|
|||||
|
دیشب آرشیو نوشته های علیرضا را میخواندم، تازگی ها از درد خیلی چیزها حرفهایش را میخورد و رازش را ناخواسته و از سر فشار بعضی از مسائل برای اهل دل بازگو می کند (تا بحال سه نفر) ... البته قول داده است که دیگر جایی از رازش حرفی به میان نیاورد ... او دقیقا در این مواقع دوست داشتنی می شود ولی حیف که اهل فریاد نیست تا دادی بزند ... یکی از نوشته هایی که سابقا در این وبلاگ نوشته بود را دوباره اینجا میگذارم تا ایام نفسی بکشد ...!
آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد و از کارهای بد من نارحت نباشید.(خودم میدانم که مامان منصوره همیشه چغلیم را میکند)دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن بابایت بر میگردد.ولی آخر من که برای شما گریه نمیکردم،همه اش تقصیر سید محمد است.هسته های آلبالو خشکه اش را فوت میکند به من،دفتر مشقم را هم کثیف کرد،از همه بدتر آلبالو خشکه ها بود که لو رفتند،فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص،خدا کند که بفرستندمان شورای امنیت،به هر حال انشاءالله بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر خانم ناظم نفرین هم میکرد آلبالوها را پیدا نمیکرد.دیروز همه اش را با سیدمحمد خوردیم.حتی هسته هایش را،شما نگران نباشید.مامان منصوره هم خوب است،سلام میرساند و میگوید کی مرخصی میگیرید بیایید،عملیات که تمام شدحداقل نامه بدهید 20 تومان هم در پاکت میگذارم تا تمبر و کاغذ بخرید.پول تو جیبی هایم است که جمع کرده ام،نگران نباشید از کیف مامان برنداشتم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ امیدوارم حال شما خوب باشد،دیروز خانم معلممان گفت:علیرضا گریه نکن،باز سید محمد هسته ای شده؟ولی من کاری به هسته های آلبالو خشکه نداشتم من برای شما گریه میکردم،اگر شما می آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما میترسیدند و مرا الکی دعوا نمیکردند.اصلا مگر سعید پسر خانم ترابی که ناظم است آلبالو خشکه نمیخورد،من دیدم که آلبالو خشکه خورد آن هم چهارتا،تازه هسته هایش را هم انداخت تو جیبش تا هیچ کس نبیند.پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ حال شما خوب است خدا را شکر،فردا امتحان املاء داریم،مامان نمیتواند برای من املا بگوید چون آنقدر خیاطی میکند که با چشمهایش نمیتواند نوشته ها را درست بخواند،دلم میخواست یک املا هم شما برای من مگفتید.ماجرای آلبالوها و هسته هایش را هم فراموش کنید.این صدام نمیخواهد برود تا شما بیایید.بابای همه بچه ها آمده اند فقط شما نیامده اید،پس کی میایید؟ پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ اگر نمیخواهید جواب نامه هایم را بدهید،اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلممان هم دیروز با من گریه کرد.او همیشه میگوید نگران نباش بابایت می آید.خیلی کیف داشت تا حالا گریه اش را ندیده بودم. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ از امروز دیگر برایم مهم نیست که جواب نامه هایم را ندهید.20 تومان هم مال خودتان،از کیف مامان برداشتم فقط کاشکی یادتان باشد علیرضایی هست که پسرتان است،مامان میگوید دیگر بزرگ شده ای تو هم باید بروی جنگ،ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها میشود. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ شما در جنگ تلویزیون ندارید؟خانم معلم میگفت ندارید،خیلی حیف است که کارتون پلنگ صورتی را نمیبینید،مقش هایم را هم نوشته ام و تلویزیون میبینم نگران نباشید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خانم معلم این دفعه گریه نکرد،گفت گریه هایم الکی است باید مقش هایم را مینوشتم نه اینکه پلنگ صورتی ببینم.مامان هم تلویزیون را خاموش کرده،خوش به حالتان که تلویزیون ندارید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ دیگر حتما باید بیایید،تلویزیون نشان داد که صدام را گرفته بودند تازه کلی ریش داشت اگر نیایید حتما ... اصلا یادم نبود که شما تلویزیون ندارید.به هر حال دیگر باید بیایید. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ لابد مامان دارد کور میشود املا که برایم میخواند همین طور غلط غلوط میخواند،وسطش هم گریه میکرد.لابد برای چشمهایش،این درس شهید هم چقدر سخت است.کاش خودت برایم میخواندی. پسرتان علیرضا آقای پدر سلام؛ خیلی بدی چرا دیشب که آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟مگر من پسرتون نبودم؟مامان منصوره میگفت:هر وقت او بیاید تو هم میایی جنگ اصلی هنوز نیامده! پسرتان علیرضا بابا سلام؛ خانم معلم امروز هم گریه کرد.همه بچه ها هم گریه شان در آمد،خانم معلم گفت:مطمئن باشید او می آید کاش او بیاید. پسرتان علیرضا التماس دعا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/22
ساعت : 1:54
| |
ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم. ننشینید باز جایی را آتش بزنند. اینها مرگ بر شوروی را مطرح می کنند تا آمریکا فراموش شود.
حضرت روح الله خمینی صحیفه امام - جلد 15 - صفحه 29 ادامه مطلب
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/08/13
ساعت : 18:6
| |
کسانی که الفبای دیپلماسی و سیاست جهانی را نمی دانند و بی خاصیت هستند، رسانه هایی که معلوم نیست از آخور چه کسانی ارتزاق می کنند ندانسته و نسنجیده بر مشایی و دولت احمدی نژاد تاختند، آنها نمی دانستند که معادلات از چه قرار است.
