سری اختلافات فکری و اعتقادی در بین طلاب حقانی، مسئولین مدرسه تصمیم گرفتند به منظور حفظ آرامش، عده ای از طرفین دعوا را بیرون کنند، شیخ مرتضی یکی از آنها بود. از حقانی که بیرون آمد با حدود بیست و پنج نفر از دوستان در ساختمانی زندگی می کرد که عمدتا تحت نظارت آیت الله مصباح(حفظه الله) بودند.
شیخ مرتضی در سال آخری که در مدرسة حقانی بود تصمیم به ازدواج گرفت. در طی سفری که به مشهد مقدس داشت، در حرم مطهر از آقا خواست مقدمات ازدواج او را با دختری برایش فراهم کنند با هفت ویژگی؛ هرکدام از ویژگی ها هم که غلط است خودشان اصلاح کنند. بیش از دوقیقه طول نکشید که با پیرمردی برخورد کرد که بعدها پدرخانمش شد. جالب آنکه پیرمرد هم درست در همان لحظات از امام هشتم داماد شایسته ای طلب کرده بود و آقا حاجت هردو زائرشان را همزمان روا کردند.دکتر مرتضی آقا تهرانی
کم کم مقدمات ازدواج فراهم شد. در سال 57 پس از مدت زیادی که بعلت تنگدستی عقد بسته مانده بودند، با مشکلات مالی زیاد و با توکل فراوان، با کمک و مساعدت آیت الله فاضل همسرش را به قم آورد تا زندگی مشترکشان را آغاز کنند. شیخ مرتضای جوان در سال 58 برای اولین بار پدر شد. هیچ چیز، زن و زندگی و حتی فرزند، مانع از فعالیتهای او خصوصا در آن سالهای بحرانی انقلاب نشد. وی با زن جوان و فرزند شیرخوارش به شمال کشور می رفت تا مردم را آگاه کند و تفکرات پوچ و بی پایه و اساس مجاهدین و کمونیست ها را به آنها بشناساند. در سال 61 وقتی منتظر تولد فرزند دومش بود، بهمراه پدر و چند تن از بستگان نزدیکش عازم سفر حج شد. چند روز پس از بازگشت، فرزند دومش هم بدنیا آمد.
از مکه یک تلویزیون کوچک رنگی خرید و با یک سیم بلند و یک کلید، برای تلویزیون کنترل صدا درست کرده بود و از همان کودکی به فرزندانش آموخت که «گوشی که با صدای موسیقی پر شود نمی تواند امیدوار به شنیدن صدای امام زمانش باشد».  همین حرف ساده باعث شد تا ورود تلویزیون به خانه کوچک و محقر آنها باعث سلب توفیقات آنها نگردد، و او همچون قبل می خواند و می نوشت.
در آن سالها او از طلاب پر تلاش مؤسسة در راه حق بود که تحت اشراف حضرت آیت الله مصباح(حفظه الله)، برخی علوم روز را بصورت تخصصی می خواندند. آن سال ها مقارن با جنگ تحمیلی هم بود. با وجود تکلیف سنگین دفاع، حاج شیخ مرتضی هم چون قبل درس می خواند، حتی حاضر نبود یک روز عید نوروز را هم تعطیل کند. با وجود این جدیت در امر تحصیل، بارها بنابر وظیفه در جبهه های نبرد حاضر شد، و بعنوان روحانی در عملیات های مختلفی چون نصر4، ماووت، والفجر 8، و ... شرکت کرد. در همان سالهای ابتدای جنگ دو برادرش را از دست داد؛ شهید مصطفی ردانی پور، که همدرس و هم فکر و رفیق صمیمی اش بود، و شهید مصطفی آقا طهرانی، که برادر کوچکتر او بود. در فراق هردوی آنها بسیار سوخت.

