تبليغاتX
یادداشت های یک آقازاده، محمد آل حبیب

 

خانه | ایمیل | آرشیو

■ آزادانه مطالب را بنویسید ولی توطئه نکنید. (حضرت روح الله) +

 

■ من از " هفته نامه موج اندیشه " میخواهم بزرگواری کند و توطئه نکند هفته گذشته آقای صفارهرندی وزیر اسبق ارشاد را مورد هجوم قرار دادید این هفته به نیروی انتظامی هجمه کردید آینده چه خواهید کرد خدا می داند. برادران ما نیازمند اتحاد هستیم و به فرموده حضرت آقا باید جذب حداکثری و دفع حداقلی داشته باشیم لطفاً مراعات کنید.

ان شاءالله موفق و موید باشید.

 

+ حدود آزادی مطبوعات از دیدگاه امام خمینی (ره)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/09/25 ساعت : 14:36 | |

روز عرفه

یک تکه از آسمان را خوب حفظ کردیم

که وقتی تو نبودی

بتوانیم از حفظ بخوانیم

این برای آن روزها کافی بود.

 

 

وقتی فرستاده ات تو را مي گويد: «وَتَجْبُرُ الْکَسیرَ» و بعدترَک می خواهد دعایش را برطرف کنی،
من هم کم کمَک باورم می شود تو حتي می توانی استخوان دردها و کوفتگی های تن و روح خسته ی این مردمان زنده را مرمت کنی،
باورم می شود که تو بهتر از ما می دانی ظاهر زیبا و باطن پوسیده چیست؟ پوکی استخوان چیست؟
تو بیشتر و خوب تر می دانی که اضافه ی وزن، استخوان تو خالی را در هم می شکند، می ریزد، نابود می کند...
آن وقت باید رفت دنبال پلاتین گشت و پیچ و مهره! و حتي تر كشف قرص هاي راديواكتيوي!!

مي دانم كه مي بيني حال نداشته ي اين روزهاي مردم شهر را. مي بيني چقدر حالشان خراب است؟ مسمومشان كرده اند و من به همه گفته ام كه چيز!خور شده اند كه حرف حساب و بي حساب به خرجشان نمي رود كه هواي آلوده و از قضا پرفشار، گوش هايشان را كيپ كرده كه...

ببين عزيزم! خودت حرف گذاشتي دهانمان و يواشكي يادمان دادي كه اسمت دوا است،‌ حالا تو را به همه ي نام هاي اختصاصي ات قسم، بیا و به ما هم بگو با این همه دردی که حس نمی کنیم و روحی مُسکن خورده و لَخت، با این وزنه های سنگین که به دوش انداخته ایم و هیچ بفکر كمر خم شده از وسط و زانوهای پیچ و مهره ای و داروهاي كشف نشده نيستيم؛ تو بگو
تو بگو چطور نشکنیم زیر این همه بار؟ چطور بیش از این نپوسيم و نريزيم؟
فقط لطفاً لطفاً لطفاً موقع گفتن؛ گوش شنیدنمان را بازِ باز كن حتي تر اگر ته دلمان حواسمان به صداي تو نبود و داشتيم ریزه ریزه آب مي شديم تا یک کلام بگوییم:
بگذار دعایمان از شفتین بالاتر رود، بگذار بیاید تا آن جا که مستجاب شود، که بماند اثرش تا هروقت که تو می دانی و طبق معمول ما نمی دانیم؛
نگذار بشکنیم و خورد شویم
نگذار از هم بپاشیم
که می ترسم این بار تنها لَختی دردآورمان شود بیش.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/09/05 ساعت : 13:37 | |

شهید حاج احمد کاظمی

" دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اين‏كه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اين‏كه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همه‏تان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايسته‏ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشم‏هاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: ان‏شاءاللَّه خبر من را هم به‏تان بدهند!

فاصله‏ى بين مرگ و زندگى، فاصله‏ى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‏كنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضى‏ها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مى‏كنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند.

ما بايد سعى‏مان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظه‏ى ديگر، اصلاً نمى‏دانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم ان‏شاءاللَّه مايه‏ى روسفيدى ما باشد.

ان‏شاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند. "

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه  21/10/1384

+ ۱- http://hajahmadkazemi.blogfa.com

2- http://www.shahidkazemi.ir/default.aspx

ســــــــوم: دلـــــم واست تنـگ شـده سـ !

 

چهارمین سالگرد شهادت حاج احمد کاظمی و یاران: 4 آذر ساعت 18:30 ، تالار وزارت کشور


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/09/02 ساعت : 18:55 | |

علی کردانآقای علی کردان سلام؛ امیداورم حالت خوب شود امروز یک عده پشیمان که از پشت پرده استیضاح شما آگاه نبودند دارند برای بهبودی حال وخیم شما دعا میکنند. آنها نمی دانستند که این طراحی زمین بازی از سوی لاریجانی بوده است که ما هم در آن بازیکن شدیم. به نجابت و صبوری شما قبطه می خورم و دلم برای یک عده می سوزد که ندانسته چه کردند، آن روزی که بعضی بیکار بودند با رایزنی های شما سرکار آمدند و صدا و سیما پناهگاهی شد برای آنها را من به یاد دارم آن روزها دولت اصلاحات بود و آدمهای خاص خودش ... قطار قطار آدم آورده بودند و جناح راست فلج و غافل شده بود ...

همه ی آنها بعد ها مجلس نشین شدند و همان ها نمک خوردند و نمکدان شکستند.

ان شاءالله همه ی ما عاقبت به خیر شویم.

 

+ کردان رستگار شد ...  (وبلاگ بسیج جهانی)

 

***

اناالله واناالیه راجعون

با نهایت تاسف و تالم دقایقی پیش با خبر شدم که حاج علی کردان وزیر اسبق کشور دار فانی را وداع گفتند، اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده معظم ایشان مخصوصا آقا مرتضی کردان، برای آقای کردان طلب آمرزش و مغفرت از درگاه خدای متعال را مسئلت می نمایم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/09/01 ساعت : 14:29 | |

دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ...

او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ...

یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!

 

 

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود.

پسرتان علیرضا

 

آقای پدر سلام؛

شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده!

پسرتان علیرضا

بابا سلام؛

خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید.

پسرتان علیرضا

التماس دعا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/22 ساعت : 1:54 | |

رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس جمهوراز صحبت های آقای مشایی پیرامون دوستی ما با مردم اسرائیل بسیار می گذرد، اما این قدر این سخنان بازتاب داشته است که هنوز که هنوز است دارند می گویند مشایی فلان حرف را زده است چرا طرد نمی شود، حتی عده ای که خودشان منافق هستند مشایی و خانواده اش را منافق خوانده اند، واقعا هجمه و بی انصافی در مورد رحیم مشایی بسیار ناگوار بود و نمی توان آن را اخلاقی نامید.

کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.

 

عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "

 

+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/08/08 ساعت : 15:6 | |

+ قبل نوشت - ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا (ع) مبارکباد. / پيامك تبريك ميلاد امام رضا {اس ام اس}

برگزيده‌ای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع)

امام رضا(ع)

پيام زندگى ثامن‌الحجج(ع)
پيام زندگى على‌بن‌موسى‌الرضا(ع) چيست؟ ما كه نبايد فقط به مرقد امام على‌بن‌موسى‌الرضا اظهار ارادت كنيم؛ او امام ماست، زندگى او براى ما درس است، از زندگى او بايد درس بگيريم؛ زندگى او براى ما يك پيامى دارد، آن پيام چيست؟ من آن پيام را در يك كلمه خلاصه مى‌كنم. بدانيد پيام زندگى پرماجراى على‌بن‌موسى‌الرضا عليه‌الصّلوةوالسّلام به ما عبارت است از مبارزه‌ى دائمى خستگى‌ناپذير.

                                                                       بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363

خادم حرم
اگر آن امام معصوم اكنون حضور مى‌داشتند چه كسانى را براى خادمى خود انتخاب مى‌كردند؟ آيا جز متدين‌ترين، مؤمن‌ترين، صالح‌ترين و با اخلاص‌ترين افراد را؟ و آيا چه كسانى داوطلب اين امر مى‌شدند؟ قطعاً زاهدترين، عالمترين، برجسته‌ترين و پاكترين افراد به خدمت آن امام در مى‌آمدند و خاك آستانش را توتياى چشم خويش مى‌نمودند.

ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367

 

جزئی از باورهای ما
توى حرم امام رضا دو ركعت نماز خواندن ارزشش بيشتر از دو ركعت نماز توى صحن است و توى صحن بيشتر از توى آن فرضاً خانه يا منطقه‌اى است كه بيرون صحن است و خوب اين‌جا يك منطقه‌ى معنوى است، اين جزء باورهاى ماست، به همين ملاك خراسان و مشهد از بركات معنوى بيشترى برخوردار است و اين يك واقعيتى است. ما اگر تاريخ انقلاب را مى‌توانستيم بنويسيم، اگر گذشته‌ى اين مبارزه را مى‌توانستيم به ثبت دربياوريم و آن روزى كه به ثبت دربيايد، اگر كسانى اين كار را بكنند معلوم خواهد شد كه بركات خراسان و بركات اين بقعه‌ى مطهره در روند انقلاب ما چه قدر زياد بوده است.

بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/08/05 ساعت : 16:45 | |

صادق محصولی

مهندس صادق محصولی وزیر پیشنهادی رفاه و تأمین اجتماعی:

مهندس محصولی که از سرداران دفاع مقدس می باشد پیش از این مشاور ارشد رئیس جمهور و وزیر سابق کشور بوده است، وی در دوره تصدی مسئولیت وزیر کشوری از همه ظرفیت های و استعداد های خود استفاده کرد بطوریکه با مدیریت صحیح انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم از خود عملکرد قابل تحسینی به جای گذاشت و مورد ستایش و تمجید بزرگان نظام قرار گرفت. محصولی در حال حاظر با پیشنهاد بزرگان نظام و اصرار بیش از حد رئیس جمهور گزینه پیشنهادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. این وزارتخانه که یکی از حساس ترین وزارتخانه ها محسوب می شود نیازمند یک مدیر کلان نگر در امور اقتصادی و خدمت رسانی می باشد. این دستگاه مهم کشور که یکی از خادمان بزرگ مردم شریف ایران اسلامی محسوب می شود دارای سازمان هایی همچون سازمان بهزیستی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی می باشد، با شناختی که از ظرفیت سازی ها و برنامه ریزی های آقای محصولی در دوران تصدی مسئولیت های پیشین است امیدواریم که از این مسئولیت جدید هم همچون مسئولیت های سابق سربلند بیرون بیایند. ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس هم با رأی بالا یک خدمتگزار صادق و توانا را به کابینه دهم اضافه کنند.

علی ذبیحیدکتر علی ذبیحی وزیر پیشنهادی نیرو:

ذبیحی دارای مدرک دکترای مهندسی مکانیک کاربردی است وی عضو هیأت علمی دانشکده انرژی دانشگاه صنعت آب و برق می‌باشد و جزو اولین گروه اساتید مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در ایران است وی و همکاران‌اش دوره‌های متعدد تخصصی مدیریت انرژی، برنامه ریزی انرژی را راه اندازی کردند که در نهایت منجر به ایجاد رسمی رشته دانشگاهی مدیریت انرژی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ شد. مدیران ارشد وزارت نیرو از شاگردان وی بودند. دکتر ذبیحی پیش از این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، مشاور رئیس جمهور در امور منابع انسانی و رئیس سازمان تامین اجتماعی بوده است.امیدوارم دکتر ذبیحی با رأی بالای نمایندگان مردم شریف در مجلس شورای اسلامی لباس خدمت به مردم را در وزارت نیرو بر تن کند.

 

حمید رضا حاجی بابایی

حمیدرضا حاجی بابایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش:

حاجی بابایی سابقه نمایندگی مجالس پنجم و ششم و هفتم و هشتم از استان همدان را در کارنامه خود دارد وی سابقاً استاد دانشگاه تربیت معلم بود، شناخت چندان زیادی از وی ندارم اما رسانه های خبری حکایت از آن میکنند که وزارت حاجی بابایی با استانداری برادر دکتر رحیمی معاون اول رئیس جمهور در همدان شبیه به کاسه ای زیر نیم کاسه است!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/29 ساعت : 15:19 | |

صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.

شهید شوشتری در کنار سردار شهید برونسیبه گزارش رجانیوز، سرادر شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سردار محمدزاده، فرمانده سپاه سلمان، فرمانده سپاه ايرانشهر، فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) در جلسه سران طوایف بلوچ در پیشین از توابع شهرستان سربازدر یک انفجار انتحاری به شهادت رسیدند.

در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند.

امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود.

مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند.

سردار شريف با بيان اين که در اين حادثه تروريستي همچنين شمار ديگري از مردم منطقه از جمله چند تن از سران طوايف به شهادت رسيدند گفت: بيش از بيست تن از مردم منطقه نيز در اين حادثه مجروح شدند.

وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود.
سردار شريف گفت: مشارکت مردم منطقه در ايجاد امنيت پايدار در شرق کشور از اهداف مهم به شمار مي رود و شهيد شوشتري قرار بود صبح امروز در پنجمين نشست در شهر پيشين از توابع شهرستان سرباز استان سيستان و بلوچستان با مردم بومي منطقه و سران قبايل به گفتگو بنشيند.

گفته مي‌شود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.

شهید محمد زاده( سمت راست) در کنار همرزمش شهید نوریاین در حالی است که در ماه های پس از انتخابات، حمله به سپاه پاسداران به یکی سوژه های اصلی برخی جریانات داخلی تبدیل شده است.

پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند.

سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند

سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند،نيمي از پايش را در کنارنهر خين جاگذاشته بود، به دوستان و همرزمانش گفته بود: " برادران عزيز اگر 4 ليتر خونمان را در راه خدا اهدا نکنيم يعني ماموريت مان را کامل انجام نداده ايم ..."

سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود

در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود،در محفلی با حضور دوستانش گفته بود که "از خدا خواسته ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می کشم. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند. "

اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز

برخیاز سران طوایف و ریش سفیدان منطقه کهدر این گردهماییبا حضورفرماندهان سپاه استان به منظور برقراری امنیتحاضر شده بودند، از جمله عارف برا فرزند حاج ولی محمد ، اسلام موحدی فرزند ابراهیم ، کلاتی دهقانی فرزند شنبه حاج ، شاهانی دهقانی فرزند صاحب ، پنج شنبه دهقانی فرزند گجیر و خدابخش دهقانی فرزند مراد بخش از طوایف منطقه به شهادت رسیدند .

+ در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287

به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160)

+ در باغ شهادت باز باز است ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/26 ساعت : 15:43

دیروز خیلی اتفاقی احمد کارگر( معروف به احمدک ) را برای اولین بار دیدم، وبلاگش و نوشته هایش اصلا به جمالاتش مثل تُن صدا، تیپ، ساعت مچی، تسبیح، طرز تفکر، قَد و هیکل، خندیدن و چشمان سیاهش نمیخورد که صاحب "وبلاگ احمدک" باشد.

خلاصه اینکه ما دیروز کلی خوشحال شدیم و کلی هم نارحت حالا نارحتیش بماند، ولی خوشحالیمون این بود که بالاخره این یک الف بچه الف نیست یه ی هست واسه خودش!

 

+ ضمناً احمدک از طرف جنبش راه سبز به مقام شهادت نائل شد که در اینجا و اینجا و اینجا اصلا ماجرا را خودتان بخوانید.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/26 ساعت : 13:12 | |

حاج سیدعلی آقا خامنه ای

در این چند روز گذشته شایعاتی سامان دهی شده از سوی افراد خاص مبنی بر وخامت حال یا بی حالی یا بیماری مقام معظم رهبری بصورت گسترده ای پخش شده است، الحمدلله به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلمین حال ایشان عالی تر از همیشه است و ان شاءالله تا هزاران سال دیگر بالای سر ما خواهند بود.

ان شاءالله پرچم این کشور به دست حضرت آقا تقدیم صاحبش حضرت مهدی (عج) خواهد شد.

 

+ ضمنا طبق اخبار واصله ما امروز رهبر انقلاب طبق سنوات گذشته برای ورزش به کوههای اطراف تهران تشریف بردند.

 

اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه

آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه

اي دل دريايي‌ات کشتي نشينان را اميد

وي نگاه روشنت فانوس درياي همه

اي بيان دلنشينت بارش باران نور

وي کلام آتشينت آتش ناي همه

خنده‌هاي گاه‌گاهت خنده خورشيد صبح

شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگي

سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه

گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش

خانه‌اي در کوچه باغ دل، پذيراي همه

لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد

اي گل رويت بهار عالم آراي همه

(شعر از غلامعلی حداد عادل)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/24 ساعت : 20:3 | |

؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان  را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال

زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي  فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد .

رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت .

ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد .

 

گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
پدرش 26 ساله بود كه او زاده شد . دوازده تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شريفش را درکنار جدش امام سجاد ( عليه السلام ) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر ( عليه السلام ) گذراند .
پيامبر اكرم ( ص ) در خصوص انتخاب نام و لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد نام اورا صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفراست وادعاي امامت مي كند و او در نظر خداوند جعفر كذاب است .
ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند : كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست ؟ فرمود : محمد باقر شكافنده علوم است . پرسيدند كه : بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ گفت : جعفر كه نام اونزد اهل آسمانها صادق است.امام ششم شيعيان و رئيس مذهب تشيع درسال 114 هجري قمري در سن 31 سالگي به امامت رسيد و رداي ولايت بردوش گرفت.
دوران امامت آن امام 34 سال بوده كه با اواخر حكومت امويان واوايل حكومت عباسيان مصادف مي باشد . كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132 ة ) همزمان با حكومت عباسيان بود . آن حضرت با پنج تن از خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ( 125-105 ه. ق ) ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ( 126-125 ه. ق ) ، يزيد بن وليد بن عبدالملي ( 126 ه. ق ) ، ابراهيم بن وليد (126 ه. ق"( به مدت 70 روز )) و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه.ق ) و دو تن از خلفاي بني عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح ( 132- 136 ( 137 ) ه. ق ) و ابوجعفر معروف به منصور دوانيقي ( 158-136 ( 137 ) ه. ق ) معاصر بود .
در يك دسته بندي ، زندگاني امام جعفر صادق ( عليه السلام ) مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود : الف - زندگاني امام در دوره امام سجاد و امام باقر ( عليهما السلام ) كه تقريبا نيمي از مر حضرت را به خود اختصاص مي دهد . در اين دوره ( 83-114 ) امام صادق ( عليه السلام ) از علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد . ب - قسمت دوم زندگي امام جعفر صادق( عليه السلام ) ازسال 114 هجري تا 140 هجري مي باشد . دراين دوره امام از فرصت مناسبي كه بوجود آمده ، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند . در اين مدت ، 4000 دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را كه جامعه آن روز تشنه آن بود ، به جامعه اسلامي ارزاني داشت . ج - هشت سال آخرامام( عليه السلام ) قسمت سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد . دراين دوره ، امام بسيار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسي قرار داشت . در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري عملا تعطيل گرديد .
؛


امام صادق(ع)عصر امام صادق ( عليه السلام )

عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است .

و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در

مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود .

عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد .

زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند .

از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند .

عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد .

پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد .

اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند .

ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند .

وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند .

امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد .

رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد .

فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد .

سلام بر او از ميلاد تا ميعاد

 

شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام )

در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد .

در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت .

در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ...

در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد .

همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد .

امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است .

مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است .

شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند .

امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد .

آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند .

امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند .

دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است .

دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند .

شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند .

بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/07/21 ساعت : 18:52 | |

 

محمد نوری زادمحمد نوری زاد ذاتاً آدم بدی نیست، یک آدم فرهنگی با دغدغه های جالب، بعضی از مقالاتش هم که بسیار خواندنی ست، آرشیو نوشته هایش در منزل هست و گاه گداری میخوانیمش ... ، اما آقای نوری زاد مشکلش ۴ میلیارد تومان است پایش سُر خورد و رفت توی چاله ۴ میلیارد تومن ، یک عده ضد انقلاب نوری زاد را تطمیع کردند تا این مرد فرهنگی نزدیک به سیدمرتضا آوینی مچاله باشد و حرفی و فریادی سر ندهد. آقای نوری زاد الان هم دیر نشده است برگردید به دامان انقلاب، شما سال ها مورد وصول بودید با یک عذرخواهی برگردید و خودتان را بیشتر از این خرابتر و فاسدتر نکنید ...!، کاش آن روزی که در نمایشگاه رسانه های دیجیتال در غرفه کافه حزب الله حضور داشتید من بودم و بهتان چیزهایی را یادآوری میکردم ...!

+ آقای نوری زاد نمک نشناسی + من از بیگانگان هرگز ننالم


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/07/19 ساعت : 20:9 | |

حمید رساییحمید رسایی: چند سالی است که در بوق کرنای رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری دیده می شود، در گذشته نه چندان دور زیاد از وی خوشم نمی آمد البته این خوش آمدن یا نیامدن متأثر از مزاج شخصی است!