عقل من و آن چیزی که با ما با دوستان به نتیجه رسیدیم و در مورد آن تحقیق کردیم این است: " زمانی که دکتر احمدی نژاد با نطق های انقلابی خود جامعه جهانی را مجبور به سئوال از اسرائیل غاصب کرد، موضوع هلوکاست که اروپا را در نوردید و سایر موارد دیگر ... اینها داشت موجبات اتحاد داخلی اسرائیل را فراهم می آورد، این اتحاد باعث می شد تا لابی های گسترده همه ی سران این رژیم غاصب و غرب بر علیه نظام ایران تداعی و طراحی شود، اما مشایی خود را قربانی کرد تا معادلات بهم بریزد او سخنی را گفت که در آن برهه لازمیت خاص خودش را داشت اما هنوز که هنوز است مشایی زیر سئوال است به جرم این که قربانی بعضی از معادلات می شود "
+ ضمناً اینجانب حاضر به پاسخگویی در مورد هرگونه سئوال و شبهه در مورد شخصیت مهندس مشایی می باشم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/08/08
ساعت : 15:6
| |
+ قبل نوشت - ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا (ع) مبارکباد. / پيامك تبريك ميلاد امام رضا {اس ام اس} برگزيدهای از بيانات رهبر انقلاب پيرامون زندگی پربركت حضرت علیبنموسیالرضا (ع)
پيام زندگى ثامنالحجج(ع) بيانات در جمع مردم مشهد در آستان مقدس رضوى 03/09/1363 خادم حرم ديدار با خدام حرم مطهر امام رضا (ع) 06/01/1367 جزئی از باورهای ما بيانات در جمع مسؤولان استان خراسان 28/04/1365 + در اين رابطه:
فيلم / ديدار قاريان برگزيده با رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی در سال 86 صوت / السلام عليك يا علیبن موسیالرضا عليهالسلام عكس / حضور رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی صوت / داستان «اقامه نماز عيد فطر امام رضا عليهالسلام» به روايت رهبر انقلاب فيلم / اولين غبارروبی ضريح جديد حرم مطهر امام رضا (ع) توسط رهبر انقلاب كوچههای خراسان / غزلی از مرحوم قيصر امينپور
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/08/05
ساعت : 16:45
| |
اپیزود قبل از آخر – میم مثل ملاهادی! هادی غفاری (بحث در مورد ایشون مفصله) بعد از انتخابات در یک سخنرانی با حضور مهدی کروبی، "با توهین به نظام و رهبری (به توصیه دوست خوب و عزیزم "پیام فضلی نژاد عزیز" این قسمت ۸ خطی حذف شد) "
هادی غفاری تنها چند روز بعد از این ماجرا با حضور در درس اخلاق (!!) آیت الله منتظری، به اتاق ملاقات های وی می رود تا دیداری خصوصی با آیت الله داشته باشد!( برای درک بهتر اخلاق سیاسی ملا هادی نیز اپیزود وسط را مورد تفحص قرار دهید!) نکته جالب اینجاست برخی رسانه های منتقد نظام سالهای سال هادی غفاری را به واسطه اعمالی چون شایعه سیلی زدن به بازرگان ، کتک زدن و فحاشی به نمایندگان حامی نهضت آزادی در مجلس ، معمای قتل هویدا و... وی را ملاهادی غفاری خطاب می کردند اما بعد از این ماجرا وی در یک حرکت کاملا حرفه ای توسط همین رسانه ها به مقام آیت اللهی ارتقا یافت! اپیزود آخر - نمایشگاه مطبوعات با طعم هفت تیر عصر دیروز خبر حضور کروبی به نمایشگاه مطبوعات در خبرگزاری ها و سایتهای خبری منتشر می شود :" پس از ورود غیر منتظره کروبی به نمایشگاه عده ای با در دست داشتن بادکنکهای سبز به سر دادن شعار می پردازند که واکنش عده ای دیگری از مخالفان وی را به همراه دارد.همراهان کروبی که در حدود 50 نفر بوده و شعارهایی نظیر مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه، یا حسین میرحسین سر می دهند که این مساله باعث حضور تعداد زیادی از مردم در اطراف آنها می شود!از سوی دیگر جمعی از مخالفان کروبی با حلقه زدن دور وی با سردادن شعارهایی چون مرگ بر منافق، منافق برو بیرون و مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال وی می روند."
تا اینجای کار مشکلی نیست و یک برخورد کاملا قابل پیش بینی رخ داده است اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. بعد از جمع شدن جمعیت و افزایش تنشها و هجوم مردم محافظان آقای کروبی با درآوردن اسلحه کمری و شلیک هوایی و استفاده از شوکرهای برقی مجهز به گاز اشک آور سعی در متفرق کردن مردم و به در بردن شیخ از مهلکه می کنند که این اقدام باعث تحریک بیشتر مخالفین و پرتاب لنگ کفش و برداشتن عمامه شیخ می شود! و تنها در چند دقیقه هم نمایشگاه مطبوعات برای اولین بار طعم هفت تیر کشی را در خود تجربه می کند و هم شیخ مهدی کروبی برای اولین بار طعم لنگ کفش را بر خود! اپیزود وسط – تاریخچه اولین لنگ کفش سیاسی در ایران در سال 62 و چند ماه مانده به انتخابات نهضت آزادی، خواهان آزادی انتخابات شده و پیشاپیش از احتمال ابطال و مردود بودن آن سخن می گوید. قرار بر این می شود که سمیناری با عنوان "سمینار تأمین آزادی انتخابات" در دفتر نهضت برگزار شود. حرف و حدیث ها در خصوص غیرقانونی بودن این سمینار بالا می گیرد، هاشمی رفسنجانی چندی بعد در گردهمایی سفرا و کارداران جمهوری اسلامی تصریح می کند: «نام این سمینار هم مفهوم مخالفت دارد؛ یعنی آزادی نیست و ما می خواهیم آن را تأمین کنیم.» بهرحال مراسم چون مجوز قانونی ندارد لغو می شود جمعه همان هفته و در روز برگزاری برنامه، روزی که ابراهیم یزدی، صباغیان و توسلی سخنرانان اصلی سمینار در ساختمان نهضت حضور می یابند تا به قول خودشان مردم را از لغو شدن برنامه مطلع کنند. پلاکاردی از دیوار نهضت آویزان می شود که بر روی آن نوشته شده است:« با کمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت کشور سمینار تأمین آزادی انتخابات برگزار نمی شود. نهضت آزادی ایران»جمعیتی در مخالفت با نهضت آزادی گرداگرد ساختمان نهضت حلقه می زنند و در نهایت هجوم به ساختمان کلید می خورد. سخنرانان برنامه ملغی، مضروب می شوند و برخی اسناد و مدارک و پرونده های نهضت از پنجره ها سرازیر خیابان می شود.ماجرا البته به همین جا هم ختم نمی شود. صباغیان که برای تشریح واقعه به عنوان سخنران پیش از دستور پشت تریبون مجلس قرار گرفته مورد هجمه برخی نمایندگان قرار می گیرد. صباغیان درگیری ها را این گونه تشریح می کند: «مشت محکمی از طرف آقای اسدی نیا به گردنم خورد و بقیه نمایندگان نامبرده روی سرم ریختند و مشت و لگد بود که نثارم می شد... دیدم آقای معینفر بر روی زمین افتاده بود؛ صورتش ورم کرده و آثار ضرب زیادی در پای چشمش دیده می شد و آقای هادی غفاری فحش های بسیار رکیک و زننده و ناموسی نثار ما می کرد. بالاخره با دخالت آقایان انصاری راد، احمد ناطق نوری، زائری، عزت الله سحابی از حمله نمایندگان که عبارت از آقایان اسدی نیا، عابدین زاده، هادی غفاری، الله بهداشتی، عزت الله دهقان و... بود، جلوگیری نموده و آقای معینفر و مرا از مجلس بیرون بردند. در همین موقع که از سالن مجلس خارج می شدیم، کسی از پشت سر با کف دست محکم به سرم کوبید؛ برگشتم دیدم آقای هادی غفاری است...» معینفر داستان حملات هادی غفاری را این گونه واگویه می کند: «حضار جلسه ملاحظه کردند که حدود 10 نفر از نمایندگان محترم بر سر آقای صباغیان ریختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم کردند. خصوصاً حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی غفاری با خارج ساختن کفش از پای خود و کوفتن های مرتب بر سر و صورت و بدن اینجانب گوی سبقت را از دیگران ربودند. ایشان همچنین فحش های عرضی و ناموسی زن، مادر و خواهر نثار من کردند که مستوجب حد است.» و این داستان البته در شعر مرحوم فخر الدین حجازی هم آمده است: «معینفر مقاوم چو پیلان مست/ به این سوی و آن سوی می برد دست/ که ناگاه غفاری خشمگین/ برآورد دستانش از آستین/ بزد مشت بر کله چاق تن/ که خون از سرش گشت فواره زن» اپیزود بعد از اول – معمای یک قتل و پرتقال فروشی که پیدا نشد! پیرامون قتل هویدا حرف و حدیث های زیادی وجود دارد. عباس میلانی در فصل آخر کتاب خود( معمای هویدا) هادی غفاری را عامل قتل هویدا معرفی می کند و ماجرا را اینگونه شرح می دهد:" امیر عباس هویدا مانند دیگر مسئولان رژیم پیشین اعدام نشد بلکه یکی از کسانی که از پشت سرش میآمد، دو تیر به گردن او زد که حجت الاسلام هادی غفاری بود. هویدا را از طریق یک راهرو به سوی حیاط زندان هدایت میکردند. در عکسهایی که از لحظات آخر زندگی هویدا در دست است حجت الاسلام هادی غفاری در فاصله کمی از او دیده میشود. هادی غفاری که در طول دادگاه در کنار هویدا نشسته بود و خیره نگاهش میکرد، همراه خلخالی و گروه کوچکی از پاسداران و روحانیون پشت سر هویدا گام میزد. به محض آنکه پای هویدا به حیاط رسید، هادی غفاری از پشت سرش آمد هفتتیری به دست گرفت و گلوی هویدا را نشانه رفت و دو تیر خالی کرد. هویدا به زمین افتاد. خون از رگ گردنش فواره میزد. هادی غفاری میخواست او را به مرگی تدریجی و پر عذاب بکشد. هویدا که میدانست زخمی مهلک برداشته، از شخصی به نام کریمی در صف همراهان خلخالی خواست که جانش را بستاند. کریمی هم ظاهراً از سر لطف تیر خلاص را به جمجمه هویدا زد."