دکتر مرتضی آقا تهرانی

در سال 65 فرزند سومش هم بدنیا آمد.
وی فلسفه را عمدتا نزد آیت الله مصباح(حفظه الله) خواند. آموزش فلسفه (که بعدها کتاب شد) و اسفار اربعه را تحت نظر ایشان خواند و بحث کرد. جلد 9 اسفار را که بحث علم النفس است (با توجه به دکتر مرتضی آقا تهرانیرشتة مورد علاقه اش که روانشناسی بود) چندین بار خواند و بحث کرد. شرح تجرید را نزد مرحوم آقا طه کافی(رحمه الله) خواند. در فقه از محضر آیت الله مظاهری(حفظه الله) بهره برد. از محضر بسیاری دیگر از فضلا همچون آیت الله بهجت(حفظه الله)، مرحوم آیت الله صافی اصفهانی(رحمه الله)، مرحوم آیت الله کشمیری(رحمه الله)، و ... بهره ها برد. فوق لیسانس روانشناسی را از مؤسسة امام خمینی (که آن روزها به نام بنیاد باقر العلوم شناخته می شد) گرفت و سپس در غالب یک گروه، با نظر حضرت آیت الله مصباح(حفظه الله) برای کسب علوم روز، بهمراه زن و فرزند عازم غرب شد. قصه پشت کار وی در آنجا از زبان خانواده اش واقعا شنیدنی است. توکل و توسل، در آن بلاد کفر بیش از پیش به یاری پشت کار حاج شیخ مرتضی آمدند. سال اولی که به کانادا هجرت کرده بود، خبر فوتِ شهادت گونه پدرش، او را به ایران خواند. حاج اکبر در بازگشت از سفر مشهد مقدس طی سانحة تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرده بود. شاید حاج اکبر سواد آنچنانی نداشت، اما یک مسلمان شیعة واقعی بود که می توان وی را اولین معلم و استاد فرزند به حساب آورد (بعد از آنکه شیخ مرتضی حالات پدر را برای استادش، آیت الله بهجت(حفظه الله) بازگو کرده بود، ایشان فرموده بودند: «این گونه افراد به افسانه می مانند»). حاج شیخ مرتضی هنوز هم موفقیت هایش را مرهون دعای خیر و رضایت قلبی و الدینش می داند.
به مراسم تشییع و تفین پدر نرسید. برای چهلم پدر چند روزی به ایران آمد و دوباره در میان نگاه های نگران و پر از غم و غصة مادر به کانادا بازگشت. وی از دانشگاه مک گیل مونترال مدرک فوق لیسانس عرفان گرفت. سپس به آمریکا مهاجرت کرد و از دانشگاه بینگ همتون مدرک فوق لیسانس فلسفه غرب گرفت. در کنار مطالعه سنگین و شبانه روزی، مسئولیت امامت جمعه و ادارة مؤسسه اسلامی نیویورک را هم به عهده داشت. مؤسسه اسلامی نیویورک در زمان حضور حاج شیخ مرتضی بسیار زنده و پررونق بود. دعای کمیل، ندبه، مراسم عزاداری محرم، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان و ... با حضور ایرانیان مقیم نیویورک برگزار می شد. با اخذ مدرک دکترای فلسفة عرفان، کار درسی اش در آنجا تمام شد و علی رقم اصرار شدید مردم و برخی مسئولین، مؤسسه را رها کرد و به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب حدود هشت سال طول کشید (79-71).

دکتر مرتضی آقا تهرانی

پس از بازگشت به قم دوباره در مؤسسه امام خمینی با راه اندازی واحد تربیت مربی اخلاق فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت. وی همچون قبل امر تعلیم و تعلم را اصل در زندگی قرار داد.
دکتر حاج شیخ مرتضی آقا طهرانی، حالا دیگر یک پدر بزرگ شده است، و هیچ چیز حتی نوه های شیرینش نتوانسته اند او را از درس و کار و تلاش باز دارند.
در سال 1384 به دعوت ریاست جمهوری اسلامی ایران و به امر اساتید خود و تشخیص تکلیف معلم اخلاق هیأت دولت شد.

دکتر مرتضی آقا تهرانی و دکتر احمدی نژاد

در سال 1386 با اصرار شدید دوستان، علی رغم میل باطنی خود و خانواده اش و با تشخیص تکلیف، برای حوزه تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد. او هم اکنون در مجلس شورای اسلامی مشغول انجام تکلیف است.

دکتر مرتضی آقا تهرانی در وزارت کشور برای ثبت نام هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

دکتر حاج شیخ مرتضی آقا طهرانی، هنوز همان مرتضی است، با همان صفا و صمیمیت. عناوینی که در جلو اسم او آمده هیچ حسنی از اخلاق او نکاسته، بلکه هر روز بر تواضع و مهربانی او می افزاید. زندگی بر طبق برنامه، عمل به وظیفه، تعبد و تعهد نسبت به کار، بارزترین خصیصه های اوست. همه حسن ها به یک طرف، شیخ مرتضی یک روضه خوان دلسوختة اهل بیت است.