در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تهران،ری و شمیرانات کاندیدا شد آقا حمید که در لیست اصولگرایان جای گرفت ذهنم را مشغول کرد بسیار در موردش تحقیق کردم تا اینکه با توجیهات منطقی یک از دوستان به وی رأی دادم و الان از این کارم خوشحالم، آقای رسایی یک نماینده ی مدافع واقعیات دولت مظلوم احمدی نژاد است و بدور از جریان های خاص سیاسی در مجلس کارش را به خوبی انجام می دهد و گهگاهی با نطق های آتشین انقلابی نفس اقلیت و آدم های وصله دار خاص را می گیرد. حتما نطق پیش از دستور قبل از انتخابات ریاست جمهوری بنام عبای شکلاتی را به یاد دارید که دارای حواشی جالبی هم شد ...

آقا حمید خصوصیت های اخلاقی خاصی دارد خیلی سخت به دیگران اعتماد میکند و اگر هم اعتماد بکند واقعا اعتماد میکند!، بعد از هرسخنرانی و مناظره ها وقایع اتفاقیه را برای دیگران تعریف میکند، در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم به عنصری فعال در حمایت از دکتر احمدی نژاد تبدیل شد، رسایی تا بحال از امتحانات سربلند بیرون آمد و من فکر میکنم اگر همینطور با بدنه جامعه صادق و علیه آدم هایی که با اصل نظام مشکل دارند موضع بگیرد و ... و ... (البته انتقادی هم به وی وارد است که شاید در قسمت ارتباط با مخاطبین وبلاگش برایش چیزهایی بنویسم) در آینده هایی دیگر لباس نوکری ریاست جمهوری را با آرای مردم بر تن خواهد کرد.

 

+ لیست کتاب هایی که به قلم حمید رسایی تالیف و توسط دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر منتشر شده است :

روحانیت و سلامت انتخابات / انتشارات دفتر تبلیغات / 1374

سیمای خوشبختی (چاپ چهارم) / انتشارات دفتر تبلیغات / 1376

انتخاب ششم / انتشارات دفتر تبلیغات/ 1378

انتخابات و دانشگاهیان / نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها / 1378

تحصن چرا و چگونه (چاپ سوم) / فیضیه/ 1379 

پایان داستان غم انگیز ج 1 (چاپ پنجم) / انتشارات کیهان/ 1379

پایان داستان غم انگیز ج 2 (چاپ چهارم) / انتشارات کیهان/ 1380

بازی ترور (چاپ سوم) / انتشارات کیهان/ 1380

شیک پوش کهنه گو (چاپ ششم) / پرتو ولایت/ 1381

آغاز یک پایان (چاپ چهارم) / همای غدیر/ 1381

مجلس ششم از نگاه اصلاح طلبان (چاپ ششم) / همای غدیر/ 1381

ناقوس انحطاط (چاپ دوم) / پرتو ولایت/ 1382

کارنامه نقد عملکرد مجلس ششم / کار علمی گروهی با طراحی و مدیریت رسایی / همای غدیر/1382آ

مثل مدرس (چاپ پنجم) / همای غدیر/1383

دیگر کتاب های دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر که با نظارت رسایی به تحریر درآمده و چاپ شده است :

مصباح دوستان (بررسی سوابق فعالیت های سیاسی و فرهنگی آیت الله مصباح)

منشور دولت اسلامی (بررسی انتظارات مقام معظم رهبری از دولت های سازندگی و اصلاحات)

از تخریب تا تقدیس (بررسی مواجه اصلاح طلبان با هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم و دولت نهم)

تحریم انتخابات (بررسی سابقه تحریم انتخابات در کشور)

ویژگی دولت اصولگرا (بررسی تطبیقی و روایی مدیریت اصولگریانه)

ایران اتمی (بررسی روند پیگیری پرونده انرژی هسته ای)

وسوسه شیطان بزرگ (بررسی رابطه با آمریکا از دولت موقت تا دولت اصلاحات)

نقش رهبری در مدیریت بحران ها (بررسی بحران های دوره رهبری مقام معظم رهبری و شیوه مدیریت ایشان)

کارنامه اصلاح طلبان مجلس ششم (اعترافات اصلاح طلبان در خصوص عملکرد مجلس ششم)

کارنامه عملکرد یک رییس جمهور (بررسی تطبیقی رفتارهای بنی صدر با روند اصلاحات)

شمولگرایی (نقد تفکرات سروش)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/17 ساعت : 11:5 | |

از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است

از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است

از هويت هاي ميز نشان

از بله هاي از سر اجبار

از طلبه هايي که طالب علم نيستند

از دانشجوياني که دانش جو نيستند

از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده

از اندامهاي به مزايده گذاشته شده

از انسانهاي ارزان قيمت

از اعتقادهاي حراجي

از حرفهاي مفت

از وعده هاي سر خرمن

از ناديدني هاي ديدني!

از صورتهايي که بوم نقاشي اند

از متهماني که شاکي اند

از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند

از تمام خونهايي که رنگين ترند

از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند

از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند

از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است

از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت

از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا)

از کوفياني که اهل کوفه نيستند

از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند

از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند

از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند

از سياستمداران بي دين

از متدينين بي سياست

از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند

از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند

از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ

از عروسکهاي بالماسکه

از وطن دوستان وطن گريز

از زنان مرد صفت

از مردان زن صفت

از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند

از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند

از راي هاي ممتنع

از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند

از همه چيز داران بي همه چيز

از امانت داران خائن

از کفهاي روي آب

از ناموس داران بي ناموس

از زنگارهاي روي آينه

از مسلمانان مسلمان کش

از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند

از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند

از آناني که بي حجابند

از آنان که خود حجابند

از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند

از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه!

از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟

از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند

از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند

از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند

از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند

از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند

از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند

و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند

از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم...

از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند

از آنان که ني را به گيتار مي فروشند

از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند

از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور

از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند

از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان

از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند

از سگهاي بي وفا

از اسبهاي نانجيب

از خروسهاي بي دم

از مورچه هاي تنبل و بي کار

از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل

از کلاغهاي بي حيا

از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند

از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند

از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند

از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ

از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند

از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند

از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند

کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا

از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه

از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند

از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا

از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا

از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند

از آنان که بازي مي دهند

از آنان که بازي مي خورند

از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها!

 

}اثري از سپهر...{


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/07/10 ساعت : 20:27 | |

دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین!

+ اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01 ساعت : 21:51 | |

"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم ‌آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.‌[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند، و عمل مي‌كنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بي‌تفاوت هستند، يا ملت ها را نمي‌گذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد،‌ تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومه‌هاي فساد را به زباله‌دان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنباله‌روهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئه‌چينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛  روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفاله‌هايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با ‌آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نمي‌تواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نمي‌توانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.
اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد مي‌كند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش مي‌كشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند؛ طمع ها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همة ممالك اسلامي قطع شود؛ عمال آن در همة ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملت هاي اسلام را مي‌خواهند كنار بگذارند، و ابرقدرت ها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آن ها را بكند؛ و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها. 

     
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟ ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپ‌روهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زباله‌دانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حركات مذبوحانه است. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد مي‌كنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.
دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است، ‌اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نمي‌توانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مي‌دانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستاده‌ايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند.

در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئه‌گرهاي بين‌المللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.
من از خداوند تبارك و تعالي خواهانم كه غلبه بدهد اسلام را بر همة قشرهاي عالَم؛ بر همة مستكبرين، مستضعفين را غلبه بدهد. و از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه برادرهاي ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در هر جايي از عالَم كه هستند، از دست مستكبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.

والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين

حضرت روح الله خمینی

بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه

صحیفه امام جلد 9

 

پی نوشت :

*مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ...

* یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی!  خودت میدانی ...

* شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی ....

* شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای  ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ...

خودت را خر کرده ای ! قبول کن...  

+ منبع


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25 ساعت : 19:8 | |

حسینعلی منتظری

شما بهتر است به توصیه های امام عمل کنید!، کسی از تو نظر نخواست که داری دخالت میکنی تو اموری که بهت مربوط نیست، من به علم و سوادت شبهه ای ندارم ولی به عقلت و تقوایی که داری شک دارم، الان جنالعالی قریب به ۴۰ سال است که در جهل و نادانی اسیر هستی و در اون به سر میبری!، آن از وقایع باند مهدی هاشمی دهه ۶۰ که شما بازیچه بودی، این هم از وقایع باند مهدی هاشمی سال ۸۸ که باز هم شما بازیچه هستی، تو خودت که قدرت تصمیم گیری نداری، عده ای منافق برایت چرندیات می نویسند تو هم امضاء میکنی، تا همین چند سال پیش دعات میکردیم که عاقبت بخیر بشی ولی دیگه دعا کردن هم روی تو اثر نداره (قضیه شده مثل قضیه مهدی خزعلی)، شیاطین تورو احاطه کردن، تعادل روحی و روانی هم که نداری، شنیدم بدجور تو عذابی، ان شاءالله هم تو عذاب این دنیا بسوزی هم تو عذاب اون دنیا ...! خدا جای حق نشسته عدالتش روهم کسی نمیتونه انکار کنه ... همین!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/06/23 ساعت : 19:39 | |

به نام خداوند شیرو رطب

خداوند نان جو و نیمه شب

 

خداوند باران خداوند چاه

خداوند طوفان خداوند ماه

 

شکافنده ی کعبه ی خاک و سنگ

نگهدار همواره ی آب و رنگ

 

کنون ورکشم گیوه ی شعر را

به الحمد رب علی علا

 

به حمد خدای یتیم و اسیر

خداوند سر در تنور فقیر

 

ترا می ستایم نه سر خود ،علی

به تصریح ایاک نعبد،علی

 

به عمق زمین و به اوج هوا

دل آبها و دل خاکها

 

تو خود را نمایانده ای بر همه

خودت خویش را خوانده ای بر همه

 

تو پرواز را یاد پر داده ای

تو آواز جبریل سر داده ای

 

تو بر کوه استادن آموختی

تو ققنوس را زادن آموختی

 

نگاه تو در پشت آیینه هاست

اگر سوره ای مهبطت سینه هاست

 

اگر نور خیره کننده نئی

اگر ابر تیره کننده نئی

 

اگر آب ،آب گل آلود،نی

اگر شعله ای شعله با دود،نی

 

به دستت بود شانه ی موجها

به پایت فتد سجده ی اوجها

 

تو خود جاده ای مبدئی  مقصدی

تو خود عابدی مسجدی معبدی

 

تو را می شود خورد از هر قنات

تو را می شود برد از هر فرات

 

تو را می شود خواند از هر نگاه

تو را می شود دید در هر پگاه

 

غرور صدای شکستن تویی

خشوع به بالا نشستن تویی

 

تو با حقی و حق همیشه تو راست

تو برخاستی این که حق روی پاست

 

کمی گوش کن بر صدای حزین

خداوند خاکی روی زمین

 

مرا بغض کن بشکنم در گلو

مرا آب کن ،آب پاک وضو

 

ببر با خودت روی دوش نسیم

بچرخان مرا دور طور کلیم

 

تجلیگه خویش کن چون درخت

که سوزم به امرت شوم نیکبخت

 

پس آنگه تو در صوت شعله ورم

تکلم نما با من دیگرم

 

اگر مستطیع زیارت شوم

نه طاهر که عین طهارت شوم

 

بپوشم لباس سفیدی به تن

هم احرام گردد مرا هم کفن

 

به گردت بگردم بگردم مدام

هزاران طوافت کنم صبح و شام

 

به دورت زنم چرخ طوفان صفت

به کوری هر چشم بی معرفت

 

الست بربک بگو یا علی

که گویم هم آواز عالم بلی

***

الهي! امشب به اشك ديدگانم غسل مي‌كنم و به روشنايي اين شب‌ها قَسَمَت مي‌دهم كه با نسيم عفو خود، بر علفزار آتش‌گرفته جانم بوزي.

قدرِ شب‌هاي قدر را كسي مي‌داند كه طلوع صبح اين شب‌ها را آغاز اولين روز از تولد دوباره خود قرار دهد و عزم راستين ترك گناه كند.

رد قضاي اهلي در شب‌هاي قدر هنگامي است كه دست رد به سينه شيطان مي‌زنيم و وسعت روزي، نيازمند بستن دريچه‌هاي تنگ‌نظري است.

رسول خدا(ص): محروم كسي است كه از خير امشب (شب قدر) محروم بماند. خوشبخت آن كسي كه در اين شب، خورشيد آمرزش الهي، روشن‌گر صبح فردايش باشد.

ليلة القدر، درختي است پر از ميوه شيرين بخشايش كه تنها تلنگري بر آن براي نجات هر دو جهان كافي است.

از عجايب الهي، اوج فرصتي است كه در شب‌هاي قدر، نصيب انسان مي‌شود و تيره‌بخت، دلي است كه در اين شب‌ها خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار نمي‌دهد.

الهي، شب زنده‌داري‌ام در اين شب براي رهايي از شب‌هاي تيره دروني من است؛ نوري از خود بر من بتابان تا بيدار باشِ خوابگاهِ مرگم باشد.

امام صادق(ع): «برآوردِ اعمال، در شب نوزدهم، تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم انجام مي‌گيرد».

 

+ چرا سر سفره دخترت شیر نخوردی آقا ؟! ...، هنوز عرش با این جمله کوتاه می لرزد!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19 ساعت : 19:32 | |

مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم.

 

دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند }

 

دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛

 

دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند.

 

دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.

 

دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله

 

 

+ " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند.

+ این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18 ساعت : 6:55 | |

شب قدر ... و خدا ...

نقل است که شیخ رجبعلی خیاط فرمود:
از عده ای از علماء و اهل معنا پرسیدم: خداوند انسان را برای چه آفرید؟ جواب قانع کننده ای نشنیدم. تا اینکه از آیت الله شاه آبادی  سؤال کردم.
 ایشان فرمودند:
« خداوند انسان را برای نمایندگی خود خلق کرده است؛ إنی جاعل فی الارض خلیفه».

+ وقتي جلوي آينه، گرد روي شونه‌هاي لباسمو مي‌تكوندم ياد فرشته‌هاي روي شونه‌هام افتادم كه مي‌گن سير تا پياز اعمال آدمو ثبت مي‌كنن. خدايا مي‌خوام امشب توي آينه، خود خودم باشم، قبل از بيرون شدن از بهشت، اما يه لكّه روي آينه است كه صورتمو سياه نشون مي‌ده. نزديك رفتم و ها كردم؛ آره خودشه! براي پاك كردن سياهي‌ها بايد همين امشب كه ليلة القدره دست به كار بشم و آهي از ته دل بكشم تا هر چي مابين من و اون آينه زيباست پاك كنم.

* * *

پارسال تو مراسم احيا، وقتي چراغا رو خاموش كردن، با خودم گفتم يادم باشه كه براي خوشبختي، يه قسمتايي از وجودمون هست كه بايد هميشه خواب و خاموش باشه؛ درست مثل اين چراغا، مثل بعضي حرفا، غيبتا، حسادتا و عادتا. فتنه‌هايي كه گاهي با يك كلمه آغاز مي‌كنيم و بعد... نمي‌دونم! مگه علي رو شمشير شايعه ترور نكرد؟

خدايا! گناه كردن خيلي ساده است و العفو گفتن ساده‌تر از اون؛ اما امان از روز محشري كه چراغا روشن بشن؛ اون وقت «يَوْمَ تُبْلَي السَّرَائِرُ »[17] سر مي‌رسه و ماييم و پرده‌هايي كه از چهره‌من و تو رد شده و افتاده.

* * *

خدايا! نكنه يه روز هر چي به پشت سرمون نيگا مي‌كنيم، تو جاده‌هاي حسرت، كوله‌بار اعمالي رو ببينيم كه توي جاده ريخته و خوراك ساعتاي تلف شده عمرمون شده! نه! توي اين شبا، العفو گفتن به اين سادگي‌هام نيست آخه رايانه خدا هر چي رو كه ذخيره مي‌كنه، ديگه پاك بشو نيست؛ باور نمي‌كني؟ به جزء سيِ قرآن مراجعه كن؛ ببين اون روز نشون به اون نشوني كه خطوط سرانگشتامونو هم مي‌سازن براي اينكه يادت باشه هميشه زير نظري... اما با همه اين حرفا، امشب دراي ليلة‌القدر باز شده و خدا مي‌خواد همه رو ببخشه؛ آخه او عاشق بنده‌هاشه.

«بازا بازا هر آن چه هستي بازا

گر كافر و گبر و بت‌پرستي بازا

اين درگه ما درگه نوميدي نيست

صد بار اگر توبه شكستي بازا»


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/06/17 ساعت : 19:39 | |

خاندان هاشمی!احترام به پدر و مادر از واجبات هست، البته این اصل را هم نباید فراموش کرد که احترام والدین به فرزند هم واجب است در قرآن کریم نسبت به هر دوی این مقوله سفارش شده است که متأسفانه اکثر پدر و مادرها اون چیزی رو که به نفع خودشان باشد را تکرار میکنند ... و با مسائل طوری برخورد میکنند که انگار حرف باید حرف خودشان باشد و فرزند اصلا نباید اظهار وجود بکند. این یعنی برخورد غیرمنطقی که در موقع و نوع احوالات روانشناسی خودش واقعا جای بحث دارد. اگر با فرزند برخورد مناسبی نداشته باشی مطمئنا تا یک حدی تحملت میکند و اگر زیادی هم بخواهی به خواسته هایش تن دهی سوارت می شود. الان مشکل خاندان هاشمی همین نوع برخورد است، آقای هاشمی رفسنجانی آنقدر به محسن و مهدی و فائزه و فاطمه رو داده است که سوارش شده اند ...، این بچه ها آنقدر گستاخ شده اند که توهم برشان داشته است، آنها خیال میکنند این نظام با خاطرات پدرشان بنا شده است ...که بشود علیه ش کودتا کرد! 

 

+ {خصوصی} یکی گفته بود رفتم سر مزار بابام نشستم بغض کردم و زدم رو دستم گفتم بابا ممدت گرفتاره ها ...! حالا این که باید بگیم باباهامون دعامون کنن چون دعای پدرها خوب میره بالا! آقای هاشمی هم واسه بچه هاشون دعا بکنند که اینها به راه راست هدایت بشوند. ان شاءالله


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 22:24 | |

فرهنگ بی فرهنگ!

سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند.

اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!!

آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم.

بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/14 ساعت : 2:38 | |

یحتمل این گفتار شهید آوینی(ره) شامل حال ما هم بشود که می گفت "شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت"، چگونه مبارزه کردن در قرآن کاملا مشهود هست جایی زبان خوش، جایی گذشت و جایی حدید همه ی این ها را که با هم جمع کنیم می شود جنس مبارزه حضرت امام خمینی(ره)، همیشه رویای تصورات جوانی من بین سال ۴۲ تا ۶۸ بود خیلی آرزو داشتم جنس آن روزها را لمس کنم اما خب این رویاهای شیرین تبدیل به حسرت می شد ...، همیشه سعی کردم به کسی توهین نکنم اما گاهی اوقات هم پیش می آمد که نقطه جوش ما سر به فلک می کشید، امشب که با دوست عزیزم "آقای امیرحسین ثابتی" چند دقیقه ای صحبت کردم، ایشون به یک نکته قابل توجهی اشاره کرد که خیلی به دلم نشست،گفت که طرف مقابل هرچقدر خواست فحاشی بکنه بزار بکنه ما باید گذشت کنیم ما باید "الکریم عند العفو" باشیم.

آقای صانعی! دکتر احمدی نژاد در حق شما "الکریم عند العفو" را قائل شدند.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/06/13 ساعت : 2:25 | |

گوشت کیلو 12000 هزارتومانآقای احمدی نژاد گوشت کیلو 12000 هزارتومان با تورم 14 درصدی همخوانی ندارد، اگر به هر دلیل ممکن و غیر ممکنی گوشت که یکی از ارزاق مهم خانواده ها است اینطور صعود قیمت دارد، از مافیا گرفته تا کم کاری دستگاه های مسئول ...، این قابل تحمل نیست این با شعار عدالت خواهی شما تناسبی ندارد، تا کی فقرای ما باید نان خشک میل بکنند؟ ، خواهش میکنم رسیدگی به قیمت اقلام و ارزاق مهم زندگی مردم را در اولویت کارهای خود قرار دهید. عده ای گشنه اند گویی شب و روز در حال روزه گرفتن هستن و این یعنی کوفت شدن چیزی که ما میخوریم! واقعا یک لقمه غذا خوردن عادی کوفتم میشود ... خواهش میکنم یکبار دیگر به فیلم فقر و فحشای مسعود دهنمکی عزیز نگاه کنید ... !

فقر ... 


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/06/07 ساعت : 12:51 | |

محمدعلی ابطحی در زندان

سلام آقای ابطحی

 

امیدوارم خوب باشی، من محمد (...) آل حبیب هستم همونی که گهگاهی واست پیامک میفرستاد، گاه گداری هم اذیتت میکرد، سابقه آشنایی مون بر میگرده به اون دور دورا ... ، درسته از نظر سیاسی و مسائل دیگه با هم همخونی نداریم ولی من از یکسری اخلاقیاتت که خاص بود خوشم میومد، آدم با نمکی بودی، خیلی خوشحال شدم که وبلاگت رو از تو زندان به روز کردی ان شاءالله که به روز کردنش استمرار داشته باشه ... ، موقع آزاد شدنت میام به استقبالت ...؛

ولی خواهشاً دیگه نخود هر آش بی مزه ایی نشو!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/06/04 ساعت : 19:45 | |

ای خدا ...