در مورد چگونگی اعدام امیر عباس هویدا، ابراهیم یزدی در نواری که روی شبکه اینترنت پخش شده است میگوید که هویدا پیش از صدور حکم اعدام به قتل رسیده بود. ابراهیم یزدی البته بنا به دلایلی(!) نام روحانی شلیک کننده را نمی برد اما ماجرا را اینگونه شرح می دهد: «زمانی که محاکمه مرحوم هویدا در زندان قصر شروع شد و میخواست بگوید در دوران ۱۴ ساله زمامداری نخست وزیری شاه چه اتفاقاتی افتاد و خاطرات خود را بیان کند، پس از این که جلسه دادگاه تنفس داده میشود وهویدا به راهرو میآید، یکی از آقایان روحانی که آنجا بوده و من مایل نیستم اسم ببرم (!)، در راهرو با هفت تیر کمری خود هویدا را میکشد و زمانی به خلخالی خبر میدهند که کار از کار گذشته بوده است. هویدا را میبرند روی صندلی مینشانند و عکس میگیرند و حکم اعدامش را قرائت میکنند و سپس او را اعدام میکنند. ولی در واقع او را قبل از اعدام کشته بودند.» هادی غفاری البته بعدها بدون هیچ توضیحی تنها کسانی را که وی را عامل قتل هویدا معرفی کردند عده ای کاسبکار می خواند! اپیزود اول – سخن آخر امام خمینی(ره) در سوم اسفند سال 67 در نامه ای که به منشور روحانیت مشهور می شود وصف حال برخی روحانیون را اینگونه تقریر می کند: " آنقدر كه اسلام از اين مقدسين روحانى نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت اميرالمؤمنين- عليه السلام- كه در تاريخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقهها را بيش از اين تلخ نكنم. ولى طلاب جوان بايد بدانند كه پرونده تفكر اين گروه همچنان باز است و شيوه مقدس مآبى و دين فروشى عوض شده است. شكست خوردگان ديروز، سياست بازان امروز شدهاند. آنها كه به خود اجازه ورود در امور سياست را نمىدادند، پشتيبان كسانى شدند كه تا براندازى نظام و كودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبريز با هماهنگى چپيها و سلطنت طلبان و تجزيه طلبان كردستان تنها يك نمونه است كه مىتوانيم ابراز كنيم كه در آن حادثه ناكام شدند ولى دست برنداشتند و از كودتاى نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوايشان ساخت." اضافات: - قصد نداشتم زیاده در مورد موضوعات سیاسی روز بنویسم، بعد از ماجرای اهانت هادی غفاری به رهبری خواستم در مورد شخصیت هادی غفاری پستی بنویسم که البته حرف هم برای گفتن کم نبود اما خب بدلایلی این کار رو نکردم، دیروز اما بعد از شنیدن ماجرای اسلحه کشی و تیراندازی هوایی محافظان کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استفاده از شوکرهای برقی و.... اونم بعد از اینکه به کروبی تذکر داده شده بود که حضورش ممکنه باعث تشنج بشه دیگه سکوت رو جایز ندونستم! واقعا این حرکته؟! - هفته پیش همین لنگ کفش توسط دوستان سبز به سمت صفار پرتاب شد و امروز همین کفش به سمت کروبی من نه این حرکت رو تایید میکنم و نه اون اما نکته ای که هست و چندان هم غامض نیست اینکه در ماجرای پرتاب لنگ کفش به سمت صفار کسی قبلش برای مخالفین اسلحه نکشیده بود! - خیلی سعی میکردم سیاسی ننویسم ولی نشد! اگه هیچی نگیم مدعی ترین آدمها مجرم ترین آدمها خواهند شد! مگه اینجا تگزاسه آخه ؟! - حسب الامر این پست رو قفل نمی زنیم تا بعضی منتقدین بیان بگن: "اگر دین ندارید آزاده باشید!!" نویسنده: "ارمینه"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/08/02
ساعت : 18:17
| |
مهندس صادق محصولی وزیر پیشنهادی رفاه و تأمین اجتماعی: مهندس محصولی که از سرداران دفاع مقدس می باشد پیش از این مشاور ارشد رئیس جمهور و وزیر سابق کشور بوده است، وی در دوره تصدی مسئولیت وزیر کشوری از همه ظرفیت های و استعداد های خود استفاده کرد بطوریکه با مدیریت صحیح انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم از خود عملکرد قابل تحسینی به جای گذاشت و مورد ستایش و تمجید بزرگان نظام قرار گرفت. محصولی در حال حاظر با پیشنهاد بزرگان نظام و اصرار بیش از حد رئیس جمهور گزینه پیشنهادی وزارت رفاه و تأمین اجتماعی به مجلس شورای اسلامی است. این وزارتخانه که یکی از حساس ترین وزارتخانه ها محسوب می شود نیازمند یک مدیر کلان نگر در امور اقتصادی و خدمت رسانی می باشد. این دستگاه مهم کشور که یکی از خادمان بزرگ مردم شریف ایران اسلامی محسوب می شود دارای سازمان هایی همچون سازمان بهزیستی، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی و سازمان بازنشستگی می باشد، با شناختی که از ظرفیت سازی ها و برنامه ریزی های آقای محصولی در دوران تصدی مسئولیت های پیشین است امیدواریم که از این مسئولیت جدید هم همچون مسئولیت های سابق سربلند بیرون بیایند. ان شاءالله نمایندگان محترم مجلس هم با رأی بالا یک خدمتگزار صادق و توانا را به کابینه دهم اضافه کنند.
ذبیحی دارای مدرک دکترای مهندسی مکانیک کاربردی است وی عضو هیأت علمی دانشکده انرژی دانشگاه صنعت آب و برق میباشد و جزو اولین گروه اساتید مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در ایران است وی و همکاراناش دورههای متعدد تخصصی مدیریت انرژی، برنامه ریزی انرژی را راه اندازی کردند که در نهایت منجر به ایجاد رسمی رشته دانشگاهی مدیریت انرژی در مقطع کارشناسی ارشد در سال ۱۳۸۰ شد. مدیران ارشد وزارت نیرو از شاگردان وی بودند. دکتر ذبیحی پیش از این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین، مشاور رئیس جمهور در امور منابع انسانی و رئیس سازمان تامین اجتماعی بوده است.امیدوارم دکتر ذبیحی با رأی بالای نمایندگان مردم شریف در مجلس شورای اسلامی لباس خدمت به مردم را در وزارت نیرو بر تن کند.