... و حالا به نظر من او بهترین گزینه برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد، قطعا کم کاستی هایی هست، ولی موفق خواهد بود ان شاءالله، خوب است آقای رئیس جمهور با شناخت خوبی که از این شخصیت ارزشمند دارند، ایشان را برای تصدی وزارت ارشاد به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند.

همین نوشته در "سایت تحلیلی قلم پرس"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/04/26 ساعت : 20:2 | |
 

حضرت امام خمینیاز کودکی به حضرت امام خمینی(ره) علاقه خاصی داشتم، بزرگتر که شدم بهتر این شخصیت را فهمیدم و درک کردم برای همین همیشه به خودم میگفتم "امام همون خدا بود که اومد خودش رو به بشر نشون بده و بره" ، بزرگتر که شدم علی رغم میل باطنی حساب امام(ره)، همسر عزیزشون و آقا سد مصطفی و آقا سد احمد رو از بقیه خانواده امام جدا کردم هر چقدر که جلوتر می رفتم به این قضیه اعتقاد خاص بیشتری پیدا میکردم، همیشه موضع گیری اینها در این سال های اخیر موضعگیری های بی منطق و منفعلانه بود که انسان شک میکرد آیا اینها از ایل و تبار همان مرد بزرگ هستند یا نه؟!!، بینش سیاسی دختران امام و نوه های ایشون مثل "زهرا خانم مصطفوی" و " فريده مصطفوی"،"سیدحسن خمینی"،"سیدحسین خمینی" و ... همیشه من رو رنج می داد، همیشه موضعگیرهایی میکردن که با اکثریت مردم شریف همراه نبوده و نیست و خوشایند غربی ها و ضد نظام ها بوده که دشمنی شون به نظام اسلامی ایران ما اثبات شده بود، و این من رو رنج میداد در حالی که حضرت روح الله یک مرد ضد استکبار و همراه با مستضعفین بود، 21 جلد صحیفه گویای همچیز است، پیروزی شیرین ملت در این انتخابات اخیر طعم عسل داشت، مشارکت حداکثری چشم غرب و استکبار جهانی را کور کرد، دشمنان از هر حیله ای برای کمرنگ شدن این شیرینی استفاده کردند عده ای از بزرگان داخلی از مسئولین درجه یک گرفته تا چهارم ما هم با دشمنان همنوا شده و کام این شیرینی را کمی تلخ کردند.

سیدحسن خمینی و میرحسین موسوی،بجنوردی و ...

"عکس بزرگتر"

خانواده محترم امام و در رأس آن جناب آقا سیدحسن خمینی به شما عرض میکنم که، رهبری نظام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله)، علما، فقها، بزرگان، و مردم شریف ایران این انتخابات را تأیید کردند به همدیگر تبریک گفتند به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند جای سئوال است که شما چرا ساکت نشستید، آیا شما با دشمنان همنوا شدید؟ آیا شما با کسانی همنوا شدید که کمر امام را شکستند؟ و آیا شما با کسانی همنوا شدید که جام زهر را به امام نوشاندند؟ ...، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر صحیفه خوانی کنید، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر "ولایت فقیه از دیدگاه حضرت روح الله خمینی(قدس سره)" را بخوانید. و بیش از این اذهان عمومی را منتظر نگه ندارید، به عنوان یک جوان عاشق امام از شما میخواهم هرچه زودتر به ملت تبریک بگویید و کمر نوای گرم استکبار را بشکنید و خواهشاً به فکر به منش و به رفتار امام برگردید./.

یا علی

 

همین نوشته در "قلم پرس"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/04/21 ساعت : 18:7 | |

ابابیل طوفان شن ...