گناهی،

رگ گردنم را گروگان گرفته است

زمانی خداوند همسایه ام بود

...

+ گزیده‏هایی از توصیه‏های حضرت روح الله به مناسبت ماه رمضان

+ امشب سر سفره ی افطار میخوام دعا بکنم خدا رهبر عزیزمون رو تا ظهور آقا امام زمان(ع) حفظ بکنه، امشب میخوام دعا کنم خدا این دولت ولایی و خدمتگزار رو در کارهاش موفق بداره، امشب میخوام به خدا بگم خدایا هاشمی رفسنجانی، صانعی، کروبی، خاتمی و میرحسین موسوی را به راه راست هدایت کن و اگر هدایت نمیشند ...، امشب سر سفره ی افطار میخوام بگم اللهم عجل لولیک الفرج ...


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/31 ساعت : 18:30 | |

اللهم عجل لولیک الفرج

شبکور شدیم از عدم تابش نورت

این خاک یتیم است بکش دست عبورت

امواج علیل و نفَس باد عقیم است

سا حل به شک افتاده ز طوفان حضورت

در آینه ی خانه نظر کن که ببینی

تصویر همه هست بجز صاحب صورت

از روشنی آه تو داریم چراغی

ای فیض غمت ،صیقل زنگار و کدورت

اغلب همه مَردیم ولی محض تفاخر

اینجا همه هستند بجز وقت ظهورت

دوریم زتو گرچه تو نزدیک به مایی

ای دوست نشانی بده از خانه ی دورت

...


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/05/30 ساعت : 1:54 | |

مهدی کروبی

اگر در مورد نامه کروبی موضع نگرفته بودم برای این بود که اصلا بنده ایشان را به حساب نمی آوردم و نمی آورم، البته سابقا یک مطلبی به عنوان "روحانی نما! " نوشته بودم که باعث شد دوستم آقای کاظمی عزیز انتقاد شدیدی نسبت به آن داشته باشد، که بنده با ایشان تماس گرفتم و صحبت کردیم ... "مسئله ارتباط کروبی با اسرائیل غاصب و موساد را که از آن باخبر بودم و اثبات شده بود را ناخواسته به او گفتم" که ایشان کمی بنده را سرزنش کردند و استدلال آوردند، که البته بنده استدلال های منطقی ایشان را پذیرفتم.

حالا مأمور موساد گفته است: همه ما منتظر نامه کروبی بودیم!

حاج آقا طائب فرمودند که کروبی اگر اثبات نکند باید 80 ضربه شلاق بخورد اما به نظر من این تنبیه برای این شایعه پراکنی عظما کم است من میگویم باید جان کروبی را گرفت نه اینکه یک تیر خلاص کنند توی مخش نه من با این مخالفم من میگویم حزب اعتماد ملی را لغو پروانه کنید که جان کروبی به آن بسته است.

در همین مورد:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240488

كرمي‌راد در گفتگو با فارس؛ كروبي درباره عملكرد زندان خود در بنياد شهيد پاسخ ندارد

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240467

كريمي اصفهاني در گفتگو بافارس: كروبي بايد اسناد خود را به افكار عمومي ارائه كند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240964

زاكاني در گفت‌وگو با فارس: نامه‌نگاري‌ كروبي فعاليت‌هاي تبليغاتي را به ذهن متبادر مي‌كند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240641

زهره الهيان در گفتگو با فارس: شايعه‌پردازي از كروبي كه خود را كهنه كار سياسي مي‌داند بعيد بود

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240598

ذاكر در گفت‌وگو با فارس: نامه كروبي كمك به خواسته‌هاي دشمنان است

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240570

حجت‌الاسلام اكرمي در گفتگو با فارس: سوابق و خدمات گذشته افراد مؤيد حال آنها نيست

 

 

همین مطلب در "خرد نیوز"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/24 ساعت : 17:19 | |

طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی، مراسم توديع آيت‌الله سيد‌محمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيت‌الله صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد قوه قضاييه صبح روز شنبه هفته آينده در محل حوزه رياست قوه قضائيه برگزار خواهد شد.

عملکرد آقای شاهرودی در بُعدهای مختلف توسعه قضایی نسبتاً رضایت بخش بوده است و البته شخصاً انتقاد شدیدی نسبت به آن دارم.

آیت الله هاشمی شاهرودیاما مسئله مهمتری بنام مفسدان اقتصادی دانه درشت وجود داشت که باید از آن حرف زده شود که به حضرتعالی بگویم شما در این مورد هیچ اقدامی نکردید، جناب آقای شاهرودی شما علی رغم تأکیدات رهبری فرزانه (فرمان هشت ماده ای – 10/2/1380) و اعتراضات دانشجویی و طلاب و ...، هیچ تحول جدیدی را در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی هایتان اتخاذ نکردید که هیچ که حتی اعتراض "طلبه سیرجانی" را تحمل نکردید و دستور دادید وی را به جرم اغتشاش دستگیر کنند!

آیت الله صادق لاریجانی

من امیدوارم آقای لاریجانی برخورد با مفسدان اقتصادی دانه درشت را احیاء بکنند. من پرونده ی فرزندان آقای هاشمی رفسنجانی، پرونده فرزندان آقای ناطق نوری، پرونده فرزندان آقای واعظ طبسی، فرزندان آقای کروبی، عده ای از نمایندگان مجلس ششم، هفتم و هشتم و ... را مفسدان دانه درشت می دانم و بهترین برخورد با این مجرمان و مرفهان بی درد را همان برخورد امیرالمونین(ع) می دانم که به " فرماندار خود در اهواز " این چنین نوشت:

" هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد.

و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با  گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان.

مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند.

شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن "

 

دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲  / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹

 

آقای لاریجانی ما منتظریم اولین اولویت کار شما بی آبرو کردن مفسدان اقتصادی دانه درشت باشد ما منتظریم حضرتعالی فرمان هشت ماده ای رهبری انقلاب را جهت برپایی عدالت اجرا بکنید، وگرنه روزی فرا خواهد رسید که باید هزاران جهانشاهی (طلبه عدالتخواه سیرجانی) را به زندان بفرستید!

 

* همین مطلب در سایت خبری مذهبی، تحلیلی رهوا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21 ساعت : 21:14 | |

گرچه نوشته های من و شخص خودم در آن حدی نیستند که کسی بخواهد تهدید یا توهین بکند. اما روزانه  ۱۰ الی ۲۰ پیام با مضمون های ذکر شده در قسمت نظرات تایید نشده همین وبلاگ مشاهده می شود. زیاد مهم نیستند که بخواهم آن را تشریح کنم، اصلا اهمیتی ندارد اما از مدتها قبل یک جمله در گلویم گیر کرده بود که امروز آن را خطاب به امید - از رفقای ... شهردار سابق ، GHASEMY و ... می گویم؛

" ... أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ " آیه ی شصت و سوم سوره مبارکه عنکوبت شرحی جالبی دارد ... .

و آیه های خدا مختص به زمانی خاص نیستند!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21 ساعت : 16:23 | |

جوانان عزیز فرانسه

سلام

خبر شورش عظیمتان را در اینجا خواندم؛ شوری که شما در کشورتان ایجاد کردید وصف ناپذیر است کاش من آنجا بودم و این لحظات پرشور را از نزدیک مشاهده میکردم، امیدوارم که این درگیرها ادامه پیدا کند شما کشوری مستعد و غنی دارید، اما سردمداران جنایتکار کشور عزیز شما را از مسیر پیشرفت و تعالی دور کردند. امیدوارم که خود شما امورات کشورتان را در اختیار بگیرید و این حکومت عوام فریبتان را سرنگون کنید.

فقط به فکر سرنگونی حکومت و دولت باشید نه کسی را بُکشید نه صدمه ای به جایی بزنید.

هدف شما فقط و فقط سرنگونی حکومت و دولتتان باشد.

به امید ظهور امام زمان ما و حضرت مسیح همه ی ما که بیایند و عدالت را در همه ی جای جای جهان برپا کنند. و ان شاءالله همه ی ما شاهد آن باشیم ظلمی در جایی نیست، جنگی در جایی نیست و گرسنه ای در هیچ جا نیست ...!


Dear young people of France

Hello

News Zymtan riot in here read; brininess that you have created your country is indescribable and I wish I was there, the intense moments, I see a close, I hope to continue this conflict-prone country and you have rich, but the forefront of criminal Profile your path of progress and excellence in round. I hope your affairs in your country and this government can offer Commons Frybtan to depose.

Only think of you, not to overthrow the government and the government not drag someone somewhere to check damage.

Your only goal the overthrow of the government and Dvlttan.

The hope of the advent of Christ and Hazrat Imam of our time that we all come, and justice in place all around the world to establish. Sha’allh either all that we are not where we Zlmy, where war is not hungry in any place not ...!

 

بعد التحریر: متن انگلیسی را به دلیل کمبود وقت از ترجمه گر گوگل برداشتم شاید اشتباه داشته باشد، شما ببخشید، فکر میکنم اگر جوان فرانسوی آن را بخواند دست و پا شکسته چیزی منوجه شود.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/05/20 ساعت : 20:55 | |

حضرت امام خمینی (ره)

مقدس نماهاي بي شعور

ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان - ارواحنا فداه- را مفيد و راهگشا مي دانستند، امروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسوولين نيست رخ مي دهد، فرياد وا اسلاما سر مي دهند! ديروز حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابي تر از انقلابيون شده اند!

حضرت روح الله (3/12/67)

 

 

"میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) مبارکباد"


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/05/15 ساعت : 14:47 | |

زمان تبلیغات انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری "مهندس ثمره هاشمی رئیس ستاد هماهنگی های مردمی دکتر احمدی نژاد" با چند تن از دانشجویان دانشگاه شریف جلسه ای داشت که از قضا ما هم با دوستان حضور داشتیم، مهندس داشت از سفرهای استانی دولت می گفت و نظر مردم و خواست مردم، می گفت مردم ابراز محبت میکردند و می گفتند ما تا بحال ندیدیم رئیس یا مسئول استانی در هوای 50 درجه ای بیاید به شهر ما چه برسد به رئیس جمهور!، الان جمع کثیری از همان مردم شریف میگویند شما چرا ستاد انتخاباتی برای دکتر زدید، ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در خانه های روستانشینان و مردم ستم دیده و مظلوم است.

ثمره هاشمی ادامه داد: مردم ایران هوشیارند و خودشان تحلیل می کنند، خدمت رئیس جمهور بودم ایشان نقل می کرد: در سفر کرج خانمی نامه دستش بود ولی به علت شلوغی زیاد نمی توانست جلو بیاید گفتم راهش را باز کنید بیاید جلو، آمد و نامه را رساند دست من و همانجا روی رکاب ماشین ما ایستاد و خودش رهبری کار رو شروع کرد و به بچه ها می گفت نامه اون رو بگیر بیار، شما نامه ت رو بده و جمع آوری نامه ها رو مدیریت کرد ... .

مردم رئیس جمهور را از خودشان و جنس خودشان میدانند.

گاهی نامه می نویسند به آقای رئیس جمهور می گویند که آقای دکتر برا ما دختر خوب پیدا کن. اینطور جوونهای عزیز ما و مردم فهیم ما با آقای رئیس جمهور راحتند و ایشون رو از خودشون می دونند.

یکی از دانشجویان از مهندس پرسید نظر آقای احمدی نژاد در مورد بانکداری اسلامی چیه؟ مهندس پاسخ گفت: یکی از آرزوهای اقتصادی ایشون این هست که سیستم اقتصادی و نظام بانکی کشور، اسلامی شود و شعار عدالت، دولت اسلامی و غیره اینها بحث ها و شعارهایی است که عوض نخواهد شد مگر اینکه محقق شود ، آقای احمدی نژاد قاطعاً و قویاً اعتقاد دارند که سیستم بانکی ما باید سیستم قرض الحسنه ایی شود.

ثمره افزود:دکتر آمده است در میدان و از کار و طرحهای خودش در همه ابعاد یک تنه دفاع میکند.

در دولت نهم همه مسئولین در کار خودشان تخصص دارند و تحصیلکرده کارشان هستند، اما چیزی که الان مهم است این است که ما باید به مدیریت اسلامی ایمان داشته باشیم.سیستم ها باید اصلاح شود و هم به سمت و سوی اسلامی شدن قدم بردارد.

هرهفته آقای احمدی نژاد جلسه اقتصادی دارند هم با دولتی ها و هم اشخاص اهل فن بیرونی.حوزه جلسات اقتصادی در حال بزرگتر شدن است و هرهفته عضو جدید دارد که هم فکر با تفکر اقتصادی رئیس جمهور میشوند.

سیدمجتبی ثمره هاشمی

یکی از دانشجویان دیگر در مورد بحث مفاسد اقتصادی و اقدامات دولت نهم سئوال پرسید؟ و مهندس پاسخ داد که: آقای احمدی نژاد معتقد به این هست که شروع مفاسد اقتصادی از زمان جنگ بود، حالا خود ایشون شاید در این مورد صحبت هایی در آینده بکنند و این فساد در دوره سازندگی شدیداً رشد پیدا میکنه و امثال مسئولین آن زمان بودند که خودشون رو مالک کشور می دونستند و علناً این مقوله رو بیان می کردند، واقعا این حرف ها را میزدند، در دوره سازندگی خیلی کم پایبند به اسلام و دین بودند و در دوره اصلاحات شدت بیشتری گرفت. اینها خیلی راحت زمین خواری و تعرض به بیت المال میکردند. زمین های 20 هکتاری، 100 هکتاری و غیره بود که در دولت نهم بازپس گرفته شد. آقای دکتر که آمدند گفتند حق مردم باید پس گرفته شود اما اینها آمدند و حاشیه سازی های فراوان کردند، اما الحمدلله این قضایا در این دولت پیگیری شد، نتیجه خوبی داشت و تا حدود زیادی حق مردم احیاء شده است. و اگر جایی تخلفی کشف بشود قاطعاً و یقیناً برخورد خواهد شد.

در اواخر دولت هشتم آقایان تحت عنوان خصوصی سازی قیمت یک جایی رو که 70 یا 80 میلیارد تومان بوده اس را 10 میلیارد فروختن آن هم به صورت قسطی که مشکل خاص دولت شده بود.

اینها در همین قالب خصوصی سازی خیلی جاها را به اطرافیان و نزدیکان خودشون فروختند بعد در زمان دولت نهم کارگرها و کارمندان اون رو اخراج کردند و برای دولت ایجاد بحران کردند و این زحمتکشان رو به بهانه کسری بودجه سمت بانک ها و وزارتخونه ها سوق می دادند تا بتونند از دولت تزریق مالی بگیرند.

یکی از دانشجویان دیگر نسبت با برخورد این گونه مفسده ها و اینکه چرا وزارت دادگستری کار نمیکند؟ مهندس پاسخ داد وزارت دادگستری رابطه ای است بین دولت و قوه قضائیه، وزارت دادگستری هیچگاه در امورات حکم و برخورد موضوعیتی رو نمیتونه ابلاغ کنه اما در حال حاظر قوه قضائیه آمده و دارد همکاری لازم را میکند.

یکی از دانشجویان دیگر نسبت به چند شغله بودن آقای الهام پرسید، آقای هاشمی پاسخ داد: سخنگویی دولت هم زیاد وقت گیر نیست و چون آقای الهام در دولت حضور دارند و دارند کار حقوقی میکنند و تمام مصوبات رو می دونند برای همین سخنگوی دولت شدند و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز هم یک جای تشریفاتی هست و کار خواستی صورت نمی گیرد. 

دانشجوی دیگری انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور کرد و آقای ثمره هاشمی ضمن اینکه تا حدودی انتقاد وارده را قبول کرد، اضافه کرد که خود کارکرد دولت یک کار فرهنگی ست، نمایشگاه کتاب دارای یک رکور جهانی شد که کار وزارت ارشاد دولت نهم بود، توجه به حوزه های علمیه، افزایش تعداد دانشجویان و 70  جلسه مشترک هیئت دولت با روحانیون ، جلسه مشترک دولت با نخبگان و اقدامات دیگر، کدام دولت بود که با ائمه جمعه کشور جلسه مشترک داشته باشد؟ خلاصه اینکه بنده معتقدم که در هر حوزه ای از دولت نهم وارد بشویم افتخار آفرین است.

 

همین مطلب در {خردنیوز}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/14 ساعت : 17:18 | |

پیرامون جلسه دادگاه عوامل کودتاچیان در جمهوری اسلامی ایران یک بحث وجود دارد و آن هم تشکر فراوان از جناب محمدعلی ابطحی؛

وقتی داشت از پشت پرده اقدامات هاشمی رفسنجانی،خاتمی و میرحسین موسوی حرف می زد یاد مناظره احمدی نژاد با میرحسین موسوی افتادم، صبحت های سید در جلسه دادگاه شبیه به آن شب های قشنگ مناظره احمدی نژاد شده بود، با این تفاوت که این بار "چیز" گفتن 30  برابر شده بود!محمدعلی ابطحی
واقعا فضای آرامش بخشی در جلسه حاکم بود و متهمان اصلی بدون هیچ مشکلی به دفاع از خود پرداختند، مشروح جریانات دادگاه در اینجا موجود است.

به نظر من عطریانفر صادقانه صحبتی نکرد فقط خطابه خوبی داشت، اما محمدعلی ابطحی صادقانه و بدون هیچ واهمه ای حرفهایش را گفت، و از پشت پرده اقدامات اصلاحات و منافقین، استکبار و سه ضلع ناامنی در کشور با استناد به ایراد سخنرانی پرداخت، باید شخصی مثل ابطحی را ستود، امروز این شیخ عزیز مبدل به یک اسطوره واقعی شده است، کسی که بر اندام تارعنکبوتی اصلاحات و مافیای زر و زور لرزه بیاندازد قطعا و یقیناً برای ما اسطوره است. اگر وی به اعترافات صادقانه تر و بهتر بپردازد مطمئناً به چهره ای تبدیل خواهد شد که امثال من دوستش داشته باشند.

بنده امروز اعتراف میکنم که او را کمی دوست می دارم.

من به این معتقدم اگر ابطحی توبه نماید و از گذشته خود اعلام برائت بجوید و از چهره ی واقعی و اصلی خاتمی، موسوی، هاشمی و هر خائن دیگری پرده بردارد، پدرش را نصیحت کند که به اقدامات کذایی اش (که قصه ی مجزا و مفصلی دارد) پایان دهد، با سران منافق و اصلاحات قطع رابطه کند و از امتحانات با سربلندی و نمره 20 بیرون بیاید از دید ما مثل نوزادی می شود که از نو متولد شده است.

ابطحی شایسته تغییر است و من امیدوارم این اتفاق رُخ بدهد.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/05/13 ساعت : 16:42 | |

عکس: هاشمی رفسنجانی در کنار دریا

آقای هاشمی لب دریا خوش گذشت، اصلا مهم نبود که تو توی مراسم تنفیذ حضور داشته باشی، همون بهتر که نبودی، اصلا مهم نبودی ... همین!

عکس: یکبار بدون هاشمی رفسنجانی!

"عکس بزرگتر"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/05/12 ساعت : 14:6 | |

یکی از محورهای مهم و اصلی سخنان امروز دکتر احمدی نژاد در جمع اساتيد بسيجي اشاره به موضوع این چند روز گذشته بود که بر خیلی ها سخت گذشت.دکتر احمدی نژاد در جمع اساتید بسیجی
دسته ی اول کسانی هستند که از همه بیشتر حرص و جوش خوردن و چون از دکتر مطمئن بودند برای این چند روز همیشه در حال درست کردن توجیحاتی خاص بودند و از نقد درون گفتمانی دست برنداشتند، دسته ی دوم کسانی بودند که از روی چند چهره ایی خودشان خجالت نکشیده و بسیار منافقانه عمل میکردند و دسته ی سوم کسانی بودند که صبر پیشه نکردند، حجت شرعی و عقلی خود را سامان ندادند و با منافقان همنوا شدند، امروز احمدی نژاد در میان سخنانش یک نکته ی حیاتی و لذت بخش را مطرح کرد، وی گفت: رابطه ما با رهبری از جنس محبت،اعتقادی و پدر و پسری است این جمله ی زیبای دکتر دسته ی اول را از این امتحانات خوفناک اخیر سربلند بیرون آورد و تأکید کرد که باید با اطمینان خیلی بیشتری به این راه ادامه داد، دسته ی دوم را مأیوس و مثل همیشه خار کرد و دسته ی سوم را هم پشیمان و هم به فکر فرو بُرد تا دیگر شتاب زده عمل نکنند و من بعد حجت شرعی و عقلی را در رفتار و اعمالشان اعمال کنند.

...

* با این جمله دکتر اشک از چشمانش سرازیر میشود ! پدرم با من تماس می گیرد و بعد از احوال پرسی می گوید صحبت های دکتر را دیدی، میدانی مفهومش یعنی چی؟! بدون اینکه منتظر باشد من جوابی بدهم خودش پاسخ می گوید، می گوید یعنی اینکه آقا جان اگر شما اشاره کنید جانم را برای شما خواهم داد. 

* مشروح خبر {لینک}


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/05/10 ساعت : 2:36 | |

اين بچه‏ها معماگونه هستند در عين گريستن مى‏خندند و در عين خنديدن مى‏گريند. دل دريايى‏شان مطمئن و آرام است اما در عين حال امواج بيقرارى‏شان بيتابانه خود را به ساحل بلند سينه‏هاى ستبرشان مى‏کوبد. اينان ذخيره‏هاى خداوند براى عصر آخرالزمان هستند برگزيدگانى که تاريخ، هزاران سال در انتظار قدومشان بوده است.