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: حاجی بابایی سابقه نمایندگی مجالس پنجم و ششم و هفتم و هشتم از استان همدان را در کارنامه خود دارد وی سابقاً استاد دانشگاه تربیت معلم بود، شناخت چندان زیادی از وی ندارم اما رسانه های خبری حکایت از آن میکنند که وزارت حاجی بابایی با استانداری برادر دکتر رحیمی معاون اول رئیس جمهور در همدان شبیه به کاسه ای زیر نیم کاسه است!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/29
ساعت : 15:19
| |
ما بالاخره نفهميديم هاشمي رفسنجاني خوب است با بد؟ اگر بد است كه كار يكسره كنيد اگر خوب است كه خب بگوئيد كه ما اينقدر با وي دشمني نكنيم، چقدر اين معادلات سياسي حال بهم زن است، من شخصا به سوابق ايشان يك احترام ويژه اي قائلم و در بعضي از موارد هم خب انتقادي وارد هست بحث خانواده محترمشان و دوستانشان يكسري پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، بحث مثلث جام زهر پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد، چه كسي جام زهر را به اما نوشاند مباحث خاص خودش را دارد، نامه تهديد آميز به رهبري حرفهاي خاص خودش را دارد. آيا مردم بازيچه اند؟ آيا مردم نفهمند؟ آيا مردم از همه جا بي خبر هستند؟ آيا مالكيت نظام به عده اي خاص بسنده مي شود ؟ و مردم در سرنوشت آن نقشي ندارند؟ چه كساني مي خواستند به رهبري جام زهر بدهند؟ چه كساني رهبري را مظلوم تر از ديروز مي كنند؟ چه كساني خود را طلبكار نظام و ملت مي دانند؟ آيا مسئولين قدر مردم را مي دانند؟ آيا كسي به فكر فقرا هست؟ و هزاران آيا آيا و آيا ... من نميدانم آيا ميشود به سخنان ديروز آقاي عسگري اولادي استناد كرد يا نه ، من نميدانم مي شود به صحبت هاي آقاي جواد لاريجاني استناد كرد يا نه ، من نميدانم ميشود به حرف هاي چند ماه گذشته آقاي قاليباف در جمع ستادهاي انتخاباتي استناد كرد يا نه ؟ و من هيچ نميدانم ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/27
ساعت : 16:26
| |
صبح امروز چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یک حمله تروریستی در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند.
در این حمله تعدادی از سران طوایف بلوچ که قرار بود بخشی از امنیت مناطق مختلف سیستان و بلوچستان را بر عهده بگیرند نیز به شهادت رسیدند. امنیت منطقه شرق کشور از چندی قبل به سپاه پاسداران واگذار شده بود. مسئول روابط عمومي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز گفت: در اين حادثه علاوه بر سردار سرتيپ پاسدار نور علي شوشتري و سردار سرتيپ پاسدار محمدزاده، مرادي فرمانده سپاه ايرانشهر و علويان فرمانده تيپ اميرالمومنين سپاه سيستان و بلوچستان نيز به شهادت رسيدند. وي افزود: سردار سرتيپ پاسدار شوشتري که جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه نيز بود پس از به عهده گرفتن مسئوليت قرارگاه عملياتي سپاه در جنوب شرق کشور در طول پنج ماه گذشته با برگزاري چند جلسه با مردم و سران قبايل و طوايف استان سيستان و بلوچستان، چگونگي تامين امنيت پايدار در شرق کشور را بررسي کرده بود. گفته ميشود فردي حدوداً 21 ساله با منفجر كردن كمربند انتحاري خود در محل درب ورودي سالن تربيت بدني شهر پيشين محل برگزاريهمايش سران طوايف شهرستان سرباز، باعث شهادت جمعي از فرماندهان سپاه و حاضران در اين نشست شده است.
پیش از این نیز تعدادی از پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل انفجار اتوبوس حامل آنها به درجه رفیع شهادت نایل آمده بودند. سردار محمد زاده ماموریتش را کامل به انجام رساند سردار رجبعلي محمدزاده که در عملیات کربلاي 4 و در حالی که بسياري از بسيجيانش به ديدار معشوق شتافته بودند، سردار شوشتری محل شهادتش را پیش بینی کرده بود در حالی که سرادر نورعلی شوشتری در ابتدای سال 88 مسئولیت تامین امنیت سیستان را برعهده گرفته بود، اسامی شهدای طوایف بلوچ در انفجار امروز برخی + در همین مورد : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807260287 به بهانه پیوند خون شهدای عشایر و سپاه (http://rajanews.com/detail.asp?id=38160) + در باغ شهادت باز باز است ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/26
ساعت : 15:43
دیروز خیلی اتفاقی احمد کارگر( معروف به احمدک ) را برای اولین بار دیدم، وبلاگش و نوشته هایش اصلا به جمالاتش مثل تُن صدا، تیپ، ساعت مچی، تسبیح، طرز تفکر، قَد و هیکل، خندیدن و چشمان سیاهش نمیخورد که صاحب "وبلاگ احمدک" باشد. خلاصه اینکه ما دیروز کلی خوشحال شدیم و کلی هم نارحت حالا نارحتیش بماند، ولی خوشحالیمون این بود که بالاخره این یک الف بچه الف نیست یه ی هست واسه خودش! + ضمناً احمدک از طرف جنبش راه سبز به مقام شهادت نائل شد که در اینجا و اینجا و اینجا اصلا ماجرا را خودتان بخوانید.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/26
ساعت : 13:12
| |
در این چند روز گذشته شایعاتی سامان دهی شده از سوی افراد خاص مبنی بر وخامت حال یا بی حالی یا بیماری مقام معظم رهبری بصورت گسترده ای پخش شده است، الحمدلله به کوری چشم دشمنان اسلام و مسلمین حال ایشان عالی تر از همیشه است و ان شاءالله تا هزاران سال دیگر بالای سر ما خواهند بود. ان شاءالله پرچم این کشور به دست حضرت آقا تقدیم صاحبش حضرت مهدی (عج) خواهد شد.
+ ضمنا طبق اخبار واصله ما امروز رهبر انقلاب طبق سنوات گذشته برای ورزش به کوههای اطراف تهران تشریف بردند.