بعد از طبس ؛ هزار و سیصد پنجاه و نه

طبس

ماموریت دوباره
تهران ؛ هزار و سیصد و هشتاد و هشت

18 تیر

پی نوشت: این نکته قابل توجه از "اینجا"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/04/20 ساعت : 18:56 | |

شهید مظلوم بهشتی

این را بدانید که انقلاب ها معمولا سال اول و دوم و سوم، همه مسائلشان را حل نکرند فقط این را بدانید که انقلاب شما تا آن جا که ما در طرح و هدایتش از طرف شما حضور داشتیم( با صمیمیت می گویم)، سمت انقلاب همین سمتی است که اشاره شد و هر روز خواست از این سمت برگردد خود ما افشاگری خواهیم کرد(تکبیر حضار)  بنابراین همچنان با فداکاری و شهامت با قدرت با حضور کامل، با آن چه که در توان داریم و دارید باید از این انقلاب پاسداری کنیم مبادا دشمن خیال کند که به دلیل این که سیستم رادار دستگاه نیروی هوایی سازمان نظامی دست و پخت خودش هست و از همه سوراخ و سنبه هایش طبیعی است که از قبل خبر دارد و همه نقشه ها را دارد همه راه های ورود و فرار را در نقشه های قبلش پیش بینی کرده و نتوانسته 10 تا هلیکوپتر و 4 هواپیما به طبس بیاورد با تهران بیاورد آن وقت فکر کند به این که من می توانم این انقلاب به پا خاسته و برخاسته از متن امت را شکست بدهم. زهی زهی پندار خام. آن چه من احساس می کنم این است که زن و مرد انقلابی ما و به خصوص نسل جوان فداکار انقلابی ما می فهمند و درک میکنند و می یابد و این تجربه را از تاریخ آموخته است یا می آموزد یا به ثمر رساندن یک انقلاب نیازمند بدان است که همه ما سال های سال چون سرباز آماده برای رزم و پیکار زندگی کنیم(تکبیر حضار) از امام سوال شد که دیشب موقعی که این صداها در هوا آمد شما به علت ناراحتی قلبی که دارید ناراحت نشدید؟ فرمودند اولا بیدار بودم آن وقت که آمد ثانیا فکر کرم خوب پس چیزی نیست که 2 تا هواپیما حالا دارند می آیند و می روند حالا اگر هم این حرف ها که گاهی می گویند باشد کودتایی باشد آن هم چیزی نیست. ملت هست دیگر، هستیم. خوب امام شما در سن 80 سالگی با قلب آسیب دیده از نظر فیزیکی اما آسیب پذیر از نظر روحی، با این که همه تان می دانید نخستین نقطه حمله دشمن کجاست. این طور شجاعانه مثل یک سرباز فداکار جوان با این رویدادها برخورد می کند برادر ها و خواهرها شما می دانید چه جور رفتار کنید، ببینیم از این که با مشت جلوی توپ و تانک و مسلسل می رفتید و فریاد می زدید که  توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد پشیمان که نیستید؟ از این علاقه افتخار آمیز که در فرهنگ مبارزات بشری به وجود آوردید و آخر دیدید احساس سرافرازی دارید، چیزی که مایه سرافرازی است باید دوام داشته باشد یا باید زود از بین برود؟ و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین  نترسید سست نشوید، سستی را به خودتان راه ندهید حتی دچار غم و غصه هم نشوید و غم و غصه ندارد از چی؟ غم چی را می خورید؟ اگر غم جان است قرار نبوده، ما غم را بخوریم. غم جان است یا غم نان یا غم زن و فرزند یا غم کسب و کار کدام یکی؟ و چی، اگر غم انقلاب؟ به شما بگوییم انقلاب با چهره های شاداب تضمین می شود (تکبیر حضار) یک چیزی را که از شما میخواهم که خودم هم به آن عمل میکنم چون عمل می کنم. هیچکس مرا در این دوره نشیب و فراز انقلاب در سخت ترین مواقع نتوانسته است با قیافه افسرده ببیند چرا افسرده ببیند چرا افسرده باشیم؟ ما که به دنبال احدی الحسنینیم ( یا شهادت یا پیروزی ) دیگر چرا افسردگی ؟ افسرده نباشید چهره ها شاداب باشد نشاط داشته باشید آن وقت شعاریتان همین است که آمریکا و مزدورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند (تکبیر حضار).