شهيد سيد مرتضى آوينى

بچه های جنگ ، بچه های آخرالزمان

...

لباس رزم بر تن میکنیم برای مبارزه با اسرائیل

اين بار روي صفحه کمي آسمان کشيد
پرواز  تا  نهايت هر  بيکران  کشيد
هر چند سن و سالي از عمرش گذشته بود
اين بار روي صفحه ولي يک جوان کشيد
سر بند سرخ  اسلحه پوتين لباس رزم
خود را شبيه هيبت يک قهرمان کشيد
در يک نبرد سخت و نفس گيرو بي امان
تصويري از مبارزه با دشمنان کشيد

...

حال آنانکه رفتند کاری حسینی کردند
و آنانکه ماندند باید کاری زینبی کنند
وگرنه یزیدی اند !

ما برای نبرد با اسرائیل غاصب آماده ایم، آماده ایم تا اسرائیل را از صفحه روزگار محو کنیم، از کودکی آرزو داشتیم با ابرقدرتهای بزرگ و جهانخوار بجنگیم ...

 

* "ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/05/07 ساعت : 17:19 | |

طرفداران واقعي، دشمنان حقيقي

به تنها چيزي كه بايد فكر كنيد به استواري پايه هاي اسلام ناب محمدي- صلي الله عليه و آله و سلم - است اسلامي كه غرب و در راس آن آمريكاي جهانخوار و شرق در راس آن شوروي جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. اسلامي كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراي جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامي كه طرفداران واقعي آن هميشه از مال و قدرت بي بهره بوده اند و دشمنان حقيقي آن زراندوزان حيله گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بي هنرند.   14/9/67 (حضرت روح الله)

 

آقای احمدی نژاد سلام؛ من سعی کردم همیشه با شما موافق باشم و کمتر از شما انتقاد بکنم، امروز مسئله ای بنام انتصاب آقای رحیم مشایی به عنوان معاون اولی در دولت دهم مطرح شده است، اینجا یک فضای مجازی است که عمومیت خاصی هم دارد، وقتی وبلاگ دوستان را میخوانم وبلاگ کسانی که طرفداران واقعی شما هستند ایجاد شبه و شک برایم دو چندان میشود، امیرحسین ثابتی خیلی منطقی به موضوع پرداخته است، کمیل نقی پور آنقدر احساسی نوشته است که میخواهم زار بزنم، سجاد صفار کلاه شرعی درست میکند ... ، آهستان و باقری آنقدر تند رفتند که استرس گرفته ام، و هنوز هیچ کس نامه ی رهبری به شما را منتشر نکرده است و این یعنی سرگردانی من ... و لطفا یکی مرا روشن کند!

من فعلا دارم با این جمله امام خودم را سرگرم میکنم "... و ميزان در هر کس حال فعلي اوست"

 

لینک ها:

مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود؛ باور کن! (ارمینه)

دوراهی مرگ و زندگی برای احمدی نژاد (دست نوشته های یک دانشجو)

تمام آنچه در دفاع از انتصاب مشایی می توان گفت ... (خصوصی نیست)

آقای احمدی نژاد، خداحافظ! (بیا تا برویم)

آقای رییس جمهور! ثابت کنید از تبار موسوی و رضایی نیستید (خاکریزیسم)

پتک مشایی بر سر عدالتخواهان (از ایران)

مشایی ، هووی 25 میلیون ایرانی!! (سهم نوشته های یک دانشجو)

 

 ...

بعد التحریر: حجت بر همگان تمام شد ؛ مشایی باید عزل شود (متن نامه مقام معظم رهبری به دکتر محمود احمدی نژاد)


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/05/01 ساعت : 17:14 | |

تو کتاب "شنود اشباح" آقا رضا گلپور خونده بودم که حاج حسین آقا شریعتمداری گفته جناب کشمیری همیشه دو خودکار بیک همراه داشتند به گونه‎ای که همه آن را می‎دیدند. ازش پرسیدم چرا دو خودکار داری؟ گفت : یکی مال بیت‎المال است و یکی شخصی. من [برادر حسین] از همان لحظه تردیدم نسبت به وی شروع شد. اگر می‏خواست بیت‎المال را هدر ندهد، یک خودکار از پول خودش می‏خرید و برای بیت‎المال هم از آن استفاده می‎کرد. بعدها کشمیری شد عامل بمب‎گذاری در دفتر نخست وزیری در هشت/شهریور/شصت!

حالا بنده با یک اقدام متفاوت به آقای خاتمی نفرت بیشتری پیدا کرده ام؛ 

از آقای خاتمی خاطره خوشی نداریم:

رئیس جمهور سابق ایران است، دیروز از توقف غنی سازی هسته ای و تعامل با غرب سخن می گفت امروز از همه پرسی! به توان غرب! ، رئیس فعلی بنیاد باران یا جان برکف بنیاد سورس، مردی با عبای شکلاتی که هرزگاهی با دختران خوش بَر و رو شوخی میکند! ، سیدی خندان است که خیال میکند جنیفرلوپز دوم است، کسی که توصیه شهید مطهری را جدی نگرفت، او یک دکتر است دکتری متوهم!، سَرور و سالار شهیدان را به سخره گرفته است و خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر می داند!، آقای دکتر! شما با صحبت های غیر عقلانی و غیر منطقی داد شهید آوینی را در آورد، آقای خاتمی غائله ۱۸ تیر دوران ریاست جمهوری خویش را به یاد دارید، شما مومن نیستید وگرنه از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدید، شما از سال ۷۸ عبرت نگرفته اید سال ۸۸ یعنی ۱۰ سال بعد شبیه آنرا تکرار کردید، هر دوبار شکست خوردید و هردوبار به آغوش غرب و استکبار پناه بردید، شما کشته شدن و زندانی شدن تعداد زیادی از هموطنان را فراهم آوردید به کام شما به رنج دیگران، شما از میرحسین یک بت دیگری از بنی صدر ملعون ساختید، هاشمی را وسوسه خواسته هایتان کردید، و رهبری را مظلوم! غافل از اینکه مقام معظم رهبری میلیون ها فدایی در سطح ایران اسلامی و جهان دارند، وهزاران حرف نگفته است که امیدوارم وزیر اطلاعاتی همچون آقای ری شهری عزیز پیدا بشود و دست به افشاگری بزند، حالا قضیه شما اینطور به کشمیری مرتبط میشود که شما لباس پیغمبر به تن کردید تا از برخی اتهامات و ابهامات در امان باشید، آقای خاتمی شما یک روحانی نما هستید! امیدوارم دادگاه ویژه روحانیت با شما برخورد شدیدی بکند و لباس پیغمبر و نماد آخوند بودن را از تن بی کفایت شما بیرون بیاورد و یک دست کت شلوار هاکوپیان به شما هدیه بدهد!

همین!

پی نوشت: نطق انقلابی آقا حمید رسایی در مجلس شورای اسلامی / نکته ی عکسیهمکاری خاتمی با آمریکا و اسرائیل / شرحی بر کودتا مخملی یا براندازی نظام


ادامه مطلب

نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/04/31 ساعت : 16:32 | |

فرصتی پیش آمد که با شما خوانندگان عزیز یادداشت هایم صحبتی بکنم، خب من خیلی از شما عزیزان را از نزدیک می شناسم و خیلی ها را هم نمی شناسم، دوستانی را دیدم و دوستانی را ندیدم و بعضی از آن ها را علاقمند هستم که ببینم، اولاً بعثت پیامبر اعظم را به همه شما تبریک عرض میکنم، دوماً میخواهم یک سایت شخصی راه اندازی کنم که در آینده ای نزدیک طراحی آن به اتمام می رسد و من جای دیگری مشغول نوشتن خواهم شد با دیدگاه های جدیدتر، تفکرات و تعلقات جدیدتر ...، گاهی در این وبلاگ حرفهایی نباید می زدم که زدم، حرفهایی نزدم که باید می زدم، مِن حیث المجموع خاطرات خوبی داشت، بر خودم لازم میدانم از همه ی دوستان قدیمی و جدید و خوانندگان محترم این وبلاگ تشکر و قدردانی کنم و از همه ی بزرگواران خواهشمندم که اگر از من نارحتی و دلگیری خاصی دارند آنرا فراموش و بنده را حلال کنند و اگر انتقاد یا پیشنهادی نسبت به اینجانب دارند آن را مطرح بکنند.

 

موفق و سربلند باشید _ محمد آل حبیب

Aamir1365@gmail.com


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : دوشنبه 1388/04/29 ساعت : 19:12 | |

دکتر مرتضی آقا تهرانیمرتضی آقا طهرانی اولین فرزند حاج اکبر آقا طهرانی و دختر عمه اش بود که بنا بر نقل مادر و تاریخ مندرج در شناسنامه 1/1/1336 متولد شد. پدرش تاریخ تولد او را 1334 می داند. حاج اکبر کاسب جوانی بود که به شغل سماور سازی در بازار اصفهان مشغول بود ولی با ورود دستگاههای سماور سازی که چند برابر یک انسان بازدهی داشت، تصمیم به تغییر شغل گرفت. این تصمیم، تقریبا مقارن با تولد مرتضی بود. او سنگ تراشی را انتخاب نمود و مراحل شاگردی تا استادی را در این رشته طی کرد. حاج اکبر به همراه دو برادر خود در یکی از باغ هایی که از جدش به آنها به ارث رسیده بود اتاق هایی ساخته بودند و هر کدام در یک اتاق زندگی می کردند. وضع معیشتی حاج اکبر در آن روزها خیلی خوب نبود. مرتضی دوران طفولیتش را در خانه باغی در محله «تل واسگان» و به همراه پسر عموهایش سپری کرد. ظاهرا در آن روزها، به جای مهد کودک، بچه ها را به نزد افراد با ایمان، با حوصله، قدری با سواد، با تجربه، و سالخورده می فرستادند و اصطلاحا می گفتند: بچه ها می روند «کار». مرتضی هنوز به یاد دارد که با زیر انداز صورتی رنگش نزد زن سالخورده ای می رفته است. او در مکتب خانه اصول دین و قرائت نماز، اسامی امامان و حروف ابجد و.... را آموخت.
هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که به مدرسه رفت. «دبستان تعلیمات دینی». در زمان شاه، این دبستان ها در کل ایران زیر نظر یک روحانی به نام آقای شیخ عباس اسلامی اداره می شد. مدیر مدرسة مرتضی، حاج شیخ حسین خادمی بود. در مدرسة آنها تعلیمات دینی و قرآن بیشتر از مدارس دیگر رونق داشت. صبحها به جای سرودهای ملی و وطنی و دعا به جان بی مقدار شاه، ذکر شریف: رضیت بالله ربا و بالإسلام دینا ....... را می خواندند و به کلاس می رفتند.
در دوران دبستان مرتضی همیشه سوم کلاس بود. تا سال ششم ابتدایی را در مدرسه تعلیمات دینی گذراند. در سالهای دبستان و دبیرستان معمولا سر صف قرائت قرآن می کرد. صدای خوبی داشت و به قرآن هم مسلط بود. مرتضی پس از آن به دبیرستان نشاط رفت که بنابر قول خودش با اینکه کادر دبیرستان خوب بودند اما ادارة دبیرستان خوب نبود. با دبیرستان صارمیه هم در ارتباط بود و برخی از امتحانات متفرقه را هم در دبیرستان سعدی می داد. در دبیردکتر مرتضی آقا تهرانیستان، کلوپ دینی داشتند که مرتضی از فعالان این کلوپ بود. معلم دینی آنها آقای فشارکی، فرزند آیت الله فشارکی(رحمه الله) بود. مرتضی هم در مسجد و هم در کلوپ دینی، قرآن یاد می داد.
با آغاز دوره دبیرستانِ مرتضی، تحولاتی در محلة زندگی آنها رخ داد. در محلة آنها مسجدی بود به نام «مسجد خاکی»، که بعدها نامش به مسجد شجره تغییر کرد. حاج اکبر به همراه چند نفر از بزرگان محله به نزد آیت الله حاج آقا رحیم ارباب(رحمه الله) رفتند. ایشان، از مراجعِ به نام اصفهان، و از شاگردان مرحوم میرزا جهانگیر خان قشقایی(رحمه الله)، و مرحوم آخوند کاشی بود. وی صاحب رسالة عملیه و همچنین دارای نظرات فلسفی بود و عالمی عارف و پرنفوذ در اصفهان به شمار می رفت. مردان محلة تل واسگان از حاج آقا رحیم ارباب یک روحانی می خواستند. یک روحانی با تقوی، ملا، با سواد، با تجربه و مهمتر از همه آشنا به برخورد با جوانان، تا بتواند جوانانشان را به دین جذب نماید. حاج آقا رحیم پیشنهاد کردند در روز نیمه شعبان جشنی بگیرند تا ایشان یک روحانی معرفی نمایند، به شرط آنکه قدرش بدانند.
بنابر فرمودة ایشان جشنی بر پا شد و حاج آقا رحیم، آیت الله شیخ حسین فاضل کوهانی(رحمه الله) را نصب نمودند. ایشان استاد بزرگانی همچون، شهید مظلوم دکتر بهشتی(رحمه الله) و آیت الله جنتی(حفظه الله) و ...بودند. نصب ایشان بسیار با برکت بود. وقتی ایشان از دنیا رفتند حدود 10-12 طلبه در آن منطقه تربیت شده بودند. آیت الله فاضل(رحمه الله) از جمله اساتید مرتضی است که نقشی اساسی و کلیدی در سرنوشت وی داشته است. وی یک روحانی مدبر و با تقوی بود که با حسن رفتار و دقت نظر توانست حتی بچه های محل را به مسجد جذب کند. خاطرات مرتضی از آن روزها بسیار شنیدنی است. هنوز هم با یاد استاد اشک در چشمان مرتضی حلقه می زند. مرتضی در کنار درسهای دبیرستان برخی از درسهای طلبگی، مثل «تبصره المتعلمین»(فقه عربی از علامه حلی)، «عوامل فی النحو»، «عوامل جرجانی»، «رسالة توضیح المسائل» را هم نزد آیت الله فاضل(رحمه الله) به پیشنهاد خود ایشان خواند.
مرتضی در سال دهم دبیرستان، دبیرستان را رها کرده، و با تحریک و تشویق آیت الله فاضل(رحمه الله)، و به قصد ورود به حوزه، عازم قم شد. البته، حاج اکبر معتقد بود که بچه ها باید کار یاد بگیرند. به همین دلیل هم، مرتضی روزهای تعطیل نزد پدر می رفت تا کار کردن بیاموزد. وقتی قصد رفتن به قم را داشت، در سنگ تراشی و سنگ کاریِ ساختمان فردی زبردست، و کمک خوبی برای پدر بود و همین امر قدری اجازه ترخیص را برای پدر دشوار می کرد. بعدها حاج اکبر سخت ترین گذشت عمرش را همین می دانست که به مرتضی اجازة ترک کار و رفتن به قم داد.دکتر مرتضی آقا تهرانی
مرتضای جوان وارد قم شد، چند سالی به پیروزی انقلاب مانده بود. سیصد نفر در امتحان ورودی مدرسة حقانی شرکت کردند و تنها سی نفر طلبه پذیرش شدند. مرتضی در میان پذیرفته شدگان نفر سوم بود. مدرسة حقانی تحت نظارت شورایی متشکل از حضرات آیات: قدوسی، بهشتی، مصباح، و جنتی اداره می شد. مرحوم شهید قدوسی(رحمه الله) ناظم مدرسه هم بودند. مرتضی مشغول درس شد. از سال دوم طلبگی تبلیغ را شروع کرد. توسط یکی از روحانیون اصفهانی برای بار اول به میان مردم ایل بختیاری رفت. جایی که شیخ مرتضی کارش را شروع کرد محلی بود به نام «تنگه رواق». هنوز آدم های آن روزها را به یاد دارد، زبانشان را می شناسد، و با برخی از آنها رفت و آمد دارد. اوائل انقلاب، چون از اصول دیالکتیک آگاهی داشت بیشتر به شهر های شمالی کشور، همچون صومعه سرا، رضوان شهر، رشت، و... می رفت تا با مجاهدین و کمونیست ها مناظره کند.
در سال چهارم طلبگی، از مدرسة حقانی بیرونشان رفتند؛ به علت یک سری اختلافات فکری و اعتقادی در بین طلاب حقانی، مسئولین مدرسه تصمیم گرفتند به منظور حفظ آرامش، عده ای از طرفین دعوا را بیرون کنند، شیخ مرتضی یکی از آنها بود. از حقانی که بیرون آمد با حدود بیست و پنج نفر از دوستان در ساختمانی زندگی می کرد که عمدتا تحت نظارت آیت الله مصباح(حفظه الله) بودند.
شیخ مرتضی در سال آخری که در مدرسة حقانی بود تصمیم به ازدواج گرفت. در طی سفری که به مشهد مقدس داشت، در حرم مطهر از آقا خواست مقدمات ازدواج او را با دختری برایش فراهم کنند با هفت ویژگی؛ هرکدام از ویژگی ها هم که غلط است خودشان اصلاح کنند. بیش از دوقیقه طول نکشید که با پیرمردی برخورد کرد که بعدها پدرخانمش شد. جالب آنکه پیرمرد هم درست در همان لحظات از امام هشتم داماد شایسته ای طلب کرده بود و آقا حاجت هردو زائرشان را همزمان روا کردند.دکتر مرتضی آقا تهرانی
کم کم مقدمات ازدواج فراهم شد. در سال 57 پس از مدت زیادی که بعلت تنگدستی عقد بسته مانده بودند، با مشکلات مالی زیاد و با توکل فراوان، با کمک و مساعدت آیت الله فاضل همسرش را به قم آورد تا زندگی مشترکشان را آغاز کنند. شیخ مرتضای جوان در سال 58 برای اولین بار پدر شد. هیچ چیز، زن و زندگی و حتی فرزند، مانع از فعالیتهای او خصوصا در آن سالهای بحرانی انقلاب نشد. وی با زن جوان و فرزند شیرخوارش به شمال کشور می رفت تا مردم را آگاه کند و تفکرات پوچ و بی پایه و اساس مجاهدین و کمونیست ها را به آنها بشناساند. در سال 61 وقتی منتظر تولد فرزند دومش بود، بهمراه پدر و چند تن از بستگان نزدیکش عازم سفر حج شد. چند روز پس از بازگشت، فرزند دومش هم بدنیا آمد.
از مکه یک تلویزیون کوچک رنگی خرید و با یک سیم بلند و یک کلید، برای تلویزیون کنترل صدا درست کرده بود و از همان کودکی به فرزندانش آموخت که «گوشی که با صدای موسیقی پر شود نمی تواند امیدوار به شنیدن صدای امام زمانش باشد».  همین حرف ساده باعث شد تا ورود تلویزیون به خانه کوچک و محقر آنها باعث سلب توفیقات آنها نگردد، و او همچون قبل می خواند و می نوشت.
در آن سالها او از طلاب پر تلاش مؤسسة در راه حق بود که تحت اشراف حضرت آیت الله مصباح(حفظه الله)، برخی علوم روز را بصورت تخصصی می خواندند. آن سال ها مقارن با جنگ تحمیلی هم بود. با وجود تکلیف سنگین دفاع، حاج شیخ مرتضی هم چون قبل درس می خواند، حتی حاضر نبود یک روز عید نوروز را هم تعطیل کند. با وجود این جدیت در امر تحصیل، بارها بنابر وظیفه در جبهه های نبرد حاضر شد، و بعنوان روحانی در عملیات های مختلفی چون نصر4، ماووت، والفجر 8، و ... شرکت کرد. در همان سالهای ابتدای جنگ دو برادرش را از دست داد؛ شهید مصطفی ردانی پور، که همدرس و هم فکر و رفیق صمیمی اش بود، و شهید مصطفی آقا طهرانی، که برادر کوچکتر او بود. در فراق هردوی آنها بسیار سوخت.