اي دو چشمانت چراغ شام يلداي همه آفتاب صورتت خورشيد فرداي همه اي دل درياييات کشتي نشينان را اميد وي نگاه روشنت فانوس درياي همه اي بيان دلنشينت بارش باران نور وي کلام آتشينت آتش ناي همه خندههاي گاهگاهت خنده خورشيد صبح شعله لرزان آهت شمع شبهاي همه قامتت نخل بلند گلشن آزادگي سرو سرسبزي سزاوار تماشاي همه گر کسي از من نشاني از تو جويد،گويمش خانهاي در کوچه باغ دل، پذيراي همه لاله زار عشق يکدم بي گل رويت مباد اي گل رويت بهار عالم آراي همه (شعر از غلامعلی حداد عادل)
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/24
ساعت : 20:3
| |
؛ مشخصات حضرت؛ اسم : جعفر لقبها : صادق- مصدق - محقق - کاشف الحقايق - فاضل - طاهر - قائم - منجي – صابر كنيه : ابوعبدالله - ابواسماعيل – ابوموسي نام پدر : حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) نام مادر : فاطمه ( ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر زمان تولد : هفدهم ربيع الاول سال 83 هجري در روز جمعه يا دوشنبه ( بنا بر اختلاف ) در هنگام طلوع فجر مصادف با ميلاد حضرت رسول . بعضي ولادت ايشان را روز سه شنبه هفتم رمضان و سال ولادت ايشان را نيز برخي سال 80 هجري ذكر كرده اند . ( 1 )محل تولد : مدينه منوره عمر شريفش : 65 سال مدت امامت : 34 سال زمان رحلت ( شهادت ) : 25 شوال سال 148 هجري درباره زمان شهادت نيز گروهي ماه شوال و دسته اي ديگر 25 رجب را بيان كردند . ( 2 ) قاتل : منصور دوانيقي بوسيله زهر محل دفن : قبرستان بقيع زنان معروف حضرت : حميده دختر صاعد مغربي ، فاطمه دختر حسين بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب( عليهم السلام )فرزندان پسر : موسي ( عليه السلام ) - اسماعيل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس – علي فرزندان دختر : ام فروه - فاطمه - اسما كه اسماعيل ، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسين بن علي بن حسين ( عليهما السلام )( نوه امام سجاد ) است . وامام موسي كاظم (عليه السلام) ، اسحاق و محمد كه مادرشان حميده خاتون مي باشد . وعباس ، علي ، اسماء و فاطمه كه هر يك از مادري به دنيا آمده اند . نقش روي انگشتر حضرت : ما شاء الله لا قوة إلا بالله ، أستغفرالله .اصحاب معروف امام صادق (عليه السلام) : ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- بريد - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالي – حرير بن عبدالله سجستاني زراره بن اعين شيباني - عبدالله بن ابي يعفور-عمران بن عبدالله اشعري قمي . روز زيارت ايشان : روزهاي سه شنبه مي باشد . رخسار حضرت : بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام باقر (عليه السلام) بود . جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند . مردي ميانه بالا ، سفيد روي ، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد . در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود . بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود وبر گونه راستش خال سياه رنگي داشت . ريش مبارك آن جناب نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود . دندانهايش درشت و سفيد بود وميان دو دندانپيشين آن گرامي فاصله وجود داشت . بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد . گوشه اي از حيات امام صادق ( عليه السلام )
عصر امام صادق( عليه السلام ) يكي از طوفانيترين ادوارتاريخ اسلام است كه ازيك سواغتشاشها و انقلابهاي پياپي گروههاي مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين (عليه السلام ) رخ ميداد ، كه انقلاب ابو سلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ايران از مهمترين آنها بوده است . و از ديگر سو عصر برخورد مكتبها و ايدهئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفي و كلامي مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهاي فتح شده و نيز روابط مراكز اسلامي با دنياي خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نيز شور و هيجاني براي فهميدن وپژوهش پديد آورده بود . عصري كه كوچكترين كم كاري يا عدم بيداري و تحرك پاسدار راستين اسلام يعني امام ( عليه السلام ) ، موجب نابودي دين و پوسيدگي تعليمات حياتبخش اسلام ، هم از درون و هم از بيرون ميشد . زمان امام صادق(عليه السلام) ، زمان تزلزل حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود واين دوگروه مدتي درحال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند . از زمان هشام بن عبدالملي ، تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال 132 به پيروزي رسيد . بني اميه در اين مدت ، گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند ، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شيعيان را نداشتند . عباسيان نيز چون از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل مي كردند ، فشاري از طرف آنان مطرح نبود . از اينرو اين دوران ، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه السلام ) و شيعيان بود و آن حضرت از اين فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگي وسيعي را آغاز كرد . پيشواي ششم در چنين دوراني به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبيني وكفر و نيز مانع انحراف اصول و معارف اسلامي از مسير راستين بود ، و از توجيهات غلط و وارونه دستورات دين كه به وسيله خلفاي وقت صورت مي گرفت جلوگيري مي كرد . اينجا بود كه امام( عليه السلام ) دشواري فراوان در پيش ومسئوليت عظيم بر دوش داشت . امام صادق ( عليه السلام ) در ظلمت بحرانها و آشوبها دنياي شيعه را به فروغ تعاعليم خويش روشني بخشيد و حقيقت اسلام را از آلايش انحرافات وگزند فريبكاران حفظ نمود . او آن قدر فقه و دانش اهل بيت را گسترش داد و زمينه ترويج احكام و بسط كلام شيعي را فراهم ساختكه مذهب شيعه به نام او به عنوان مذهب جعفري شهرت يافت . آن اندازه كه دانشمندان و راويان از دانش امام بهره مند برده واز ايشان حرف و حديث نقل كرده اند از هيچ يك از ديگرائمه نقل نكرده اند . ليكن طولي نكشيد كه بني عباس پس از تحكيم پاييهاي حكومت و نفوذ خود ، همان شيوه ستم و فشار بني اميه را پيش گرفتند و حتي از آنان هم گوي سبقت را ربودند . وضع به حدي ناگوار وشد كه همگي ياران امام ( عليه السلام ) را در معرض خطر مرگ قرار مي داد ، چنانچه زبده هايشان جزو ليست سياه مرگ بودند . امام صادق ( عليه السلام ) كه همواره مبارزي نستوه و خستگي ناپذير وانقلابي بنيادي درميدان فكر و عمل بوده ، كاري كه امام حسين (عليه السلام ) به صورت قيام خونين انجام داد ، وي قيام خود را درلباس تدريس وتأسيس مكتب وانسان سازي انجام داد و جهادي راستين كرد . رحلت امام را به سبب مسموميت دانسته اند . از ارتكاب اين جنايت را كه منصور درتوان خود نمي ديد به جعفر بن سليمان پسر عموي خويش و والي وقت مدينه محول كرد . فرزند برومندش امام موسي بن جعفر( عليه السلام ) او را دو جامه سفيد مصري كه درآن احرام مي بست ودر پيراهني مه مي پوشيد ودرعمامه اي كه ازامام زين العابدين(عليه السلام ) به او رسيده بود ، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقيع در كنار قبر