ما در زیر بار سختی ها و مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم ما راست قامتان جاوانه تاریخ خواهیم ماند تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته بشویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم والا هیچ قدرتی پشت ما را نمی تواند خم بکند (تکبیر حضار) این را برای دوستان مکرر نقل کرده ایم شاید هم نوارهایش پخش شده باشدنمی دانم شاید هم هنوز نشده، چند روز قبل سفیر انگلیس آمده بود و می گفت خوب بفرمایید تا کی می خواهید این گروگان ها را نگه دارید؟ گفتم تکلیف این ها را روشن کردیم چند بار می پرسید و تکلیف این ها با نمایندگان ملت امت و مردم در مجلس شورا است و آیا از این بهتر هم می شود؟ چرا مگر به این ها بد می گذرد اینجا ، شما که جوان ما را در زندان های آمریکا کشتید این ها که این جا در هتل سفارت زندگی می کردند، دیگر چه مرگتان است؟ گفتم که در این مدت که می بینید سعی می شود با اینها رفتاری متناسب با اخلاق اسلامی داشته باشند، اما این هم واقعا مصیبت است که بهترین بچه های  این امت پنج، شش ماه است ناچار شده اند که نگهبان پنجاه تا آمریکایی باشند و به این بچه های عزیز که سیصد چهارصد تا گاهی آن جا هستند، گفتم باور کنید حیفم می آید 2 تا از شما یک ساعت وقتتان را آن جا بگذرانید، آنقدر بیرون به شما نیاز هست که جایتان خالی است. این را مکرر به آن ها گفته ام حالا به هر حال جنایت شاه و خیانت آمریکا و جنایت آمریکا سبب شد که دانشجویان بپاخاسته برافروخته ما سفارت آمریکا ر ابگیرند، یک مشت آمریکایی را در آن جا بگیرند حماسه ای تازه بیافرینند اما به قیمت این که ماه ها گرفتار نگهداری این لوس های بی جهت شدند، بی خود نق می زنند که روزنامه های روز آمریکا را برای ما بگیرند.

سفیر انگلیس گفت: ولی دولت آمریکا دیگر نمی تواند صبر کند تا دو ماه دیگر. به او گفته شد این ها خودشان می توانند صبر کنند یا می توانند صبر نکنند ولی ملت ما گفتند ما تصمیم را خودمان می گیریم، آن ها تصمیم خودشان را دارند می گیرند. گفت خیلی غیر واقع بینانه با مسائل سیاسی برخورد می کنید . گفتیم: همین جور هاست ما آرمان طلبانه قرار است با مسائل برخورد کنیم انقلاب ما انقلاب آرمان ها ست نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها. ما انقلاب کردیم که واقعیت ها را عوض کنیم نه این که واقعیت ها را هرچه هست بپذیریم. صحبت از تشکیل محاصره اقتصادی کرد، گفتم ما از همان اول قرارمان بر این بود که انقلاب پیش برود و ما همان نان و پنیر خودمان که توی همین مملکت به دست می آید، بخوریم. خدا هم توی این دو ساله برکت داده است مژده باد بر امام تا الان محصول گندم ایران نسبت به سال گذشته بسیار عالی تر شده (تکبیر حضار) ان شا، الله سیاست ما بر این است که حتی اگر قرار شد روزی همه مردم، نان خالی نوش جان کنند ولی با آمریکا بجنگند، بجنگند(تکبیر حضار). آخرین بار سفیر انگلیس اوقاتش تلخ شد و یک خورده گفت: آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد( همین کاری که کرد این دیگر تمام محبتشان بود به وسیله سفیر انگلیس بود که چون خودشان دیگر سفیر ندارند انجام گرفته بود) گفت دخالت نظامی خواهند کرد، گفتم  ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم. خلاف انتظار ما نیست ولی هر سرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید، بیاید توی جمعیت مردم یک جا بیشتر برایش توی ایران نیست آن هم گور زیر خاک( تکبیر حضار)  البته حالا فرمان خدا یکجا دیگر برایشان پیش بینی کرده بود و آن زغال گردیدن و سوخته شدن بود. سفیر انگلیسی گفت این ممکن است به یک جنگ تمام عیار تبدیل بشود، گفتم در این حالت هم جنگ یک ملت فداکار با ایمان که با کمترین سلاح حاضر است با دشمن مجهز به آخرین سلاح بجنگد خواهد بود نخواستم به او بگویم مگر آمریکا تجربه ویتنام را به این زودی فراموش کرد؟ ایران اگر ایران اسلام است برتر از ویتنام است (تکبیر حضار).