دکتر مرتضی آقا تهرانی

در سال 65 فرزند سومش هم بدنیا آمد.
وی فلسفه را عمدتا نزد آیت الله مصباح(حفظه الله) خواند. آموزش فلسفه (که بعدها کتاب شد) و اسفار اربعه را تحت نظر ایشان خواند و بحث کرد. جلد 9 اسفار را که بحث علم النفس است (با توجه به دکتر مرتضی آقا تهرانیرشتة مورد علاقه اش که روانشناسی بود) چندین بار خواند و بحث کرد. شرح تجرید را نزد مرحوم آقا طه کافی(رحمه الله) خواند. در فقه از محضر آیت الله مظاهری(حفظه الله) بهره برد. از محضر بسیاری دیگر از فضلا همچون آیت الله بهجت(حفظه الله)، مرحوم آیت الله صافی اصفهانی(رحمه الله)، مرحوم آیت الله کشمیری(رحمه الله)، و ... بهره ها برد. فوق لیسانس روانشناسی را از مؤسسة امام خمینی (که آن روزها به نام بنیاد باقر العلوم شناخته می شد) گرفت و سپس در غالب یک گروه، با نظر حضرت آیت الله مصباح(حفظه الله) برای کسب علوم روز، بهمراه زن و فرزند عازم غرب شد. قصه پشت کار وی در آنجا از زبان خانواده اش واقعا شنیدنی است. توکل و توسل، در آن بلاد کفر بیش از پیش به یاری پشت کار حاج شیخ مرتضی آمدند. سال اولی که به کانادا هجرت کرده بود، خبر فوتِ شهادت گونه پدرش، او را به ایران خواند. حاج اکبر در بازگشت از سفر مشهد مقدس طی سانحة تصادف جان به جان آفرین تسلیم کرده بود. شاید حاج اکبر سواد آنچنانی نداشت، اما یک مسلمان شیعة واقعی بود که می توان وی را اولین معلم و استاد فرزند به حساب آورد (بعد از آنکه شیخ مرتضی حالات پدر را برای استادش، آیت الله بهجت(حفظه الله) بازگو کرده بود، ایشان فرموده بودند: «این گونه افراد به افسانه می مانند»). حاج شیخ مرتضی هنوز هم موفقیت هایش را مرهون دعای خیر و رضایت قلبی و الدینش می داند.
به مراسم تشییع و تفین پدر نرسید. برای چهلم پدر چند روزی به ایران آمد و دوباره در میان نگاه های نگران و پر از غم و غصة مادر به کانادا بازگشت. وی از دانشگاه مک گیل مونترال مدرک فوق لیسانس عرفان گرفت. سپس به آمریکا مهاجرت کرد و از دانشگاه بینگ همتون مدرک فوق لیسانس فلسفه غرب گرفت. در کنار مطالعه سنگین و شبانه روزی، مسئولیت امامت جمعه و ادارة مؤسسه اسلامی نیویورک را هم به عهده داشت. مؤسسه اسلامی نیویورک در زمان حضور حاج شیخ مرتضی بسیار زنده و پررونق بود. دعای کمیل، ندبه، مراسم عزاداری محرم، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان و ... با حضور ایرانیان مقیم نیویورک برگزار می شد. با اخذ مدرک دکترای فلسفة عرفان، کار درسی اش در آنجا تمام شد و علی رقم اصرار شدید مردم و برخی مسئولین، مؤسسه را رها کرد و به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب حدود هشت سال طول کشید (79-71).

دکتر مرتضی آقا تهرانی

پس از بازگشت به قم دوباره در مؤسسه امام خمینی با راه اندازی واحد تربیت مربی اخلاق فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت. وی همچون قبل امر تعلیم و تعلم را اصل در زندگی قرار داد.
دکتر حاج شیخ مرتضی آقا طهرانی، حالا دیگر یک پدر بزرگ شده است، و هیچ چیز حتی نوه های شیرینش نتوانسته اند او را از درس و کار و تلاش باز دارند.
در سال 1384 به دعوت ریاست جمهوری اسلامی ایران و به امر اساتید خود و تشخیص تکلیف معلم اخلاق هیأت دولت شد.

دکتر مرتضی آقا تهرانی و دکتر احمدی نژاد

در سال 1386 با اصرار شدید دوستان، علی رغم میل باطنی خود و خانواده اش و با تشخیص تکلیف، برای حوزه تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد. او هم اکنون در مجلس شورای اسلامی مشغول انجام تکلیف است.

دکتر مرتضی آقا تهرانی در وزارت کشور برای ثبت نام هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

دکتر حاج شیخ مرتضی آقا طهرانی، هنوز همان مرتضی است، با همان صفا و صمیمیت. عناوینی که در جلو اسم او آمده هیچ حسنی از اخلاق او نکاسته، بلکه هر روز بر تواضع و مهربانی او می افزاید. زندگی بر طبق برنامه، عمل به وظیفه، تعبد و تعهد نسبت به کار، بارزترین خصیصه های اوست. همه حسن ها به یک طرف، شیخ مرتضی یک روضه خوان دلسوختة اهل بیت است.

... و حالا به نظر من او بهترین گزینه برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد، قطعا کم کاستی هایی هست، ولی موفق خواهد بود ان شاءالله، خوب است آقای رئیس جمهور با شناخت خوبی که از این شخصیت ارزشمند دارند، ایشان را برای تصدی وزارت ارشاد به مجلس شورای اسلامی معرفی کنند.

همین نوشته در "سایت تحلیلی قلم پرس"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/04/26 ساعت : 20:2 | |

سریال تلویزیونی رستگاران

بعضی از دیالوگ های فیلم "رستگاران" (به کارگردانی سیروس مقدم) برای خودش عالمی دارد. کاش تکرارش را چندباره نشان میدادند!


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : سه شنبه 1388/04/23 ساعت : 20:47 | |
 

حضرت امام خمینیاز کودکی به حضرت امام خمینی(ره) علاقه خاصی داشتم، بزرگتر که شدم بهتر این شخصیت را فهمیدم و درک کردم برای همین همیشه به خودم میگفتم "امام همون خدا بود که اومد خودش رو به بشر نشون بده و بره" ، بزرگتر که شدم علی رغم میل باطنی حساب امام(ره)، همسر عزیزشون و آقا سد مصطفی و آقا سد احمد رو از بقیه خانواده امام جدا کردم هر چقدر که جلوتر می رفتم به این قضیه اعتقاد خاص بیشتری پیدا میکردم، همیشه موضع گیری اینها در این سال های اخیر موضعگیری های بی منطق و منفعلانه بود که انسان شک میکرد آیا اینها از ایل و تبار همان مرد بزرگ هستند یا نه؟!!، بینش سیاسی دختران امام و نوه های ایشون مثل "زهرا خانم مصطفوی" و " فريده مصطفوی"،"سیدحسن خمینی"،"سیدحسین خمینی" و ... همیشه من رو رنج می داد، همیشه موضعگیرهایی میکردن که با اکثریت مردم شریف همراه نبوده و نیست و خوشایند غربی ها و ضد نظام ها بوده که دشمنی شون به نظام اسلامی ایران ما اثبات شده بود، و این من رو رنج میداد در حالی که حضرت روح الله یک مرد ضد استکبار و همراه با مستضعفین بود، 21 جلد صحیفه گویای همچیز است، پیروزی شیرین ملت در این انتخابات اخیر طعم عسل داشت، مشارکت حداکثری چشم غرب و استکبار جهانی را کور کرد، دشمنان از هر حیله ای برای کمرنگ شدن این شیرینی استفاده کردند عده ای از بزرگان داخلی از مسئولین درجه یک گرفته تا چهارم ما هم با دشمنان همنوا شده و کام این شیرینی را کمی تلخ کردند.

سیدحسن خمینی و میرحسین موسوی،بجنوردی و ...

"عکس بزرگتر"

خانواده محترم امام و در رأس آن جناب آقا سیدحسن خمینی به شما عرض میکنم که، رهبری نظام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله)، علما، فقها، بزرگان، و مردم شریف ایران این انتخابات را تأیید کردند به همدیگر تبریک گفتند به رئیس جمهور منتخب تبریک گفتند جای سئوال است که شما چرا ساکت نشستید، آیا شما با دشمنان همنوا شدید؟ آیا شما با کسانی همنوا شدید که کمر امام را شکستند؟ و آیا شما با کسانی همنوا شدید که جام زهر را به امام نوشاندند؟ ...، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر صحیفه خوانی کنید، پیشنهاد میکنم یکبار دیگر "ولایت فقیه از دیدگاه حضرت روح الله خمینی(قدس سره)" را بخوانید. و بیش از این اذهان عمومی را منتظر نگه ندارید، به عنوان یک جوان عاشق امام از شما میخواهم هرچه زودتر به ملت تبریک بگویید و کمر نوای گرم استکبار را بشکنید و خواهشاً به فکر به منش و به رفتار امام برگردید./.

یا علی

 

همین نوشته در "قلم پرس"


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/04/21 ساعت : 18:7 | |
قبل نوشت:نوشته قبلی که در مورد آقا رفیقدوست نوشتم خیلی ناباورانه پاک شد،دارم مطلبی آماده میکنم که تا ساعاتی دیگر در اینجا خواهید دید،پیشاپیش از شما خوانندگان محترم عذرخواهی میکنم.

التماس دعا


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : شنبه 1388/04/06 ساعت : 19:47 | |

حضرت آیت الله خامنه ایخطبه‏ى اول‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

و الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نتوكّل عليه و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى العالمين و السّلام على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

قال الحكيم فى كتابه: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما»(1)

همه‏ى برادران و خواهران عزيز را توصيه ميكنم و دعوت ميكنم به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه حال. اگر ما تقواى خدا را پيشه كنيم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنيم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از ياد نبريم - كه معناى حقيقى تقوا همين است - يقيناً بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‏ى هر هفته دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال بايد اين حقيقت را، اين معناى شگفت‏انگيز را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقين كند.

اين روزها از يك طرف به ايام ولادت باسعادت صديقه‏ى كبرا فاطمه‏ى زهرا (سلام اللَّه عليها) متصل و مربوط است، و از يك طرف به ايام مغتنم و ذى قيمت ماه رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. اين آيه‏اى كه من تلاوت كردم، به مؤمنان بشارت ميدهد و نزول سكينه‏ى الهى را يادآورى ميكند. سكينه يعنى آرامش در مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. اين آيه مربوط به حديبيه است. در ماجراى حركت پيامبر اكرم از مدينه به سمت مكه با چند صد نفر از ياران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پيش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن دلهاى مؤمنان بود. از يك طرف، دشمنان با نيروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛ اينها از مدينه دور بودند - حديبيه نزديك مكه است - نيروهاى دشمن متكى به عقبه‏ى مكه بودند، نيرو داشتند، سلاح داشتند، جمعيت زياد داشتند؛ اين يك طرف قضيه بود كه موجب اضطراب ميشد، موجب تشويش براى بسيارى از مؤمنين ميشد؛ از طرف ديگر، پيغمبر اكرم بر طبق آن سياست عظيم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحيم» را، «بسم اللَّه»، را از اين نوشته حذف كنيد، پيغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله از اين قبيل پبش آمد. اين هم دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به ترديد انداخت.

در يك چنين مواردى كه اين اضطرابهاى گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصى، چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنينِ به اسلام پيش مى‏آيد، اينجا بايد منتظر سكينه‏ى الهى بود؛ آنوقت ميفرمايد: «هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى روحى برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر اين آرامشى كه خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتيجه‏ى اين سكينه‏ى الهى و آرامش روحى اين ميشود كه: «ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم»؛ آنوقت بذر ايمان در دل آنها عميقتر ميرويد، نور ايمان دل آنها را بيشتر روشن ميكند؛ ايمان آنها عميقتر ميشود. اين است كه براى يك مجموعه‏ى مسلمان، مجموعه‏ى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند كه خدا كمك‏كار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپويان راه حق است. وقتى دلها قرص شد، گامها هم محكم ميشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه به‏آسانى طى ميشود، به هدف نزديك ميشود.

هميشه دشمنان اسلام خواسته‏اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب كنند. در طول تاريخ اسلام موارد زيادى پيش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حركتهاى عظيم جهادى پيامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنينى كه توانستند ايمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحى پيدا كردند. اين آرامش روحى حركات آنها را در اختيار جهت ايمانى قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشويش و اضطراب، پيدا كردن راه درست دشوار ميشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است، درست فكر ميكند، درست تصميم ميگيرد، درست حركت ميكند. اينها نشانه‏هاى رحمت الهى است.

امروز جامعه‏ى انقلابى ما، مردم مؤمن ما، نياز به اين دارند كه اين آرامش را، اين سكينه را، اين طمأنينه و وقار را در خودشان هرچه بيشتر به وجود بياورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) ياد خداست كه دلها را در ماجراهاى طوفانى دنيا و زندگى حفظ ميكند. ياد خدا را مغتنم بشماريد. ايام ماه رجب - همانطور كه گفتيم - نزديك است. دعاهاى ماه رجب يك دريائى از معرفت است. در دعا فقط اين نيست كه انسان دل را به خدا نزديك ميكند؛ اين هست، فراگيرى هم هست. در دعا هم تعليم است، هم تزكيه هست. دعا هم ذهن را - اين دعاهاى مأثور از ائمه (عليهم‏السّلام) - روشن ميكند، حقايقى را، معارفى را به ما مى‏آموزد كه در زندگى به آنها نياز داريم، و هم دل را متوجه به خدا ميكند. ذكر الهى را خيلى بايد مغتنم بشمريد. همين نماز جمعه‏ى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اينجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما بايد غالب باشد، ياد خداست. دل به ياد خدا، زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت ياد پروردگار و اطاعت اوامر الهى. اين چيزى كه مورد نياز يكايك ماست، همين است.

من به شما عرض بكنم از اول انقلاب تا امروز - كه سى سال ميگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها ميتوانست يك ملت را، يك نظام را از جا بكند، ميتوانست يك كشور را دچار درياى طوفانى‏اى بكند كه ندانند چه ميكنند و چه بايد بكنند - همين طور كه مى‏بينيم در بعضى از كشورهاى همسايه‏ى‏مان - براى اين كشور پيش آمد، اما اين كشتى استوار كه متكى به ايمانهاى شما، به اراده‏ى شما، به دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در اين طوفانهاى گوناگون اندك‏اضطرابى پيدا نكرد. اين نشانه‏ى رحمت الهى است؛ اين نشانه‏ى تفضلات خداوند به شما ملت عزيز است.

مشمول تفضلات الهى شدن يك مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهى يك مسئله‏ى ديگر است. مبادا به خودمان مغرور بشويم؛ مبادا وقتى دست كمك پروردگار را كه مى‏بينيم، بگوئيم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستيم» و از وظائفمان غفلت كنيم؛ مبادا ياد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزيز در سراسر كشور و هر جا كه هستيد عرض ميكنم: جوانها! اين دلهاى پاك را، اين دلهاى نورانى را، اين دلهاى نرم را مغتنم بشمريد؛ آنها را با ياد پروردگار سيراب كنيد؛ آنها را از ذكر خدا لبريز كنيد، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر اين ملت مستدام خواهد كرد. و شما بدانيد - من امروز عرض ميكنم - آنجورى كه من دارم مى‏بينم اين ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاريخ گذشتگان خودمان در اين كشور و در ديگر كشورها، من مطمئنم و يقين دارم اين ملت به توفيق الهى، به حول و قوه‏ى الهى، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد يافت.

اين فضاى معنوىِ جامعه را قدر بدانيد، مبادا هيجانهاى سياسى ما را از خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در يك كشور پيش مى‏آيد - كه در ميان يك ملت آزاد يك امر طبيعى است - ما را غافل كند، ندانيم به كجا ميخواهيم برويم، ندانيم چه جور ميخواهيم برويم. اين انقلاب از اول بر پايه‏ى ايمانهاى پاك و صادق استوار شد و ادامه‏ى اين راه هم بر همين پايه‏ى استوار قرار خواهد داشت.

با وجود اين همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دين‏شناسند، به معنويت علاقه‏مندند. امروز جوانها در دنيائى كه ماديگرى بر آن حاكم است، غرق در حيرت و آشفتگى‏اند؛ دورى از معنويت آنها را دچار آشگفتى كرده است؛ نميدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم مانده‏اند؛ و بعضى از آنها فهميده‏اند كه راه اصلاح كارهايشان مراجعه به معنويت است. ولى چه جور ميتوانند معنويت از دست‏رفته را، معنويتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون كوبيده شده است، ميخواهند برگردانند؛ كار آسانى نيست. اما ملت ما اينجور نيست. ملت ما در اين مجراى عظيم معنويت حركت كرد، با معنويت توانست يك انقلابِ با اين عظمت را به پيروزى برساند، با معنويت توانست در اين دنياى مادى يك نظام اسلامى را كه متكى به معنويت است، برافرازد، پايه‏هاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما يك جنگ هشت ساله‏ى تحميلى را با تكيه‏ى به همين معنويت توانست با سرافرازى و پيروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً جوانهاى مؤمن و معنوى هستند. حتّى آن كسانى كه بظاهر گرايش معنوى در سيماى آنها نيست، انسان در مواقع حساس مى‏بيند دلهايشان متوجه خداست. بارها من عرض كرده‏ام كه در اين شبهاى قدر، در اين روزهاى اعتكاف، در اين مراسم نماز عيد فطر، چه افرادى، چه اشخاصى كه انسان گمان نميكند، دلهايشان را متوجه خدا ميكنند.

پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند ميدهيم، تو را به ائمه‏ى هدى‏ (عليهم‏السّلام) و نبى مكرم سوگند ميدهيم دلهاى ما را از معنويت بيش از پيش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بيت كوتاه مكن. پروردگارا ! تقوا و ايمان و سكينه‏ى الهى را بر دلهاى اين ملت بزرگ نازل كن. پروردگارا ! اين ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پيروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه ميگوئيم، آنچه ميكنيم، براى خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پيشگاه ولى‏ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)

خطبه‏ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در اين خطبه هم من همه‏ى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى.

مسئله‏اى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئله‏ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‏ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطه‏اى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دست‏اندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‏هائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت.

درباره‏ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‏ها و خطابه‏ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيه‏ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره‏ى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‏هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه‏ى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‏بيند. اين نشانه‏ى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‏ى داغ انقلاب دلها را به هيجان مى‏آورد، بعد هم در دوره‏ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‏اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‏ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همه‏ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.

اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‏ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‏ى مردم عالم كشيد. همه‏ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى‏ها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسى‏هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته درباره‏ى اين انتخابات.

نكته‏ى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانه‏ى خودشان بر زبان مى‏آورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‏اند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‏ى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره‏ى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.

اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته.

نكته‏ى سوم، مسئله‏ى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‏ها شفاف و صريح بود، كه عده‏اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‏هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‏ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

اين چهار نفرى كه وارد عرصه‏ى اين انتخابات جدى شدند، همه‏شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‏وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‏ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‏ى مقننه‏ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‏هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‏ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‏شان هم با اين سوابق. همه‏شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‏شان از نزديك من كار كردم.

البته بنده همه‏ى ديدگاه‏هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‏ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‏ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‏اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.

اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‏ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‏اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‏ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‏ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‏ها بدون ابهام، بدون پيچيده‏گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‏هايشان چيست، پابندى‏هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‏آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‏ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‏ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‏هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‏ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‏ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.

البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‏جور مناظره‏هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‏ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‏ها جنبه‏ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‏ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‏ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‏نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‏ها ديده شد؛ سياه‏نمائى دوره‏هاى گذشته هم در اين مناظره‏ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‏انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‏انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‏انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

بنده هم مثل بقيه‏ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‏ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‏آور و نگران‏كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‏اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‏شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‏بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.

اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‏ى درخشان سى ساله‏ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‏اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‏هاى نادرست در جامعه به وجود مى‏آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‏اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

مناظره‏هاى زنده‏ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

در مورد مبارزه‏ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‏ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‏اى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‏ى هشت ماده‏اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‏جهت در زمينه‏ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‏ى مجريه، هم در قوه‏ى قضائيه، هم در قوه‏ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‏ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‏ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‏هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‏بندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد.

رقابتها تمام شد. همه‏ى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‏شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‏شان در درون جبهه‏ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كرده‏اند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند.

مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‏ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‏اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‏اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‏اى هست، از راه‏هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظه‏ى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايه‏ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطه‏ى حساسى از تاريخ قرار گرفته‏ايم. همه‏ى ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‏ى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم.

در اين قضيه‏ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه‏ى خودشان عمل كردند. وظيفه‏شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‏ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اينها حرف‏شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه‏ى اين افراطى‏گرى در بدنه‏ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‏ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجسته‏ى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‏ى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».(5) دشمنى‏هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيث‏تر دولت انگليس. من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‏ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‏اللهى را، نه آن شلوغ‏كن‏ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است.

من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.

من از همه‏ى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانه‏هاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفته‏هاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانه‏هايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائى‏ها، هم آمريكائى‏ها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئله‏ى هسته‏اى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيله‏ى ايادى خودشان مخابره شد و همه‏شان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد.

وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‏سوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‏ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟

در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‏هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‏دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‏ى انتخابات.

يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‏ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏
اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّك و استغفره انّه كان توّابا.
و السّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) فتح: 4
2) رعد: 28
3) جمعه: 9
4) عصر: 3-1
5) آل عمران: 118


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/31 ساعت : 17:33 | |

مقام معظم رهبری


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : جمعه 1388/03/29 ساعت : 15:40 | |

دکتر محمود احمدی نژاد

گمان ما این است:

که دکتر پیروز میشود

 

آخرین نظر سنجی ها حکایت از اقبال بیش از ۶۵ درصدی ملت به خادم خود دارد و این یعنی دومین تودهنی بزرگ مردم به گرگان در لباس میش طی ۴ سال اخیر.

و البته این میسور نخواهد شد جز با سعی و تلاش ملت و همراهی دعای خیر و توسلات دلهای خسته از ریا و مردم فریبی و شکسته از محنت،مشاهده بی عدالتی و تبعیض و فساد در مقابل دیدگان معصوم رنج دیدگان و پابرهنگان ان شاءالله.

 

 

گر بُود عمر و به میخانه رسم بار دگر

به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : پنجشنبه 1388/03/21 ساعت : 18:40 | |

قبل نوشت: از طرف دوست خوبم جناب آقای مهدی نیکخواه به موج خود جوش بازی وبلاگی دعوت شدم، متأسفانه به علت ذیق وقت موفق نشدم که خودم مطلبی در این باره بنویسم،به همین دلیل تحلیل جالبی که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در جزوه ای انتشار داده بود را اینجا می آورم.   