پدربزرگوارش سيد الساجدين( عليه السلام ) به خاك سپرد . سلام بر او از ميلاد تا ميعاد شخصيت علمي امام صادق ( عليه السلام ) در دوره امامت امام صادق ( عليه السلام ) مسلمانان بيش از پيش به علم و دانش روي آوردند و در بيشتر شهرهاي قلمرو اسلام بويژه در مدينه ، مكه ، كوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره هاي علمي داير واز رونق خاصي برخوردار گرديد . در اين زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق( عليه السلام ) توانست نهضت علمي فرهنگي پدرش امام باقر( عليه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بيت را بيان كرده در همه جا منتشر كند . سفرهاي اجباري و اختياري امام به عراق و به شهرهاي حيره ، هاشميه و كوفه و برخورد با اربابان ديگر مذاهب فقهي وكلامي نقش بسزايي در معرفي علوم اهل بيت و گسترش آن در جامعه داشت . در اين شهرها گروههاي مختلف براي فراگيري دانش نزد آن حضرت مي آمدند و از درياي دانش او بهره مند مي بردند . برخورد وي با گروههاي مختلف مردم سبب شد كه آوازه شهرتش در دانش و بينش ديني ، علم و تقوي ، سخاوت و جود وكرم و ... در تمام قلمرو اسلام طنين انداز شود و مردم از هر سو براي استفاده از دانش بيكران وي رو سوي كنند . در اين دوره علوم و فلسفه ايراني ، هندي و يوناني به حوزه اسلامي راه يافت و بازار ترجمه علوم گوناگون از زبانهاي مختلف به زبان عربي گرم و پررونق گرديد . همچنين مكتبهاي كلامي و فرقه مذهبي و فقهي در اين عصر پايه گذاري شد . امام صادق ( عليه السلام ) با تمام جريانهاي فكري و عقيدتي آن روز برخورد كرده و موضوع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته و برتري بينش اسلام تشيعي را ثابت كرده است . مناظرات امام صادق (عليه السلام) با اربابان دانشهاي گوناگون چون پزشكان ، فقيهان ، منجمان ، متكلمان ، صوفيان و... بويژه مناظرات وي با ابوحنيفه مشهور و در منابع شيعه و سني ثبت است . شاگردان امام باقر (عليه السلام) پس از درگذشت آن حضرت به گرد شمع وجود امام صادق( عليه السلام ) حلقه زدند . امام ( عليه السلام ) نيز با جذب شاگردان جديد به تأسيس يك نهضت عظيم فكري و فرهنگي و بالنده مبادرات ورزيد ، به گونه اي كه طولي نكشيد مسجد نبوي در مدينه منوره و مسجد كوفه در شهر كوفه به دانشگاهي عظيم تبديل شد . درگيري شديد بين بني عباس و بني اميه ، آنان را آن چنان به خود مشغول كرده بود ، كه فرصتي طلايي براي امام صادق ( عليه السلام ) و يارانش به دست آمد . آن حضرت با استفاده از اين فرصت به بازسازي و نوسازي فرهنگ ناب اسلام پرداخت و شيفتگان مكتب حق از اطراف و اكناف ، از بصره ، كوفه ، واسط ، يمن و نقاط مختلف حجاز به مركز اسلام ؛ يعني مدينه ، سرازير شدند وچون پروانگي دلباخته به گرد شمع وجود امام صادق ( عليه السلام ) تجمع كردند . امام صادق ( عليه السلام ) هر يك از شاگردان خود را رشته هاي كه با ذوق و قريحه او سازگار بود ، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه ، هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند : حديث ، تفسير ، فقه و كلام ، تخصص پيدا مي كردند . دردانشگاهي كه امام بوجود آورده بود شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حكم- محمد بن مسلم- ابان بن تغلب- هشام بن سالم - مومن الطاق - مفصل بن عمر - جابر بن حيان و... تربيت كرد كه هر يك از آنها شخصيتهاي بزرگ علمي و چهره هاي درخشاني بودند كه خدمات شاياني انجام دادند . به عنوان نمونه هشام بن حكم 31 جلد كتاب و جابر بن حيان بيش از 200 جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته هاي عقلي طبيعي و شيمي كتاب نوشته است و به عنوان بدر علم شيمي مشهور است . دانشمندان علم حديث شمار كساني را كه مورد اعتماد بوده اند - راويان ثقه - و از آن حضرت نقل كرده اند تا چهار هزار نفر را نوشته اند . شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند . بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند . ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد : اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود .
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/07/21
ساعت : 18:52
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/07/19
ساعت : 20:9
| |
در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تهران،ری و شمیرانات کاندیدا شد آقا حمید که در لیست اصولگرایان جای گرفت ذهنم را مشغول کرد بسیار در موردش تحقیق کردم تا اینکه با توجیهات منطقی یک از دوستان به وی رأی دادم و الان از این کارم خوشحالم، آقای رسایی یک نماینده ی مدافع واقعیات دولت مظلوم احمدی نژاد است و بدور از جریان های خاص سیاسی در مجلس کارش را به خوبی انجام می دهد و گهگاهی با نطق های آتشین انقلابی نفس اقلیت و آدم های وصله دار خاص را می گیرد. حتما نطق پیش از دستور قبل از انتخابات ریاست جمهوری بنام عبای شکلاتی را به یاد دارید که دارای حواشی جالبی هم شد ... آقا حمید خصوصیت های اخلاقی خاصی دارد خیلی سخت به دیگران اعتماد میکند و اگر هم اعتماد بکند واقعا اعتماد میکند!، بعد از هرسخنرانی و مناظره ها وقایع اتفاقیه را برای دیگران تعریف میکند، در انتخابات دهم ریاست جمهوری هم به عنصری فعال در حمایت از دکتر احمدی نژاد تبدیل شد، رسایی تا بحال از امتحانات سربلند بیرون آمد و من فکر میکنم اگر همینطور با بدنه جامعه صادق و علیه آدم هایی که با اصل نظام مشکل دارند موضع بگیرد و ... و ... (البته انتقادی هم به وی وارد است که شاید در قسمت ارتباط با مخاطبین وبلاگش برایش چیزهایی بنویسم) در آینده هایی دیگر لباس نوکری ریاست جمهوری را با آرای مردم بر تن خواهد کرد. + لیست کتاب هایی که به قلم حمید رسایی تالیف و توسط دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر منتشر شده است : روحانیت و سلامت انتخابات / انتشارات دفتر تبلیغات / 1374 سیمای خوشبختی (چاپ چهارم) / انتشارات دفتر تبلیغات / 1376 انتخاب ششم / انتشارات دفتر تبلیغات/ 1378 انتخابات و دانشگاهیان / نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها / 1378 تحصن چرا و چگونه (چاپ سوم) / فیضیه/ 1379 پایان داستان غم انگیز ج 1 (چاپ پنجم) / انتشارات کیهان/ 1379 پایان داستان غم انگیز ج 2 (چاپ چهارم) / انتشارات کیهان/ 1380 بازی ترور (چاپ سوم) / انتشارات کیهان/ 1380 شیک پوش کهنه گو (چاپ ششم) / پرتو ولایت/ 1381 آغاز یک پایان (چاپ چهارم) / همای غدیر/ 1381 مجلس ششم از نگاه اصلاح طلبان (چاپ ششم) / همای غدیر/ 1381 ناقوس انحطاط (چاپ دوم) / پرتو ولایت/ 1382 کارنامه نقد عملکرد مجلس ششم / کار علمی گروهی با طراحی و مدیریت رسایی / همای غدیر/1382آ مثل مدرس (چاپ پنجم) / همای غدیر/1383 دیگر کتاب های دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر که با نظارت رسایی به تحریر درآمده و چاپ شده است : مصباح دوستان (بررسی سوابق فعالیت های سیاسی و فرهنگی آیت الله مصباح) منشور دولت اسلامی (بررسی انتظارات مقام معظم رهبری از دولت های سازندگی و اصلاحات) از تخریب تا تقدیس (بررسی مواجه اصلاح طلبان با هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم و دولت نهم) تحریم انتخابات (بررسی سابقه تحریم انتخابات در کشور) ویژگی دولت اصولگرا (بررسی تطبیقی و روایی مدیریت اصولگریانه) ایران اتمی (بررسی روند پیگیری پرونده انرژی هسته ای) وسوسه شیطان بزرگ (بررسی رابطه با آمریکا از دولت موقت تا دولت اصلاحات) نقش رهبری در مدیریت بحران ها (بررسی بحران های دوره رهبری مقام معظم رهبری و شیوه مدیریت ایشان) کارنامه اصلاح طلبان مجلس ششم (اعترافات اصلاح طلبان در خصوص عملکرد مجلس ششم) کارنامه عملکرد یک رییس جمهور (بررسی تطبیقی رفتارهای بنی صدر با روند اصلاحات) شمولگرایی (نقد تفکرات سروش)