بخشی از سخنرانی شهید مظلوم آیت الله بهشتی در مسجد ابوالفضل(خیابان ستارخان) ، تاریخ 10/2/1359


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/04/09 ساعت : 21:24 | |
قبل نوشت:نوشته قبلی که در مورد آقا رفیقدوست نوشتم خیلی ناباورانه پاک شد،دارم مطلبی آماده میکنم که تا ساعاتی دیگر در اینجا خواهید دید،پیشاپیش از شما خوانندگان محترم عذرخواهی میکنم.

التماس دعا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/04/06 ساعت : 19:47 | |

حضرت آیت الله خامنه ایخطبه‏ى اول‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

و الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين و السّلام على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

قال الحكيم فى كتابه: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما»(1)

همه‏ى برادران و خواهران عزيز را توصيه ميكنم و دعوت ميكنم به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پيشه كنيم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنيم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از ياد نبريم - كه معناى حقيقى تقوا همين است - يقيناً بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‏ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال بايد اين حقيقت را، اين معناى شگفت‏انگيز را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقين كند.

اين روزها از يك طرف به ايام ولادت باسعادت صديقه‏ى كبرا فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه عليها) متصل و مربوط است، و از يك طرف به ايام مغتنم و ذى قيمت ماه رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. اين آيه‏اى كه من تلاوت كردم، به مؤمنان بشارت ميدهد و نزول سكينه‏ى الهى را يادآورى ميكند. سكينه يعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. اين آيه مربوط به حديبيه است. در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبه‏ى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.

در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مى‏آيد، اينجا بايد منتظر سكينه‏ى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتيجه‏ى اين سكينه‏ى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود. اين است كه براى يك مجموعه‏ى مسلمان، مجموعه‏ى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمك‏كار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه به‏آسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.

هميشه دشمنان اسلام خواسته‏اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند. در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانه‏هاى رحمت الهى است.

امروز جامعه‏ى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند. ياد خدا را مغتنم بشماريد. ايام ماه رجب - همانطور كه گفتيم - نزديك است. دعاهاى ماه رجب يك دريائى از معرفت است. در دعا فقط اين نيست كه انسان دل را به خدا نزديك ميكند؛ اين هست، فراگيرى هم هست. در دعا هم تعليم است، هم تزكيه هست. دعا هم ذهن را - اين دعاهاى مأثور از ائمه (عليهم‏السّلام) - روشن ميكند، حقايقى را، معارفى را به ما مى‏آموزد كه در زندگى به آنها نياز داريم، و هم دل را متوجه به خدا ميكند. ذكر الهى را خيلى بايد مغتنم بشمريد. همين نماز جمعه‏ى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اينجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما بايد غالب باشد، ياد خداست. دل به ياد خدا، زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت ياد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. اين چيزى كه مورد نياز يكايك ماست، همين است.

من به شما عرض بكنم از اول انقلاب تا امروز - كه سى سال ميگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها ميتوانست يك ملت را، يك نظام را از جا بكند، ميتوانست يك كشور را دچار درياى طوفانى‏اى بكند كه ندانند چه ميكنند و چه بايد بكنند - همين طور كه مى‏بينيم در بعضى از كشورهاى همسايه‏ى‏مان - براى اين كشور پيش آمد، اما اين كشتى استوار كه متكى به ايمانهاى شما، به اراده‏ى شما، به دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در اين طوفانهاى گوناگون اندك‏اضطرابى پيدا نكرد. اين نشانه‏ى رحمت الهى است؛ اين نشانه‏ى تفضلات خداوند به شما ملت عزيز است.

مشمول تفضلات الهى شدن يك مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى يك مسئله‏ى ديگر است. مبادا به خودمان مغرور بشويم؛ مبادا وقتى دست كمك پروردگار را كه مى‏بينيم، بگوئيم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستيم» و از وظائفمان غفلت كنيم؛ مبادا ياد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزيز در سراسر كشور و هر جا كه هستيد عرض ميكنم: جوانها! اين دلهاى پاك را، اين دلهاى نورانى را، اين دلهاى نرم را مغتنم بشمريد؛ آنها را با ياد پروردگار سيراب كنيد؛ آنها را از ذكر خدا لبريز كنيد، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر اين ملت مستدام خواهد كرد. و شما بدانيد - من امروز عرض ميكنم - آنجورى كه من دارم مى‏بينم اين ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاريخ گذشتگان خودمان در اين كشور و در ديگر كشورها، من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوه‏ى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت.