1) مقدمه:

چرا از احمدی نژاد حمایت میکنیم


انقلاب‌اسلامي‌ايران در طول 30 سالي كه از شكل‌گيري آن مي‌گذرد، به رغم توطئه‌ها و دسيسه‌چيني‌هاي بي‌شمار نظام سلطه‌جهاني،  توانسته است در سايه اهداف ترسيم شده معمار بزرگ انقلاب حضرت‌امام‌خميني‌(ره) و رهنمودهاي مقام‌معظم‌رهبري و با تكيه بر مقاومت و فداكاري ملت و مسئولين، به اهداف والايي چون تشكيل جمهوري اسلامي ايران  و تحكيم نظام‌اسلامي مبتني بر دستورات الهي و برگرفته از اراده ملت آگاه و بصير و ديندار  همچنين الگوسازي آن براي ملت‌هاي مسلمان و آزاديخواه سراسر جهان، دست يابد.
قدم سوم در اين مسير، استقرار دولت‌اسلامي و تلاش براي پياده‌سازي احكام متعالي اسلام در امور اجرايي كشور است. متأسفانه با وجود قدمهاي مؤثر فراواني كه در طول 30 سال گذشته در اين مسير برداشته شده، استقرار دولت اسلامي و انطباق كامل امور فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي كشور با احكام نوراني اسلام به دلايل مختلف، تا امروز به تعويق افتاده است. به جرأت مي‌توان گفت كه اولين اقدامات جدي در اين مسير براي كنار گذاشتن الگوهاي مرسوم نظامهاي شرق و غرب براي اداره امور كشور، با روي كارآمدن اصولگرايان شروع شد. نگاهي به تاريخ پُر فراز و نشيب انقلاب‌اسلامي نشان مي‌دهد كه تا پيش از استقرار اصولگرايان در عرصه خدمتگذاري، مسئولين اجرايي كشور به رغم زحمات فراواني كه براي رشد و پيشرفت كشور به خرج مي‌دادند، در هر دوره و هر عصر به فراخور رويكرد جهاني، سكان هدايت امور اجرايي كشور را با قطب‌نماي يكي از دو الگوي «شرقي يا غربي»  جهان تنظيم كرده‌اند.  چه در دوره‌هايي كه با تكيه بر الگوهاي «شبه‌سوسيالسيتي» راه حضور مردم در عرصه‌هاي مختلف را سد مي‌كردند و چه در دوره‌هايي كه با دل‌بستن به شيوه‌هاي ليبراليستي، توسعه را حتي به قيمت از بين رفتن اقشار ضعيف جامعه، بر همه چيز اولويت دادند. اما شكوفايي گفتمان اصولگرايي و رويكرد عمومي مردم به اين گفتمان كه برخواسته از گفتمان امام(ره) و انقلاب بود، شرايطي ديگر رقم زد و براي اولين‌بار اداره امور اجرايي كشور به خدمتگذاراني سپرده شد كه بي‌اعتنا به شيوه‌هاي مرسوم غرب و شرق، دل در گرو تحقق دولت‌اسلامي بسته بودند. هرچند عملكرد اصولگرايان در اين زمينه را بايد قدمهاي اوليه در اين مسير پُر طولاني و پُر پيچ‌و‌خم تلقي كرد اما تغيير رويكرد مسئولين اجرايي به سوي پياده‌سازي احكام اسلام در ابعاد فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و قضايي كشور به جاي استفاده از شيوه‌هاي حكومتداري شرق و غرب و تلاش براي تدوين الگوي دولت‌اسلامي پيش چشم جهانيان، به تنهايي دستاورد داخلي بزرگي براي انقلاب‌اسلامي ايران به شمار مي‌آيد. در ابعاد جهاني نيز گفتمان اصولگرايي توانسته است، پس از يك دوره فترت و خمودگي، بار ديگر موج جديد از گفتمان اصيل انقلاب اسلامي بيافريند. موجي كه با پشت سر گذاشتن مرزها، توانسته است گفتمان انقلاب‌اسلامي را تبديل به گفتمان مسلط و غالب اكثر كشورهاي اسلامي نمايد و نظام اسلامي ايران را به عنوان الگويي موفق در برابر شرق و غرب مطرح كند. بنابراين حفظ و تداوم گفتمان اصولگرايي به عنوان احياگر آرمان‌هاي اوليه انقلاب از جمله تشكيل دولت اسلامي و مقوم گفتمان امام(ره) و انقلاب، در آستانه ورود به چهارمين دهه از عمر پُربركت انقلاب اسلامي ايران، امر واجبي است كه هر روز با نزديك‌شدن به موعد برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري در 22 خردادماه سال 1388، اهميت آن بيشتر بر همگان روشن مي‌شود.  چرا كه به دليل برخي اتفاقات و صف‌آرايي‌هاي شكل گرفته حول نامزدهاي اين دوره از انتخابات، مردم در معرض انتخابي سخت قرار گرفته‌اند. انتخابي كه قرار است يا ضامن بقاء و تعالي گفتمان اصولگرايي و در جهت استقرار و استحكام دولت‌اسلامي براي تحقق هدف پيشرفت و عدالت باشد يا كشور را به مسيري بازگرداند كه پيش از اين و در دوره‌هاي سابق رياست‌جمهوري، مردم رويكرد مغرضانه آنان به مباني انقلاب و عملكرد منفي آنان نسبت به اهداف اوليه آنان را به عينه مشاهده كردند.
2) به لحاظ رويكرد و آرمان
احياء گفتمان انقلاب اسلامي، احياي تفكرات امام‌(ره) و احياي ارزشها و ... در حوزه آرماني در كارنامه دولت نهم و شخص دكتر احمدي‏نژاد مي‏درخشد.  همچنين «عدالتخواهي، خدمتگزاري، پُركاري، ساده‌زيستي، مردمي‌بودن، توجه به محرومين، روحيه ضد اشرافيگري و‌تجمل‌گرايي، توسعه علم و فن‌آوري، شجاعت در تصميم‌گيري، استكبارستيزي، مبارزه با فساد، برقراري امنيت اجتماعي، بالابردن وحدت و انسجام ملي، روحيه توسعه و آباداني و پيشرفت، روحيه خودباوري، خودكفايي و فرهنگ توانستن، توسعه فرهنگ مقاومت و پايداري در جهان، ايستادگي در مقابل انحرافات و كجي‌ها و ساختارهاي ناصحيح و مفاهيم نادرست جهاني و..» از جمله رويكردهاي دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد است.
دولت نهم احيا كننده شعارهاي اصلي انقلاب است. اين دولت با تلاش و پُركاري و رويكردهاي اساسي چون «عدالتخواهي، ولايت‌مداري، استكبارستيزي، مردم‌گرايي، مستضعف‌نوازي، كارآمدي، گرايش به طبقات محروم و پرهيز از اسراف و زندگي اشرافي، مشاركت عموم مردم در تصميم‌گيري‌ها، توجه به ارزش‌ها و اصول روحيه خدمت‌گزاري و...»  را به متن تصميم‌ گيري تصميم‌سازان آورد.
رويكرد كلان سياسي و اجتماعي و فرهنگي، ‌دولت‌نهم با استراتژي و راهبرد انجام سفر‌هاي مستمر دولت به استانها و تمامي شهرستان‌هاي كشور، به منظور برقراري رابطه دولت با مردم و از بين بردن شكاف بين دولت و مردم،‌آشنايي با مشكلات و دغدغه‌هاي مردم،‌پيگيري و تسريع در حل مشكلات مردم و اجراي طرح‌ها و پروژه‌ها و... تجلي پيدا كرده است. برخي از رويكرد‌ها به اين شرح است:

الف ـ  گفتمان خدمت و فرهنگ خدمت‌رساني
 از رويكرد‌هاي مورد تاكيد و پيگير مجموعه دولت، برنامه‌ريزي جهت افزايش كيفي و كمي فرهنگ خدمات‌رساني به مردم بوده است. در اين دوره تلاش گرديده در اين راستا با دوري از منازعات بدون حاصل سياسي و حزبي، جهت پايدار نمودن آرامش سياسي در جامعه زمينه تسلط فضاي كار و خدمت را فراهم نمايد. افزايش قابل‌توجه ساعات فعاليت بدنه مديريتي دولت، ‌برنامه‌ريزي جهت دخيل شدن بدنه كارشناسي استاني و ملي دستگاه‌ها در فرآيند تصميم‌گيري‌ها، انجام منظم سفر‌هاي منطقه‌اي وزراء و معاونين رئيس‌جمهور و ديگر همكاران آنها بعلاوه سفر‌هاي منظم پايان هفته هيأت وزيران هر دو هفته يكبار موجب شد فضاي عمومي جامعه و همچنين ساختار دولت به جاي فضاي ملتهب و غيركاري، فضايي آكنده از روحيه كار و تلاش و فرهنگ خدمت باشد.

ب ـ مردم‌محوري
 دولت نهم اين افتخار را براي خود محفوظ مي‌داند كه در برنامه‌ريزي‌هاي خود هرگز به دنبال ترجيح منافع گروه‌ها،‌دسته‌ها و اقشار خاص و ويژه به منافع عامه مردم نبوده و «مردم محوري» را به عنوان آموزه‌اي ديني و اعتقادي سرلوحه خدمات خود قرار داده است. دولت در اين راه با نامهرباني‌هاي متعددي نيز روبرو گشته است. اما بر اين اعتقاد راسخ باور دارد كه آثار مبارك اين رويكرد در تصحيح برخي جهت‌گيري‌هاي پيشين اجرايي و نزديك‌تر كردن رابطه «دولت ملت» در تداوم عزت‌مندي نظام ظهور و بروز مناسبي را پيدا خواهد نمود. مبناي «مردم محوري» موجب شده است مجموعه دولت با غنيمت شمردن فرصت كوتاه تصدي اجرايي خود، نسبت به برنامه‌ريزي جهت بردن دولت به اقصي نقاط كشور با اولويت مناطق محروم و كمتر برخوردار، اقدام نمايد. دولت نهم در اين سفرها كه از آغازين ماه‌هاي استقرار دولت يعني از آبان ماه 1384 آغاز شده است، موفق شده‌اند در تمامي سفر‌هاي دوره‌اي استاني خود تشكيل جلسات هماهنگي متعدد و هزاران ساعت كار كارشناسي و تصميم‌سازي با حضور مسئولين و كارشناسان استاني و دستگاههاي اجرايي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور جلساتي نيز با حضور نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي از استانهاي مورد سفر با مردم شريف شهرستان‌هاي مختلف كشور با همراهي جدي و فعال نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي ديدار نموده و از نزديك با مشكلات آنان آشنا شوند.
ج ـ عدالت‌محوري
 عدالت‌محوري در همه عرصه‌هاي حوزه فعاليت دولت از جمله: «هدايت منابع بانكي به مناطق محروم در جهت ايجاد عدالت اجتماعي و اقتصادي، كاهش نرخ سود بانك‌هاي دولتي و خصوصي، بر قراري تناسب در توزيع اعتبارات و تسهيلات كشور، افزايش حقوق كاركنان دولت، ‌معلمان و بازنشستگان، توجه به اقشار محروم تحت پوشش كميته‌امداد، اجراي طرح بيمه‌هاي روستايي، كاهش نرخ تورم،‌واگذاري سهام عدالت،‌حمايت از بخش خصوصي، سرمايه‌گذاري توليد و كارآفريني، ‌اجراي اصل 44 با رويكرد واگذاري‌ها با اقشار مردم و «نه» صاحبان نفوذ، ‌توزيع عادلانه منابع و ثروت در بين همه اقشار جامعه و مناطق، برخورد با رانت‌خواران اقتصادي و نظارت به منظور پيشگيري از سوء‌استفاده‌هاي احتمالي، تلاش انكارناپذيري داشته است.
د ـ عرصه سياست خارجي
 سياست خارجي نيز ابتكار عمل و ديپلماسي قوي و مؤثر رياست‌محترم‌جمهور باعث همگرايي بسياري از كشور‌ها در مقابل زورگويي‌هاي استكبارجهاني و عقب‌نشيني تدريجي آنان در عرصه روابط بين‌المللي شده و موج گسترد‌ه‌اي از اسلام‌خواهي و عدالت‌طلبي را در سطح جهان بويژه كشور‌هاي اسلامي در پي داشته است. از نظر اين دولت، استكبار، آفت بشريت است و ستيز با اين روحيه و دفاع از حقوق مردم مظلوم از ارزشهاي اساسي نظام اسلامي است كه پس از سياست منفعل دولت دوم خرداد، در دولت احمدي‌نژاد علي‌رغم هزينه‌هاي سنگيني كه دولت تحمل كرد، در دستور كار قرار گرفت. «تكميل چرخه سوخت هسته‌اي، انفعال آمريكا، تقويت نهضت‌هاي ضداستكباري در لبنان وغزه، تقويت آرمان فلسطين، تقويت مبارزات مردم عراق و افغانستان و ارتقاء جايگاه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در منطقه و جهان و محبوبيت احمدي‌نژاد در بين‌الملل اسلامي، به چالش‌كشاندن حُسن‌نيت قدرت‌هاي بزرگ  در حوزه خلع سلاح هسته‌اي فراگير، افزايش عزت و استقلال ملي،   ايجاد فضاي اتحاد وانسجام ملي» از دستاوردهاي اين موضع بود.  
مقاومت و ايستادگي دولت نهم در حراست از حقوق مسلم مردم ايران براي استفاده صلح‌آميز از فن‌آوري هسته‌اي هم در داخل و هم در خارج از كشور نيز با استقبال و واكنش بسيار مثبت ملت‌ها همراه بوده است. در ماجراي هسته‌اي، ‌دولت با كمك ديگر مجموعه‌هاي نظام بالاخص مجلس شوراي اسلامي موفق گرديد مجموعه اقداماتي كه آخرين روز‌هاي دولت گذشته براي راه‌اندازي مراكز هسته‌اي به تعويق افتاده بود را گسترش داده و در كنار فعال نمودن تعاملات ديپلماتيك و افزايش رايزني‌ها در سطوح منطقه‌اي و جهاني، با قدرت به استيفاي حقوق هسته‌اي ملت، ‌بازگشايي مراكز هسته‌اي تعطيل شده در كشور،‌تكميل و تثبيت چرخه سوخت هسته‌اي و راه‌اندازي بخش‌هاي جديد در اين حوزه بپردازند. اتخاذ رويكرد‌هاي فعال در عرصه ديپلماسي با باور به ضرورت «تأمين عزت ملي» از ديگر گزينه‌هاي انتخاب شده در سال ابتدايي دولت نهم بود. مكاتبه با رؤساي‌جمهور كشور‌هاي بزرگ جهان، ‌طراحي و بيان ايده‌هايي چون گفت‌وگوهاي حقوق بشري با غرب، خدشه‌به باور‌هاي بي‌پايه مجموعه استكباري جهان چون هولوكاست، فعال‌تر نمودن سطح مناسبات با كشور‌هاي آفريقايي و آمريكاي لاتين و بسياري از كشور‌هاي عضو جنبش عدم‌تعهد و تشكيل ستاد كشور‌هاي توسعه‌اي جهت هماهنگي دستگاه‌ها به همين منظور، ‌از ديگر تلاش‌هاي صورت گرفته در اين راستا مي‌باشد.
از جمله اثرات موفقيت‌آميز اين رويكرد «پُررنگ نمودن الگو محوري جمهوري اسلامي در جهان اسلام» بود. رويكرد عزتمند دولت نهم در عرصه خارجي موجب گرديد مجدداً آموزه‌هاي حضرت امام راحل‌(ره) به عنوان آموزه‌هاي قابل‌تحقق در خارج نمودن ملل مسلمان از زير يوغ استكبار مطرح گردد. اين رويكرد نه تنها زمينه حفظ آرمانها را فراهم نمود بلكه موجب افزايش سطح تعاملات ديپلماتيك رئيس‌جمهور و دستگاه‌ها و افزايش سرمايه‌گذاري و صادرات گرديد.
ي ـ امنيت‌داخلي
 رويكرد جدي به مسئله «تقويت امنيت و اقتدار ملي» در سايه حمايت جدي از سيستم ارتقاء توان دفاعي  ـ موشكي، سبب ايجاد اميد و نشاط در نيروهاي متدين، حضور نيروهاي متعهد به انقلاب‌اسلامي در بدنه دولت و نهادهاي فرهنگي،  توسعه وگسترش مديريت مردم و تقويت بسيج مردم حافظ اصلي انقلاب اسلامي شد. اين امر محبوبيت احمدي نژاد را افزايش داد و دشمني و تخريب عليه احمدي‌نژاد توسط نظام استكبار را تشديد كرد. جنگ رواني و رسانه‌اي و تخريب عليه احمدي‌نژاد در تاريخ انقلاب اسلامي بي‌سابقه بوده است. اين موضوع حكايت از دشمني نظام‌استكبار با مشي و روحيه احمدي نژاد دارد.