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/17
ساعت : 11:5
| |
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/15
ساعت : 22:4
| |
میرحسین موسوی خطاب به محمدباقر قالیباف و علی مطهری:
سردار قالیباف بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر کشور دولت خودم به مجلس معرفی میکنم / آقای دکتر مطهری بنده اگر رئیس جمهور شدم شما را به عنوان وزیر ارشاد دولت دهم به مجلس معرفی میکنم.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/13
ساعت : 16:6
| |
از تمام کساني که کلاهشان براي سرشان گشاد است از تمام کساني که لباسشان بارکدشان است از هويت هاي ميز نشان از بله هاي از سر اجبار از طلبه هايي که طالب علم نيستند از دانشجوياني که دانش جو نيستند از تمام کرهايي که سمعکهايشان مارک مصلحت خورده از اندامهاي به مزايده گذاشته شده از انسانهاي ارزان قيمت از اعتقادهاي حراجي از حرفهاي مفت از وعده هاي سر خرمن از ناديدني هاي ديدني! از صورتهايي که بوم نقاشي اند از متهماني که شاکي اند از تمام کساني که رسالت خون را تنها در رساندن اکسيژن به سلولها مي دانند از تمام خونهايي که رنگين ترند از آنان که آزادگي را در اسارت بي بند و باري به بند مي کشند از آنان که عشق را به بهاي love سه طلاقه کرده اند از تمام کساني که در لغت نامه هاي ذهنشان بين مظلوم و تو سري خور علامت تساوي است از ولايت ناشناسان ذوب در ولايت از کوفياني که دم به ساعت مي گويند( اين الطالب به دم المقتول به کربلا) از کوفياني که اهل کوفه نيستند از کوفياني که براي مهدي(عج) نامه مي نويسند از تمام آنان که فکر مي کنند کوفيان شاخ داشتند از تمام آنان که فکر مي کنند طلحه يا زبير يا عمرعاص يا ... دم داشتند از سياستمداران بي دين از متدينين بي سياست از تمام آنان که دين و سياست را از هم جدا مي دانند از آنان که شهدا را در موزه گذارده اند از آنان که در هر ميداني دم از استقلال و پيروزي مي زنند الا ميدان جنگ از عروسکهاي بالماسکه از وطن دوستان وطن گريز از زنان مرد صفت از مردان زن صفت از همه آنان که شهدا را براي تيراژ مي خواهند از همه آنان که« نون والقلم و ما يسطرون» را نان تفسير مي کنند از راي هاي ممتنع از تمام آناني که بين نماز و نرمش تفاوتي قائل نيستند از همه چيز داران بي همه چيز از امانت داران خائن از کفهاي روي آب از ناموس داران بي ناموس از زنگارهاي روي آينه از مسلمانان مسلمان کش از پشتهايي که هميشه رودر روي خصم اند از تمام آنان که به تقاضاي مشروع مظلومگان « قبلت» نا مشروع مي گويند از آناني که بي حجابند از آنان که خود حجابند از بلاهايي که از دماغ فيل نازل شده اند از آنان که تاسوعا و عاشورا را تنها در تقويم جستجومي کنند و کربلا و کوفه و شام را تنها در نقشه! از آنان که ديروز را ديدند و امروز را در حسرت ديروز به ديروزي تبديل مي کنند که فردا حسرتش را خواهند خورد؟ از آنان که چشم به فردا دوخته اند و امروز را فراموش کرده اند از آنان که پرچمند اما بيرق و علم نيستند از آنان که کلفتي گردن خود را بيش از تيزي ذوالفقار مي دانند از آنان که باده ناب را با ده درصد الکل بالا مي دانند از چشمهايي که در صفين تنها قرآن سر نيزه را ديدندو در کربلا و کوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را نديدند از آنان که در صفين تنها قرآن سر نيزه را باور کردندو در کربلاوکوفه و شام تنها قرآن سر نيزه را باور نکردند و از تمام آنان که قرآن را بر نيزه کردند از من که منم، از تو که تويي، من و تو که ما نيستيم و ما که فناي در او نيستيم... از خنجرهايي که بر پشت مي نشيند از آنان که ني را به گيتار مي فروشند از آنان که با شنيدن نام « خردل» به ياد چاشني غذا مي افتند از آنان که با شنيدن نام « موج» تنها به ياد جزاير هاوايي مي افتند از آنان که با شنيدن نام « توپ» مارادونا در خاطرشان زنده مي شود نه شهيد حاجي پور از آنان که نمي بينند و مي گذرند و از آنان که مي بينند و مي گذرند از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از آب گل آلود نان از تمام مجذوبين باغهاي سبز که هيچ گاه توي باغ نيستند از سگهاي بي وفا از اسبهاي نانجيب از خروسهاي بي دم از مورچه هاي تنبل و بي کار از زنبوراني که همه چيز دارند الا عسل از کلاغهاي بي حيا از قلندراني که از قلندر بودن تنها سر تراشيدنش را بلدند از اشتراني که از شتر بودن تنها کينه ورزيدنش را ياد گرفته اند از خرسهايي که از خرس بودن تنها بخل ورزيدنش را فرا گرفته اند از گاوهايي که هيچ ندارند الا دو شاخ از شتر مرغها که نه مي برند و نه مي پرند از آنان که درد دلشان را به درد شکمشان فروخته اند از آنان که منتظرند محرم گردد يک مو زسر ... و از ياد برده اند کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا از آنان که چوبه محمل و سر زينب را ديدند و منبر و منطق او را نه از آنان که غنايم جنگي را در زمان صلح از شهدا مي گيرند از آنان که حضور همه کس را حس مي کنند جز خدا از آنان که از همه شرم مي کنند جز خدا از تمام شهوتراناني که عجوزه سه طلاقه امير المومنين را تنگ در آغوش گرفته اند از آنان که بازي مي دهند از آنان که بازي مي خورند از بازي ها! از بازي ها! از بازي ها! }اثري از سپهر...{
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/10
ساعت : 20:27
| |
صدا و سیما در بست در اختیار اونهاست اما فحشش رو ماها میخوریم! آقایان قالیباف - میرحسین موسوی - مهدی کروبی - سیدمحمدخاتمی - محسن رضایی - و هر چی بچه قرتی فلان هست و غیره صاحب اونجاست؛ متأسفم که این عمو عزت فیلتر استخدام رو باز نمیکنه که حداقل چهارتا جوون درست و حسابی هم جذب این سازمان کوفتی بشن.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/07/09
ساعت : 19:7
| |
آقای دکتر علی زاکانی به تازگی مطلبی رو در مورد معاونت اولی آقای رحیمی مطرح کردند که اصلا حجت عقلی نداره و البته نمیشه هم ردش کرد!، اما آقای زاکانی من از شما سئوال دارم؟ رفاقت شما و آقای قالیباف مثل یک تخم مرغ می ماند! آقای زاکانی شما با مدیران آقای قالیباف چقدر آشنایی دارید؟ آیا شما آقای دنیا مالی را می شناسید؟ آیا شما آقای ایازی را می شناسید؟ آیا شما آقای کرباسیان را می شناسید ؟ آیا می دانید چند درصد از مدیران شهرداری تهران در دوره آقای دکتر خلبان فرمانده شهردار قالیباف فساد اقتصادی، فساد امنیتی و فساد اخلاقی شان اثبات شده است ؟ لطفا جواب سئوال من را بدهید ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/07/07
ساعت : 19:5
| |
باز هم من شما را مقصر نمیدانم من پول حرام آقای x را مقصر این فاجعه می دانم!