اين فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانيد، مبادا هيجانهاى سياسى ما را از خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در يك كشور پيش مى‏آيد - كه در ميان يك ملت آزاد يك امر طبيعى است - ما را غافل كند، ندانيم به كجا ميخواهيم برويم، ندانيم چه جور ميخواهيم برويم. اين انقلاب از اول بر پايه‏ى ايمانهاى پاك و صادق استوار شد و ادامه‏ى اين راه هم بر همين پايه‏ى استوار قرار خواهد داشت.

با وجود اين همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دين‏شناسند، به معنويت علاقه‏مندند. امروز جوانها در دنيائى كه ماديگرى بر آن حاكم است، غرق در حيرت و آشفتگى‏اند؛ دورى از معنويت آنها را دچار آشگفتى كرده است؛ نميدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم مانده‏اند؛ و بعضى از آنها فهميده‏اند كه راه اصلاح كارهايشان مراجعه به معنويت است. ولى چه جور ميتوانند معنويت از دست‏رفته را، معنويتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون كوبيده شده است، ميخواهند برگردانند؛ كار آسانى نيست. اما ملت ما اينجور نيست. ملت ما در اين مجراى عظيم معنويت حركت كرد، با معنويت توانست يك انقلابِ با اين عظمت را به پيروزى برساند، با معنويت توانست در اين دنياى مادى يك نظام اسلامى را كه متكى به معنويت است، برافرازد، پايه‏هاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما يك جنگ هشت ساله‏ى تحميلى را با تكيه‏ى به همين معنويت توانست با سرافرازى و پيروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن كسانى كه بظاهر گرايش معنوى در سيماى آنها نيست، انسان در مواقع حساس مى‏بيند دلهايشان متوجه خداست. بارها من عرض كرده‏ام كه در اين شبهاى قدر، در اين روزهاى اعتكاف، در اين مراسم نماز عيد فطر، چه افرادى، چه اشخاصى كه انسان گمان نميكند، دلهايشان را متوجه خدا ميكنند.

پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند ميدهيم، تو را به ائمه‏ى هدى‏ (عليهم‏السّلام) و نبى مكرم سوگند ميدهيم دلهاى ما را از معنويت بيش از پيش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بيت كوتاه مكن. پروردگارا ! تقوا و ايمان و سكينه‏ى الهى را بر دلهاى اين ملت بزرگ نازل كن. پروردگارا ! اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه ميگوئيم، آنچه ميكنيم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پيشگاه ولى‏ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)

خطبه‏ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در اين خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى.

مسئله‏اى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئله‏ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‏ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطه‏اى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دست‏اندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت.

درباره‏ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره‏ى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‏هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه‏ى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‏بيند. اين نشانه‏ى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هيجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همه‏ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.

اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‏ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشيد. همه‏ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسى‏هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته درباره‏ى اين انتخابات.

نكته‏ى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‏ى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره‏ى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.

اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته.

نكته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‏ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم.

البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‏آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‏ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‏هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‏ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.

البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‏جور مناظره‏هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‏انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‏شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‏بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.

اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‏اى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‏جهت در زمينه‏ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‏ى مجريه، هم در قوه‏ى قضائيه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‏ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‏هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‏بندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد.

رقابتها تمام شد. همه‏ى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‏شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‏شان در درون جبهه‏ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كرده‏اند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند.

مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظه‏ى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايه‏ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطه‏ى حساسى از تاريخ قرار گرفته‏ايم. همه‏ى ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‏ى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم.

در اين قضيه‏ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه‏ى خودشان عمل كردند. وظيفه‏شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‏ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اينها حرف‏شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه‏ى اين افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‏ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجسته‏ى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‏ى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».(5) دشمنى‏هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيث‏تر دولت انگليس. من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.

من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

من از همه‏ى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانه‏هاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفته‏هاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانه‏هايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائى‏ها، هم آمريكائى‏ها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ى هسته‏اى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيله‏ى ايادى خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد.

وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‏سوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‏ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟

در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‏هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‏دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا.
و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) فتح: 4
2) رعد: 28
3) جمعه: 9
4) عصر: 3-1
5) آل عمران: 118


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/31 ساعت : 17:33 | |