3) به لحاظ عملكرد
عليرغم تبليغات گسترده و منفي كه صورت مي‌گيرد عملكرد قابل دفاع، در بسياري موارد افتخارآميز بود. البته اشكالاتي هم بوده كه قابل اصلاح است و دفاع از عملكرد احمدي‌نژاد فقط بخاطر رويكردها و جهت‌گيري‌هاي آن نيست كه البته اين نيز خود بسيار مهم است. دولت دكتر احمدي‌نژاد در عرصه‌هاي انساني، علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، هسته اي،  دفاعي، موشك و ماهواره و بهداشت و درمان نيز گام‌هاي بزرگي برداشته است. ارتقاي ايران اسلامي با 15 رده صعود به رتبه 84 توسعه انساني در جهان در دولت نهم، افزايش صادرات غيرنفتي به سالانه 25 ميليارد دلار، كاهش نرخ سود بانكي براي حمايت از مردم و توليد از اين جمله است.
دستاوردهاي عظيم نظام اسلامي و بويژه دولت نهم در به دست‌آوردن چرخه كامل سوخت هسته‏اي، ورود به عرصه نانوتكنولوژي، توليد گوسفند و موش‏هاي شبيه‌سازي شده، درمان بيماران نخاعي، قلبي، كبدي، عروقي و چشمي با استفاده از سلول‏هاي بنيادي، داروي كنترل ايدز و سرطان، داروي زخم ديابت، داروي‏سرطان پوست، آزمايش نهايي بيش از 30 داروي درمان كننده بيماري‏هاي صعب العلاج، ساخت ماهواره، ساخت موشك ماهواره‏بر، ساخت موشك‏هاي دوربرد، زيردريايي، موشك‏هاي كروز، جنگنده‏هاي پيشرفته و صدها دستاورد ديگر، جز در سايه تدابير و اهتمام مستمر رهبر معظم انقلاب اسلامي و پايبندي دولت نهم به پيشرفت و عدالت به دست نيامده است.
محققان ايراني در دولت نهم با ارائه 17 هزار و 88 مستند علمي، از لحاظ «تعدادكل توليدات علمي نمايه شده»، با شش پله صعود نسبت به سال 2007 در جايگاه بيست‌و‌چهارم جهان و از لحاظ «تعداد مقالات علمي نمايه شده» در جايگاه بيست‌و‌سوم جهان قرار گرفته‌اند. قبل از انقلاب‌اسلامي از سال 42 تا 57 تنها 841 مورد اختراع ثبت شده بود كه در فاصله زماني 57 تا 83 تعداد اختراعات ثبت شده به 4640 مورد رسيده است و از سال 84 تاكنون نيز حدود 200000 اختراع ثبت شده است.
«افتتاح بزرگ‏ترين مجتمع توليد فرآورده‏هاي دارويي نوتركيب» در كشور از ديگر اتفاقات محقق شده در دولت نهم مي‌باشد. در اين‏مجتمع، واكسن هپاتيت‌B، داروي بيماران ‌ام. اس، داروي بيماران مبتلا به كم‏خوني و داروهاي‏بازكننده لخته‏هاي خون و رفع انسداد قلبي توليد مي‏شود. در دنياي پزشكي از اين داروها به عنوان «محصولات استراتژيك» نام مي‏برند و در حال حاضر در منطقه خاورميانه، ايران تنها كشوري است كه به اين فناوري استراتژيك دست‏يافته است. دستيابي به دانش توليد داروهاي گرانقيمت و حياتي نيز از سياستهاي مهم وزارت‌بهداشت، درمان‌و‌آموزش پزشكي در راستاي خودكفايي، جلوگيري از كمبودهاي مقطعي، ممانعت از صرف يارانه بسيار و خروج ارز از كشور مي‌باشد. دستيابي ايران به روش نوين‏درمان سلولي بيماران نخاعي در دولت نهم از ديگر پيشرفت ها است.در اين روش بيماران ضايعات نخاعي با تزريق سلول‏هاي‏عصبي كه در محيط آزمايشگاه كشت شده‏اند، توان برخاستن و حركت را به دست مي‏آورند. در حال حاضر ايران به همراه سه كشور ديگر، از اين فناوري و دانش پزشكي برخوردارشده اند. در سال 56 از نظر شاخص‌هاي بهداشتي، درماني جزء 30 كشور آخر دنيا بوديم اما امروز با وجود بيش از 190 كشور در دنيا جزء 30 كشور برتر دنيا از نظر شاخص‌هاي بهداشتي درماني هستيم و رتبه ما بين20 تا 30 كشور برتر است. طي 3 سال گذشته شاهد رشد چشمگير خدمات و شاخص‌هاي بهداشتي ودرماني در كشور هستيم؛ تعداد آزمايشگاه‌هاي كشور در سال 83 حدود 4100 مركز بود كه امروز به 4600 مركز افزايش يافته است، مراكز توانبخشي نيز از 2100 مركز در سال 83 امروز به 2700 مركز در كشور افزايش يافته است. طي 41 ماه منتهي به بهمن هشتاد‌و‌هفت، 71 بيمارستان جديد در كشور به بهره‌برداري رسيد، تعداد پايگاه‌هاي اورژانس كشور از 600 پايگاه به 1700پايگاه افزايش يافت،1800آمبولانس جديد به ناوگان اورژانس كشور اضافه شد و تا چند ماه آينده 800 آمبولانس جديد ديگر نيز به مجموعه وزارت بهداشت اضافه مي‌شود.
يكي ديگر از دستاوردهاي وزارت بهداشت طي 3 سال گذشته، ايجاد مراكز درماني در مناطق محروم است، به اين ترتيب كه مصوب شده است براي شهرهاي زير 50 هزار نفر كه فاقد مركز درماني هستند، يك مركز درماني 10 تخته مجهز به سيستم ويدئو كنفرانس قوي ايجاد شود كه براي اين كار 42 شهر شناسايي و تعريف شد و پروژه ساخت اين مراكز آغاز شده كه به تدريج به بهره برداري مي‌رسند.
در سال‌هاى 1386ـ1384 با اجراى پروژه‌هاى بهبود وتوسعه پالايشگاهي، مجموع توليد پنج فرآورده اصلى به ترتيب معادل 2/226، 7/230 و 3/229 ميليون ليتر در روز بوده كه نسبت به ارقام برنامه سند بخشى به ترتيب به ميزان 48/98 ، 8/97 و 3/101 درصد تحقق يافته است.
با وجود همه فشارها و تحريم‌ها، 5 فاز پارس جنوبي در سال 1387 به بهره بردارى كامل رسيد. در حالي كه تا سال 1383، تعداد 5 فاز پارس‌جنوبي به بهره‌برداري رسيده بود، در طول سال 87 و بر خلاف تشديد تحريم‌ها عليه صنعت نفت كشورمان، 5 فاز ديگر اين حوزه به بهره‌برداري كامل رسيد. فازهاي 6، 7 و 8 پارس جنوبي پاييزسال 87 به بهره‌برداري رسيد و 2 فاز 9 و 10 نيز دهه فجر افتتاح ‌شد.
بهره‌برداري از 5 فاز پارس‌جنوبي در سال جاري،‌بر خلاف پيش‌بيني نهادهاي غربي و با وجود تشديد فشارها و تحريم‌ها عليه صنعت نفت كشورمان در سال‌هاي اخير حاصل شده است.
طبق اهداف كمي صنعت پتروشيمي در افق برنامه پنجم توسعه پيش‌بيني شده است كه ميزان توليد محصولات پتروشيمي به ۲۰ ميليارد دلار در سال برسد، در حالي كه هم‌اكنون ايران 25 ‬ درصد محصولات پتروشيمي منطقه خاورميانه و 93/1 ‬ درصد محصولات پتروشيمي جهان را توليد مي‌كند.دولت نهم توانسته است ظرف مدت 6 ماه صدور و توزيع 10ميليون كارت هوشمند سوخت را اجرايي كند كه اين اقدام، پيش‌نياز اساسي براي سهميه‏بندي بنزين و كاهش مصرف انرژي در كشور بود.
 در دولت‏هاي آقاي خاتمي و‌هاشمي‌رفسنجاني، همواره يكي ازچالش‏هاي اساسي اقتصاد ايران، افزايش بي‏رويه مصرف انرژي و خصوصاً بنزين بود اما گام‏اساسي در اجراي برنامه‏هاي 5 ساله و بودجه‏هاي سنواتي براي كاهش مصرف برداشته نشد وهر سال شاهد افزايش 10 درصدي در مصرف بنزين بوديم. كارت هوشمند اين امكان را فراهم‏ كرد كه از سال گذشته براي اولين بار شاهد كاهش مصرف بنزين باشيم؛ افتخاري كه دولتهاي‏گذشته از آن برخوردار نبودند.
قبل از انقلاب، 224 كيلومتر آزاد‌راه در كشور وجود داشت كه اكنون به 7 هزار و 556 كيلومتر رسيده است كه 40 درصد در دولت نهم انجام شد و راه‌هاي روستايي آسفالته قبل از پيروزي انقلاب 200 كيلومتر بود و در دوران بعد از انقلاب تا قبل از دولت نهم 49 هزار كيلومتر راه‌آسفالته روستايي احداث شد و در دولت نهم 72 هزار و 200 كيلومتر راه روستايي به بهر‌برداري رسيد. دولت نهم در طول دوران خدمت خود در بخش راههاي روستايي بيش از ‪۱۵‬سال گذشته كار كرده است.   در حال حاضر 6100 كيلومتر شبكه اصلي و با بيش از 2000 كيلومتر شبكه فرعي راه‌آهن در كشور وجود دارد و اين در حالي است كه با تلاش خدمت‌گذاران نظام جمهوري اسلامي، كار تكميل 9 هزار كيلومتر ديگر نيز در شبكه ريلي در دست انجام مي‌باشد. ميزان احداث خطوط راه آهن در كشور طي چهار سال فعاليت دولت نهم نسبت به مدت مشابه دولت هشتم بيش از 80درصد افزايش يافت.
توليد مسكن در دولت نهم به 5/1 ميليون واحد در سال رسيده است. در گذشته سالانه 500 هزار واحد مسكوني در كشور ساخته مي‌شد  .
در صنعت آب و برق به مرز خودكفايي كامل رسيده‌ايم. در طراحي، احداث و بهره برداري، ديگر از شركت‌هاي خارجي استفاده نمي‌كنيم و همه اين بخش‌ها به دست كارشناسان داخلي انجام مي‌شود. اكنون در مرزي هستيم كه صنعت سدسازي و تكنولوژي آن را به خارج از كشور صادر مي‌كنيم.
دولت نهم در سال84  معادل 2 ميليون و 557 هزار شغل‏جديد و در سال 85 برابر با 2 ميليون و 754 هزار شغل ايجاد كرده است. نرخ پيش‏بيني‏شده ‏بيكاري در برنامه‌چهارم در سال 84 معادل 8/11 درصد و در سال 85 برابر 11 درصد بوده است‏كه در عمل به ترتيب 5/11 و 6/11 درصد تحقق يافته است.
در طول فعاليت دولت نهم يك هزار و 185 پروژه آبرساني روستايي براي بهر‌ه‌مندي 690 هزار نفر از اهالي يك هزار و 244 روستا به اجرا درآمده و با اجراي يك هزار و 197 پروژه راهسازي شامل 2 هزار و 655 كيلومتر راه شوسه جديد و آسفالت 3 هزار و 850 كيلومتر راه مشكل تردد و راه مواصلاتي 760 هزار نفر از جمعيت روستايي كشور رفع گرديده است.
ميزان رشد توليد ناخالص داخلي طي دوره 1375 ـ 1368 معادل 4 درصد و طي دوره 1383 ـ1376 معادل 4 درصد بوده است و در سالهاي‏84 و 85  به ترتيب 4/5 و 3/5 درصد بوده است‏.
 ميزان رشد سرمايه‏گذاري طي دوره 75-68 معادل 5/5 درصد و طي دوره 83-76 به 7 درصدافزايش يافت. رشد سرمايه‏گذاري در دولت دكتر احمدي‏نژاد افزايش بيشتري پيدا كرد و طي‏سالهاي 83 و 84 به ترتيب به 8/5 و 1/8 درصد رسيد.
اينها همه بخشي از عملكرد آماري دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد است كه براي تفصيل آن بايستي جزوات مفصل‏‏تري منتشر نماييم.

4) تحليل شرايط بين‌المللي و داخلي
اكنون در شرايط حساس و مهمي قرار داريم كه تحركات اصولگرايان، دولت نهم و دكتر احمدي‏نژاد موجب بوجود آمدن بهترين شرايط داخلي و خارجي براي كشور شده است. براي شناخت شرايط بين‌المللي و داخلي در ذيل به مواردي اشاره مي‏شود:
ـ ايستادگي و مقاومت دولت و مخالفت جدي با قدرتهاي استكباري؛
ـ شكل‌گيري فرهنگ مقاومت و پايداري در بين دولتهاي مستقل و ملتهاي جهان؛
ـ فضاي امپراطوري خبري صهيونيزم و عمليات رواني استكبار جهاني عليه احمدي‌نژاد؛
ـ پيش‌برد مواضع به حق جمهوري اسلامي؛
ـ فرموده حضرت امام (ره)(مضمون): «اگر ديديد قدرتها مخالف شما هستند، دليل صحت كار شماست»؛ همه قدرتهاي استكباري مخالف احمدي‌نژاد هستند؛
ـ كارشكني جريان افراطي و انحرافي مقابل دولت
ـ سياه‌نمايي و تخريب گسترده دستاوردهاي انقلاب و خدمات دولت نهم؛
ـ تلاش براي اثبات شرايط بحراني و اضطراري؛
ـ مخالفتهاي جدي از طرف كساني كه امكانات و مسئوليت داشتند و نتوانستند در شأن اين ملت، گامهاي اساسي بردارند؛
ـ تمام چالشهايي كه در دور‌ه‌هاي قبل مطرح مي‌شد را به پاي دولت نهم گذاشتن؛
علي‌رغم همه كارشكني‌ها‏ امروز گفتمان اصولگرايي كه همان گفتمان انقلاب اسلامي احيا شده است و كشور در اوج عزت و اقتدار در سطح جهان و آرامش و امنيت و وحدت داخلي و اميد و نشاط براي آينده‌اي بهتر به پيش مي‌رود.

5) مقبوليت
روشي كه مورد توافق همه در دوره نهم (شوراي هماهنگي) بود، بحث امكان رأي‌آوري و مقبوليت بود. اكنون با همان منطق، اين سازوكار را صحيح مي‏دانيم.
 همه سنجشها را تا اول ارديبهشت مقايسه كرديم؛ در ميان نامزدهاي اصولگرا، دكتر احمدي‌نژاد با فاصله زيادي نسبت به ديگران در رتبه اول قرار داشت.
6) امكان وفاق بين اصولگرايان
هدف اين بود كه سبد رأي اصولگرايان شكسته نشود و به نامزدي واحد برسيم. لازمه آن‏، وحدت حداكثري بود. با توجه به اينكه سه ضلع، روي شخصي غير از  احمدي نژاد امكان وفاق نداشتند كه در عين حال امكان رأي‌آوري هم داشته باشد، طبيعي بود كه امكان انتخاب احمدي نژاد بيشتر بود.
7) تجربه رئيس‌جمهور براي اداره دولت
استدلال ديگر ما در انتخاب دكتر احمدي نژاد اين بود كه رئيس‌جمهور در دوره اول تجاربي بدست مي‌آورد كه سرمايه ملي است و نبايد هدر رود. در عين حال در مرحله دوم اين تجارب به كار مي‌آيند و به صورت معمول و روال گذشته هر رئيس‌جمهور دوبار، طي دو دوره چهار ساله برنامه‌ها و اقدامات خود را كامل كرده است. مردم هم در گذشته به ايجاد بستر ادامه خدمت رييس‌جمهور دوره اول براي دور دوم تمايل نشان داده اند.

8) مخالفت گسترده دشمنان
اين فرمايش حضرت‌امام‌(ره) هيچ‏گاه از ذهن مؤمنين به انقلاب و رهبري جدا نمي‏شود كه(مضمون): «هر وقت ديديد دشمنان همگي نسبت به كار شما مخالف هستند، دليل بر درستي آن است»؛ اكنون حجم عظيم عمليات رواني عليه دكتر احمدي‌نژاد و تخريب‏ها عليه او نيروهاي انقلاب را به درستي به سمت او متمايل مي‏كند. چرا كه نوعي مخالفت علمي و جدي با دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي است.

 9) طرح تشكيل «دولت‌وحدت‌ملي» به عنوان طرح جايگزين، اشكالات اساسي و جدي داشت
برخي مخالفين احمدي‌نژاد كه خود را در دايره اصولگرايي تعريف مي‏كنند براي كنارگذاري او، طرح تشكيل «دولت‌وحدت ملي» (ائتلاف جبهه‌دوم‌خرداد با برخي اصولگرايان) كه بررسي ما نشان مي‏دهد طراحان اين پروژه كانون فتنه، بخشي از كارگزاران و تعدادي از اصولگرايان بودند. اين پروژه با هدف ايجاد شكاف در اردوگاه اصولگرايان، بحراني نشان‌دادن كشور،  تصاحب قدرت، «نه» احمدي نژاد و.. طراحي شده بود كه طراحان، اجزا و اهداف آن، ما را به نادرستي و باطل بودن اين پروژه، رهنمون ساخت.

10) ديدگاه رهبري در مورد دولت
رهبر حكيم و خردمند انقلاب همواره از دولتها اعلام حمايت كرده‌اند؛ ليكن معظم‌له در سخنراني (فروردين ۸۶) دليل حمايت خاص خويش را از دولت نهم اينگونه بيان مي‌كنند: «جهت‌گيري‌هاي ديني و اين ارزش‌گيري انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سختكوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهت‌گيري عدالت‌ورزي مردمي؛ اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را مي‌دانم. من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مي‌كنم».
رهبر معظم انقلاب بعد از گذشت يك سال از دوران خدمت دولت نهم در ديدار با اعضاي هيأت دولت(6/6/85) به ذكر شاخصه‌هاي اصول‌گرايي مي‌پردازند كه در ضمن آن برخي از اين شاخصه‌ها را به عنوان شاخصه‌ي تحقق يافته در عملكرد دولتمردان كابينه نهم ذكر مي‌كنند و مي‌توان از آنها به عنوان نقاط مثبت دولت نهم ياد كرد:
ـ ساده زيستي و مردم‌گرايي؛
ـ اجتناب از اسراف و ريخت‌و‌پاش؛
ـ تلاش بي‌وقفه براي خدمت‌رساني؛
مقام معظم رهبري يك سال بعد در ديدار با اعضاي هيأت دولت(4/6/86) نيز نوعي رفتارشناسي از دولت نهم ارائه مي‌دهند و موارد ذيل را به عنوان تلقي خود از رفتار دولت نهم طي دو سال اوليه آغاز كار دولت بيان مي‌كنند:
«اول اينكه مسأله پايبندي به ارزش‌هاست كه خيلي شاخص مهمي است. دولت، هم در قول و شعار و هم در عمل، نشان مي‌دهد كه به اصول انقلاب و ارزش‌هاي انقلاب پايبند است.»
« دوم‌ همين پايبندي به عدالت است. ممكن است شماها نتوانسته باشيد ـ يا تا آخر هم نتوانيدـ همه‌ي آنچه را كه در مورد عدالت مي‌بايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار با ارزشي است و هرمقداري كه مي‌توانيد بايستي حركت كنيد».
«پايبندي به خدمت هم يكي از شاخصه‌هاي اين دولت است كه قابل ارج‌گذاري و ذكر است».
«پُركاري اين دولت هم انصافاً چيز برجسته‌اي است؛ حتي بعضي‌هايي كه مخالف هم هستند، اين را نمي‌توانند انكار كنند».
« خصوصيت ديگر، شجاعت اين دولت و قاطعيت اوست». رهبرمعظم‌انقلاب در ادامه اين مطلب سهميه‌بندي بنزين را نشانه‌ي شجاعت دولت مي‌دانند».
«روحيه تحول‌گرايي و نوآوري ديگر ويژگي مورد اشاره رهبرمعظم انقلاب است».
« يك خصوصيت ديگر اين است كه اين دولت در برابر زياده‌خواهي‌هاي استكبار، دچار انفعال نشد. اين ايستادگي در مقابل زياده‌خواهي استكبار و احساس عزتي كه در اين ميدان مي‌شود، به نظر من يكي از خصوصيات اين دولت است».
« رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت؛ اين مسئله‌ي سفرهاي استاني خيلي مهم است».
«رهبر معظم انقلاب در بيانات ديگر تصميم قاطع دولت نهم بر خدمت خستگي‌ناپذير به مردم، به ميدان آوردن همه توان خود و پُررنگ كردن هدف‌هاي بلند انقلاب را از شاخصه‌هاي قابل مشاهده دولت احمدي‌نژاد ذكر مي‌كنند.(5/1/85)
«يكي ديگر از شاخصه‌هاي دولت احمدي‌نژاد، اميد دادن به مردم است كه رهبر معظم انقلاب بيان مي‌كنند.(4/6/86)
«مقام معظم رهبري در ديدار اخير با اعضاي هيأت‌دولت بار ديگر بر خصوصيات ممتاز دولت نهم تأكيد كردند. ايشان در اين ديدار(2/6/87) مسائلي همچون كار و تلاش و جديت در خدمت‌رساني، انطباق شعارها و گفتمان دولت با شعارها و گفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامي، عدالت‌خواهي، اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي و مردمي بودن را از ويژگي‌هاي مثبت دولت نهم دانستند».

11) گفتگو با ديگران
 بعد از جمع‌بندي جمعيت تلاش كرد تحليل‌هاي خود را كه حدود يكسال به طور مستمر انجاميده بود در ارتباط و تعامل با گروهها و اشخاص مختلف مطرح  و در جهت بسط گفتمان اصولگرايي گام بردارد كه جلسات بسياري برگزار نمود كه البته برخي اشكالاتي مطرح مي‌كردند. اشكالات وارده جزئي بود و اكثريت غالب به اين باور رسيدند راهكار، معرفي يك اصولگرا رأي‌آور است.

 12) گفتگو با دكتر احمدي‌نژاد
براي طرح اشكالات كه برخي آن را  جدي تلقي مي‌كردند چند جلسه و گفتگو  با دكتر احمدي‌نژاد برگزار گرديد كه مواضع اصلاحي ايشان براي آينده، در زمينه اصلاح وضعيت اقتصادي، انتصاب افراد شايسته و رفع اشكالات و ابهامات مورد قبول ، تعامل گسترده اصولگرايان و ما را در حمايت از ايشان مصمم‌تر كرد.
 13) چرا دوم خرداد خط قرمز است؟
واقعيت اين است كه مقوله بازگشت دوم‌خرداد صرفاً مسأله جابه‌جايي قدرت نيست كه آن را  قاعده سياست‌ورزي و تمكين به رأي مردم بدانيم. دوم‌خرداد با كارنامه‌اي كه دارد، اگر برگردد، دوباره همان «رويكردهاي انحرافي» را با  «تأثيرگذاري» و «كاربرد بيشتر» در پيش خواهد گرفت، فقط با اين تفاوت كه اين بار با تجربه‌تر و خزنده‌تر از قبل عمل خواهد كرد. در جريان شناسي دوم‌خرداد بايد به اين نكته توجه كرد كه اين جريان اصالت ندارد و مجموعه‌اي از عقايد شامل ملي، مذهبي، سرمايه‌داري، ناسيوناليستي، التقاطي و .. را در برگرفته است. مجموعه‌اي كه در بين آنها نفراتي چون بهزاد نبوي، ابراهيم يزدي، مصطفي تاجزاده، اكبرگنجي، محسن‌آرمين، عزت‌الله‌سحابي، سعيدحجاريان،  رجبعلي مزروعي، شمس الواعظين، علي افشاري، سازگارا و ... ديده مي‌شوند كه عقايد گوناگوني دارند اما حول محور كسب قدرت با يكديگر ائتلاف كرده‌اند. در بين آنها از اعضاي حزب مشاركت كه گرايش سكولار دارد تا نفرات سازمان مجاهدين انقلاب كه جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم آن را نامشروع مي‌داند، وجود دارد. در نگاهي بازتر اين جريان، اعضاي حزب اعتماد ملي كه خود را حزب دموكرات سوسياليستي مي‌داند تا حزب كارگزاران كه نمايندگي سرمايه‌داري منحرف را بر عهده دارد را شامل مي‌‌‌گردد.
براي شناخت بهتر اين جريان جهت تصميم‌گيري در خصوص آن، آوردن چند شاهد مثال ضروري است:
ـ جبهه دوم‌خرداد، حادثه تير 78 كوي دانشگاه را براي براندازي نظام به سبك و شيوه انقلاب مخملي توسط مصطفي‌تاج‌زاده معاون سياسي وزير كشور هدايت كرد و قصد داشتند كه به بيت‌رهبري حمله كنند و مراكز حساس را به كنترل خود درآورند. آنان با آتش‌زدن جايگاه نمازجمعه تهران، نقطه تمركز حملات خود را كانون تجمع و وحدت مردم نشان دادند. با آتش‌زدن بانك‌ها و غارت بيت‌المال، نمايشي از اوباش‌گري و لاابالي‌گري را با همراهي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ضدانقلاب به نمايش گذاشتند، اين اقدام همزمان موجب بمباران چند روستاي مرزي توسط هواپيماهاي دولت وقت تركيه شد و گمان كردند كه جمهوري اسلامي آخرين ساعات عمر خود را سپري مي‌كند.
ـ 800 نفر از استانداران، وزيران، معاون آنها، معاونان رئيس‌جمهور و برخي ديگر از مقامات دولتي در منزل 1000متري مصادره‌اي در بهترين نقطه شمال تهران در منزل حجت‌الاسلام سيدمحمد‌موسوي‌خوئيني‌ها ـ كه جريان افراطي دوم‌خرداد چون سعيد حجاريان او را ولي‌فقيه زمان مي‌داندـ گرد هم آمدند تا با تحصن و اجتماع خود، رسماً اعلام كنند كشور سقوط كرده است. آيا جمع زيادي از مقامات دولتي كه مسؤولان وقت كشور هستند خود صريحاً مي‌توانند به وضع موجود ـ وضعيتي كه خود آنان اداره‌كننده آن هستند ـ  اعتراض كنند؟ آيا مردم به دوم‌خرداد رأي دادند كه مقامات دولتي، اين‌گونه خود طرح براندازي جمهوري اسلامي (كه ثمره خون بيش از سيصدهزارشهيد است) را اجرا نمايد.
ـ نمايندگان مجلس ششم كه به خانه ملت راه يافته بودند هر روز نمايشي از خود به راه انداختند: «استعفاي نمايشي تعدادي از نمايندگان در اعتراض به وضع موجود (آرمين، بهزاد نبوي، فاطمه‌حقيقت‌جو و ...)» از اين جمله بود؛ در تظاهراتي كه در حمايت از فلسطين توسط نمايندگان، صورت گرفت به دستور بهزاد نبوي، نمايندگان از شعار «مرگ بر آمريكا» منع گرديدند. 120 نفر از نمايندگان در بيانيه‌اي سرگشاده به رهبر معظم انقلاب اسلامي كه خوراك رسانه‌‌هاي بيگانه شد، رسماً ساختارشكني و هنجارشكني را به نام دفاع از حقوق شهروندان و ايفاي وظيفه نمايندگي به نمايش گذاشتند. اين بيانيه مدتها دستمايه رسانه‌اي ضد‌انقلاب و شبكه‌هاي ماهواره‌اي بود.
مجلس ششم با ارائه طرح‌هايي چون «حريم خصوصي، جرم سياسي، آزادي مطبوعات كه به ظاهر پوشش براي نيات شوم آنها بود» تلاش كرد دفاع از ضد انقلاب، اوباش‌گري(به نام دانشجويان و به كام ...) را قانوني جلوه دهد و دفاع از آقاي منتظري ـ روحاني معزول توسط حضرت امام(ره) ـ را در قالبي قانوني عملي سازد.
مجلس ششم، مجلس تنش‌آفرين، اعصاب‌خردكن و دشمن شادكن بود. نطق احمدشيرزاد نماينده مشاركتي اصفهان در تخطئه حق هسته‌اي ايران را، افكار عمومي فراموش نكرده است؛ حافظه مردم هنوز به ياد دارد اسرائيل ماه‌ها از اين نطق شيرزاد رئيس كميسيون آموزش مجلس ششم چگونه بهره‌برداري مي‌كرد.
مجلس ششم محل تسويه‌حساب با نهادهاي انقلابي، شوراي نگهبان، قوه قضائيه، سپاه پاسداران، بسيج و ... در ايام تخصيص بودجه و اعتبارات بود. فراموش نكرده‌ايم كه چگونه از اعتبارات اين نهادها به خصوص سپاه پاسداران، نيروي مقاومت بسيج و رسانه ملي برداشتند و لطمات شديد به امنيت ملي كشور، وارد كردند.
مجلس ششم پاتوق ضدانقلاب، ملي‌مذهبي‌ها و ... شده بود و همه اين اقدامات در قالب به ظاهر پهنه «دفاع از حقوق شهروندان» صورت مي‌گرفت. حريم مرجعيت و روحانيت بارها و بارها در مجلس ششم شكسته شد و به ياد داريم كه چگونه پيام‌هاي مستمر مراجع عظام تقليد به روحانيون مجلس ششم به خصوص رييس روحاني مجلس (كروبي) منتقل مي‌شد كه اگر اين ساختارشكني‌ها و هنجارشكني‌ها ادامه يابد مراجع به وظيفه ديني خود عمل خواهند كرد.
مجلس ششم به دنبال رفراندوم و همه‌پرسي بود. بارها و بارها اين نكته را اعضاي افراطي مجلس ششم بر زبان جاري كردند.
ملاحظه: نقد و بررسي عملكرد مجلس ششم را بايد در مجال و فرصتي جداگانه به تحليل نشست.
ـ بهزاد نبوي عضو ارشد دوم‌خرداد و نايب رييس مجلس ششم، بارها و بارها گفت كه رييس‌جمهور خاتمي فاقد اختيارات لازم است. او اختيار ارتش، نيروهاي مسلح، شوراي نگهبان و .. را در اختيار ندارد؛ اين تفكر طرفداري از يكه‌سالاري، استبداد، ديكتاتوري و حاكميت مطلق‌‌العناي رييس قوه مجريه و قبول نداشتن قانون اساسي است؛ آيا بازهم بايد منتظر تكرار دوم‌خردادي ديگر باشيم.
ـ  فضاحت اخلاقي ولنگاري و بي‌عفتي در دوم خرداد به اوج خود رسيد. فرياد دلسوزان نظام، روحانيون و خانواده معظم شهيدان و ايثارگران هم به جايي نمي‌رسيد. اين افتضاح در سينماهاي كشور، بازار نشر و مطبوعات خودنمايي بيشتري داشت.
آيا قضاياي آقاي ابطحي رييس‌دفتر و بعد از آن معاون رييس‌جمهور را فراموش كرده‌ايم؟ عطاء‌الله مهاجراني از سردمداران كارگزاران (حلقه پيرامون آقاي هاشمي) و دوم‌خردادي‌ها كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور را يدك مي‌كشيد، خود در حالي كه همسر دائمي با چند فرزند داشت چندين زن ديگر را صيغه خود كرد و براي فرار از اين افتضاح، چند سالي است در انگلستان زندگي مي‌كند و براي رسانه‌هاي استكبار قلم مي‌زند و به قول خودش زبان شيرين عبري را ياد مي‌گيرد (زبان عبري زبان اسرائيلي است) آيا فراموش كرده‌ايم كه برخي از كارگردانان بزرگ و نامي كشور رسماً اعلام نمودند كه تا وقتي وضعيت سينماي ايران اين‌گونه باشد فيلم نخواهند ساخت و اجازه نخواهند داد خانواده آنها به تماشاي سينما بروند.
ـ روزنامه‌هاي دوم‌خردادي نوشتند كه ‌«اگر نبود جنگ‌هاي صدر اسلام و جنگ احد و بدر، امام‌حسين‌ در كربلا كشته نمي‌شد». اين مطلب در روزنامه‌ صبح امروز با مدير مسؤولي سعيد‌حجاريان مشاور ارشد رئيس‌جمهوري و عضو شوراي اسلامي شهر تهران چاپ شد و اين رفتارها به قدري تكراري شد كه مجتهد عالي‌قدر حضرت آيت‌ا... ‌شيخ‌مجتبي‌تهراني در سخنراني شب عاشورا، واكنش تندي به اين مطلب نشان داد و آنان را مورد نكوهش قرار داد.
كار در دوم‌خرداد به جايي رسيده بود كه مقدساتي از اين دست از هجو و تهديد مطبوعات زنجيره‌اي مصون نماند. آيا باز هم مي‌خواهيم دوم‌خرداد تكرار شود و اين جفاها كه برخي حتي در زمان رژيم شاه هم جرأت چنين جسارتي نداشتند بر مقدسات اين مرز و بوم وارد شود.
ـ دفاع دوم‌خرداد از طرح‌ها و لوايح ضداسلامي چون كنوانسيون حقوق زنان را افكار عمومي فراموش نخواهد كرد. لايحه كنوانسين حقوق زنان كه به نام دفاع از حقوق زنان مطرح شد بيش از 90  ايراد شرعي و اسلامي بر آن وارد بود. كم نبود از اين دست طرح‌ها و لوايح كه گويي مجلس ششم بنا داشت گوي سبقت را از همه بربايد.
ـ خروج از حاكميت هم تزي شد براي جريان دوم‌خرداد؛ در حالي كه تا جلسه حاكميت در اختيار دوم‌خرداد بود به بهانه «نداشتن اختيارات لازم توسط رئيس‌جمهور» خروج از حاكميت را مطرح كردند. جالب آن است كه در آن مقطع، آقاي هاشمي‌رفسنجاني كه اكنون هدايت جبهه دوم‌خرداد را به عهده گرفته است، و پيش از آن رئيس‌‌جمهور بود بارها اعلام كرد كه اختيارات رئيس‌جمهور، بسيار زياد و كافي است و با اين اختيارات قانوني خيلي كارها مي‌توان انجام داد.» اما لوايح موسوم به «دوقلو» توسط دولت ارائه شد كه خلاف اصل تفكيك قوا بتواند در كار قوه قضائيه نيز دخالت كند و از تشكيل دادگاه‌ها جلوگيري كند.
ـ تخريب نهادهاي انقلابي به خصوص سپاه پاسداران و بسيج دستور كار دائمي اين جبهه سياسي بود. جريان دوم‌خرداد آن‌قدر گستاخ شده بود كه حتي ترور نافرجام حجاريان عضو شوراي شهر تهران را منتصب به سپاه كرد و جفاي بزرگي را بر بسيج و پاسداران روا داشت و هر روز در مطبوعات زنجيره‌اي خود عليه اين پاسداران مرزهاي اسلامي انقلاب، مقاله و مطلب مي‌نوشتند.
ـ شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه دوم‌خرداد آن را بزرگترين اقدام عمر خود بر مي‌شمارد به قدري اختلافات و كشمكش‌ها و قدرت‌طلبي‌ها در آن بالا گرفت كه در طول مدت 4 سال از عمر خود تعدادي از شورا استعفا  دادند (عبدالله نوري) تا راهي مجلس شوراي اسلامي شوند. به طور متوسط هر 7 ماه يك نفر رئيس شورا شد. به دليل اختلافات و سهم‌خواهي، اصلاً ثبات نداشت. افشاگري‌هايي كه عليه همديگر در زد و بندهاي پشت صحنه صورت گرفت اصولاً كار را به فراموشي سپرده بودند. اين افتضاح، تا آنجا بالا رفت كه آقاي كروبي رئيس مجلس ششم گفت: «شوراي شهر تهران آبروي اصلاح‌طلبان را برده است».
ـ دوم‌خرداد همراه با خود، نفاق، بدي، دروغ‌گويي و ... را گسترش داد. اين جريان براي تخريب رقيب سياسي خود بارها به تحركاتي غيراخلاقي متوسل شد. بهزاد نبوي اعلام كرد كه دشمن اصلي دوم‌خرداد آمريكا نيست بلكه «جريان راست» است. جريان دوم خرداد در تلاشي شبانه‌روزي جاي دوست و دشمن را عوض كرد. در حالي كه از رابطه و مذاكره با آمريكا سخن مي‌گفت هرگونه مذاكره و گفت‌و‌گو با جريان رقيب سياسي را تحريم كرده بود. همانا كه تا آبدارچي ادارات را نيز به دليل عدم دريافت پيام دوم‌خرداد از كار بركنار كردند، امروز پشت صحنه، همراه با آقاي هاشمي، پروژه دولت وحدت ملي را مديريت مي‌كنند.
ـ محاكمات غلامحسين‌كرباسچي شهردار تهران و غارت بيت‌المال، محاكمه عبدا...‌نوري وزير كشور دوم‌خرداد در دفاع از اسرائيل، تعطيلي مطبوعات زنجيره‌اي كه در حرمت‌شكني، درج اخبار دروغ، اقدام عليه امنيت ملي و ... تلاش كرده بودند، نيز از دستاوردهاي جريان دوم‌خرداد محسوب مي‌گردد.
ـ ماجراي دانشگاه‌ هاوايي و دريافت مدارك جعلي برخي وزيران (همچون حاجي، صوفي و...) برخي معاونين و مديران كل؛
ـ بركناري بيش از 5000 تن از مديران ارشد و برجسته كشور به بهانه واهي عدم درك پيام دوم‌خرداد (حربه‌اي در جهت قلع و قمع مخالفان دولت از دولت) تلقي مي‌شد.
ـ از جمله پديده مشكل‌زا در دولت آقاي خاتمي، مديران پروازي بودند؛ به گونه‌اي كه بيش از 12 استاندار كشور پروازي بوده‌اند. دولت به رغم تذكرات و انتقادهاي برخي نمايندگان مجلس ششم و مطبوعات و فعالان سياسي براي اين معضل اقدامي را به عمل نياورد.
چرايي و بيان ضرورت نقد دوم‌خردادي‌ها
سئوالي كه با مرور كارنامه دوم‌خرداديها، بيش از همه در اذهان شكل مي‌گيرد، اين است كه براي ممانعت از بازگشت دوم‌خردادي‌ها با آن كارنامه پُر از انحراف از مباني انقلاب، چه اقداماتي بايد صورت پذيرد؟ بدون شك نقد دوم‌خرداد و تبيين چرايي و تشريح ضرورت آن، يكي از پاسخهايي است كه مي‌توان به اين سئوال داد. از سوي ديگر طرح ضرورت و چرايي نقد جبهه دوم خرداد، جريان اصولگرا را نيز بيش از پيش به  وحدت و يكپارچگي ترغيب خواهد كرد. در ذيل به برخي از اين ضرورتها و چرايي‌ها اشاره مي‌شود:
1ـ ممانعت از بازگشت روزهاي تلخ
نيم نگاهي به گذشته و يادآوري روزهاي تلخ گوشه‌نشيني نيروهاي متدين و مذهبي كه هر ثانيه آن به سنگيني سالها سپري شد، تكليف را براي ما روشن خواهد كرد. روزهايي كه فرزندان انقلاب با چشماني اندوهبار، تاخت‌و‌تاز افراطيون دوم‌خردادي بر ضد آرمانهاي انقلاب، مباني نظام و حتي مقدسات بودند اما در مقابل عملكرد آنها كه قهقهه مستانه ‌دشمنان را بر فراز آسمان ايران اسلامي طنين افكن كرده بود، چاره‌اي هم جز صبر و تحمل نداشتند. مطمئنا زمينه‌سازي براي بازگشت نيروهاي انقلاب بيش از آن كه معلول عملكرد منفي دوم‌خردادي‌ها و رويگرداني مردم از آنها باشد، مديون عملكرد موفقيت‌آميز اصولگرايان و رويكرد دوباره مردم به آنها است. در وراي موفقيت‌هاي پياپي اصولگرايان در انتخابات چه بسيار زحمت‌ها كه كشيده شد و چه بسيار خون دلها كه خورده شد تا بار ديگر زمام انقلاب به دست صاحبان اصلي آن كه مردم و فرزندان انقلابي امام(ره) و مقام معظم‌رهبري هستند، باز گردد. اينك هر نوع عقب‌گرد به عقب و هرگونه بازگشت به دوران دوم‌خرداديها، هدررفتن حاصل سالها تلاش و كوشش عناصر اصولگرا براي برپايي حكومتي مبتني بر  گفتمان امام(ره) و انقلاب است.
 2 ـ همگرايي در جريان اصولگرا
حضور اصولگرايان در مسند خدمتگذاري به مردم، در مجلس و دولت، به واسطه اقتضائاتي كه داشت، موجب بروز اختلافهايي در بين برخي اصولگرايان شد. متاسفانه اين اختلافات، موجب شد برخي نقد رقيب را به فراموشي بسپارند و اين در حالي است كه با وجود همه اختلافها، اكثريت غالب جريان اصولگرا بر خطر دوم‌خرداد اذعان دارند و لذا همين نقطه موجب خواهد شد كه اصولگرايان در اين نقطه در كنار هم قرار گيرند و بر انسجام و همگرايي اين جريان اصيل افزوده شود.
3 ـ دوم‌خرداد از حاشيه امن خارج مي‌شود
دوم‌خرداد اكنون توانسته با تخريب پُرشدت دولت نهم و مجلس هفتم و هشتم اصولگرايان، افكار عمومي و نخبگان را از نقد گذشته بر اين نقطه متمركز نمايد و عملا خود را در حاشيه امن قرار دهد.
4 ـ ممانعت از ‌ريزش آراء و ائتلاف اصولگرايان با اين جريان
نقد دوم خرداد موجب خواهد شد تا عملكرد ناكارآمد، پُرتنش، ساختارشكن، باندي و ... جبهه دوم خرداد بر همگان عيان شود و مانع از آن مي‌شود كه برخي كدورت‌ها و اختلافات موجود، باعث ريزش عناصري از جريان اصولگرا و پيوستن آنان به جبهه دوم خرداد شود. اكنون برخي از اعضاي شاخص اصولگرا از همين طريق در دام رقبا افتاده و به روشني دم از پروژه‌هايي چون دولت وحدت ملي ( يا ائتلاف برخي اصولگرايان با جبهه دوم خرداد) مي‌زنند.
5 ـ جامعه و افكار عمومي براي پذيرش نقد‌ علمي و مستدل آمادگي دارد
نكته‌اي كه نبايد در اين ميان فراموش شود اين است كه به دليل رشد نهادهاي آكادميك و علمي كشور، اكنون زمينه نقد هر تفكر و انديشه‌اي به صورت علمي و مستدل فراهم شده است و اين فرصت مناسبي براي نقد جريان افراطي و منحرف دوم خرداد است. 
6 ـ عدم نقد دوم‌خرداد به معناي تأئيد آن
به نظر مي‌رسد آنهايي كه از نقد دوم خرداد ابا دارند، عملا خواسته يا ناخواسته در ميدان رقيب بازي مي‌كنند و تأئيد عملكرد گذشته دوم‌خرداد را در اذهان حداقل نخبگان متبادر مي‌سازند.
ملاحظه: با توجه به در اختيار گرفتن نهادها و قواي مختلف مانند دولت، مجلس، شوراها و ... توسط اصولگرايان، زمينه نقد دوم‌خرداد‌ي‌ها توسط اصولگرايان نسبت به گذشته تضعيف شده و ميزان تأثيرگذاري آن در افكار عمومي كاهش يافته است؛ لذا بايد در ابزار نقد به ظرافت‌هاي افكار عمومي توجه نماييم. 

14) طراحي 16 اصل
با بحث، پژوهش، مطالعات و گفتگوي زياد، 16 اصل طراحي شد كه اين  16 اصل را به تمامي گروهها، طيف‌ها و شخصيت‌هاي موثر جريان اصولگرا به عنوان16 اصل پيشنهادي ارسال كرديم كه در نهايت بر اساس آنچه ذكر شده و 16 اصل به مصداق رسيديم در اين راه بايد توجه شود كه تأخير در اعلام و فعاليت براي نامزد مورد نظر منجر به دميدن روح ترديد و ابهام مي‌شد كه صلاح نبود و لذا در اوايل ارديبهشت موضع رسمي خود را اعلام كرديم. به نظر مي‌رسد اين فرآيند كاملا عقلاني و قابل قبول براي هر انسان منصفي است.

15) سخن پاياني:
در تحليل‌ها و بررسي‌هاي خود البته متوجه عيوب هم شديم:
ـ عيب بزرگ احمدي نژاد اين است كه پُركار است و زياد كار مي‌كند كه موجب خستگي همكارانش شده و اين براي كساني كه مي‌خواستند هم مسئوليت داشته باشند و هم تفريحاتشان مراعات شود، رنج‌آور است.
ـ عيب ديگر اينكه شتاب و سرعت احمدي نژاد باعث شده همراهان عقب بمانند و در نتيجه احمدي‌نژاد تنها مي‌ماند.
ـ عيب ديگر شجاعت در تصميم‌گيري به گونه‌اي كه امور كارشناسي شده و مورد توافق همه سلايق سياست و‌كارشناسي كه براي كشور ضروري است و حتي ممكن است آبروي مجري را ببرد، را حاضر است انجام دهد و از هياهوي بعد آن نمي‌هراسد و حال اينكه بسياري به علت نگراني از رأي‌آوردن اينگونه كارها را متوقف مي‌كردند مثل هدفمند‌نمودن‌يارانه‌ها؛
ـ عيب ديگر شجاعت در عرصه بين‌المللي و ايستادگي مقابل هنجارها و ساختارهاي ضالمانه استكبار است برخلاف كساني كه براي شادي دل دشمن حاضر شدند از هنجارهاي اعتقادي و فرهنگي و انقلابي ملت و ساختارهاي منبعث از آن عبور كنند.
آن دستاوردها و اين عيوب ما را بر اين داشت كه علي‌رغم همه مسائل احمدي نژاد را برگزينيم.

16) دو تذكر مهم:
تذكر اول: عده‌اي مي‌خواهند ظرفيت اصولگرايان را معطل نگه دارند.
تذكر دوم: عده‌اي تلاش مي‌كنند شرايط را بحراني و اضطراري نشان دهند.

 منبع جزوه تحلیلی جمعیت ایثارگران


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : چهارشنبه 1388/03/13 ساعت : 13:28 | |

مرحسین موسوی،تسو،جومونگ

از منزل که می آمدم به سمت مرکز شهر،تاکسی پیرمردی مسن را سوار شدم هی به خیابان نگاه میکرد و عکسهای تبلیغاتی میرحسین موسوی را نشان می داد و به او بد و بیراه می گفت بعداز چند دقیقه یکی از مسافران اعتراض کرد و شروع به تعریف کردن از موسوی، راننده عصبانی شد و گفت اینی که تو ازش داری تعریف میکنی ما زمان انقلاب دیدیم که هیچ گلی به سرمون نزد باز دم این احمدی نژاد گرم که خیلی زحمت کشیده ۱۶ سال دادن ما تهرانی خوردیم ماها تو رفاه بودیم حالا این جوون که قربونش برم داره میره مشکل اون شهرستانی ها رو هم حل میکنه، این میرحسین ترسو هست مثل تسو میمونه همونی که تو جومونگ بازی میکنه میرحسین هم دقیقا مثل اون میمونه میخواد مملکت رو دو دوستی تقدیم دشمن بکنه.


نویسنده : محمد آل حبیب تاریخ : یکشنبه 1388/03/10 ساعت : 16:8 | |