+ وصیت نامه شهید والامقام حاج ابراهیم همت {رجانیوز}
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/07/06
ساعت : 20:43
| |
مهم این بود که ما حرفمونو بزنیم که زدیم!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/07/04
ساعت : 21:21
| |
آوینی می گفت امام(ره) به ما آموخت انتظار فرج در مبارزه است؛ جمله ای که از عمق و حساسیت خاصی برخوردار است، طی 16 سال گذشته هیاهوهای جنجالی با شعارهای "سردار سازندگی" و "گفتگوی تمدن ها" دور شدن از مواضع خمینیسم و گفتمان انقلاب آینده ای نا معلوم را رقم میزد، طعم آن روزهای سخت هنوز که هنوز است بر مذاق مردم بسیار تلخ است، شیرینی خاصی احساس نشده، مطالبات رهبری فرزانه مظلومیت خاصی داشت و فقط ایشان بودند که جریان اصلی انتظار را تدوین می کردند، همه ی اینها گذشت انتخابات سال 84 ریاست جمهوری یک رفراندوم بود برای "مبارزه" همه ی سران زَر و زور و ثروت دست به دست هم دادند تا مبارزه به معنای واقعی خودش تحقق نیابد، ... شکست مفتضحانه ای خوردند، تصمیم گرفتند دولت را شش ماهه ساقط کنند، تمام توان خود را اجرایی کردند مافیا وارد بازی شد اما عنایات الهی خاصی شامل ملت شد ... چهارسال شیرین را با کم و کاستی های خودش پشت سر گذاشتیم، امسال هم رفراندوم جمهوریت و اسلامیت انقلابی بود تمام دشمنان نظام از داخلی و خارجی ها گرفته تا آنهایی که ما به حسابشان نمی آوریم همه و همه دست به دست هم دادند تا شمع روشن شده ی مبارزه را خاموش کنند اینبار هم به لطف الهی به نتیجه نرسیدند و الان قریب به 100 روز است که مثل روباه های گرسنه در حال زوزه کشیدن هستند ... و متأسفانه هنوز نمی دادنند که این انقلاب صاحب دارد ... دیشب احمدی نژاد جهانیان را با اسم پسر فاطمه(س) آشنا کرد او حرف از منجی عالم بشریت زد او نام حضرت مهدی را فریاد کرد ...، تسخیر دلهای مشتاق جهانیان یکی از شرایط ظهور است ... و هنوز خیلی ها در خواب غفلت به سر میبرند ... ظهور بسیار نزدیک است ... مبارزه کن برادر مبارزه ... اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/07/03
ساعت : 2:18
| |
دفاع مقدس،شهید و آروزی شهادت،مبارزه با کفر و ظلم،عدالت طلبی و همه ی آن چیزی که در دوران تاریخ ما اتفاق افتاده است به موزه رفته است متأسفانه ... اگر مسئولین امر فرهنگی اقدامات لازمی جهت این مهم ها اتخاذ نکنند و از ریشه این مسائل را بررسی و کنکاش نکنند با مشکلات اساسی خاصی در آینده ای نه چندان دور روبرو خواهیم شد ... همین! + اما من همین جا از تلاش ها و پیگیری های خوب و مجدانه حاج حسین یکتا و برو بچه های پاکارش تشکر میکنم چرا که به اندازه خودشان اقدامات خوبی در این چند ساله اخیر ترتیب داده اند ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/07/01
ساعت : 21:51
| |
مهدی کروبی از رهبران اصلی جریانات اخیر بعد از انتخابات که در مناظره تلویزیونی با دکتر احمدی نژاد جواب درست و حسابی از حساب و کتابش با شهرام جزایری و خانه چند صد متری نمی داد و طفره می رفت در این چند روزه اخیر مبالغ هنگفتی که جزء اموالش محسوب می شود را از ایران خارج کرد ! واقعا چه خوب فرمودند حضرت آقای شجونی که پول حرام کروبی را به این روز انداخته است! ان شاءالله دادگاه صالحه هر چه سریعتر حکم جلب کروبی را صاد کرده و ما این اقدام را جشن خواهیم گرفت.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/30
ساعت : 20:16
| |
"روز قدس" يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابلة مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابلة ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غير امريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند.[روز قدس] روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملت ها را نميگذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملت هاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملت ها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدان ها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرت ها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئهگرهاي بينالمللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است. والسلام علي رسول الله و علي أئمة المسلمين حضرت روح الله خمینی بیست و پنج مرداد هزار و سیصد و پنجاه و نه صحیفه امام جلد 9 پی نوشت : *مدعی آرمان امام خمینی و معةرض دور شدن سایرین از اسلام و انقلاب شدی .... ولي خودت میدانی ... * یا حسین و تقدس سبز را به فریاد میزنی! خودت میدانی ... * شعارت الله اکبر شده بود و خدای بزرگ را فریاد میزدی ! اما خودت میدانی .... * شعارت شده است : نه غزه ! نه لبنان ! فقط برای ایران !!؟ میدانی که خودت را خر کرده ای ! مطمئنم برای ایران ات! ایرانمان هم نخواهی آمد! نخواهی ایستاد ! نخواهی مُرد ... خودت را خر کرده ای ! قبول کن... + منبع
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/25
ساعت : 19:8
| |
+ بنده با شناختی که از سردبیر محترم سایت خبری تحلیلی "کلمه نیوز" دارم پتانسیل های امیدواری از این رسانه خبری به طور ناخودآگاه استشمام می شود، من باور دارم اگر این سایت خبری در طول فعالیت خودش استمرار و پشت کار داشته باشد یقیناً به یکی از محبوب ترین رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/24
ساعت : 7:17
| |
شما بهتر است به توصیه های امام عمل کنید!، کسی از تو نظر نخواست که داری دخالت میکنی تو اموری که بهت مربوط نیست، من به علم و سوادت شبهه ای ندارم ولی به عقلت و تقوایی که داری شک دارم، الان جنالعالی قریب به ۴۰ سال است که در جهل و نادانی اسیر هستی و در اون به سر میبری!، آن از وقایع باند مهدی هاشمی دهه ۶۰ که شما بازیچه بودی، این هم از وقایع باند مهدی هاشمی سال ۸۸ که باز هم شما بازیچه هستی، تو خودت که قدرت تصمیم گیری نداری، عده ای منافق برایت چرندیات می نویسند تو هم امضاء میکنی، تا همین چند سال پیش دعات میکردیم که عاقبت بخیر بشی ولی دیگه دعا کردن هم روی تو اثر نداره (قضیه شده مثل قضیه مهدی خزعلی)، شیاطین تورو احاطه کردن، تعادل روحی و روانی هم که نداری، شنیدم بدجور تو عذابی، ان شاءالله هم تو عذاب این دنیا بسوزی هم تو عذاب اون دنیا ...! خدا جای حق نشسته عدالتش روهم کسی نمیتونه انکار کنه ... همین!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/23
ساعت : 19:39
| |
در این چند وقته گذشته اتفاقات زیادی رخ داده است، اتفاقاتی که تلخ و شیرینی های خاص خودش را داشت، بعضی اوقات شاید شخصاً در نوشته هایم تند رفته باشم خب واقعا گاهی هم باید تند رفت، ولی نباید کسی را بیرون از دایره نظام دانست هر کسی به نحوی از روی جهل و نادانی اشتباه میکند، یکی بیشتر و یکی کمتر، و امان از جهلی که زیاد باشد و متأسفانه بعضی ها دچار جهل زیاد شده اند، به نظر من برخورد قاطع نظام با این افرادی که این چند وقته اخیر آب به آسیاب دشمن ریختند گره گشای همه ی امور است، آقای کروبی، آقای صانعی و آقای موسوی باید به دادگاه دعوت بشوند و حد مجازات شرعی و قانونی بر آنها جاری بشود.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/06/22
ساعت : 6:23
| |
بدون مقدمه: وهابیون،مجمع روحانیون مبارز، جبهه مشارکت ایران، سازمان مجاهدین ، حزب کار، حزب کارگزاران سازندگی، دفتر تحکیم وحدت، شورای فعالان ملی مذهبی ایران، نهضت آزادی ایران، شیرین عبادی، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی، محمد خاتمی، رضا خاتمی، یوسف صانعی، حسین علی منتظری، اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی هاشمی رفسنجانی، فائزه هاشمی رفسنجانی، فاطمه هاشمی رفسنجانی، محسن هاشمی رفسنجانی، عبدالله جاسبی، سعید حجاریان، هاشم آغاجری، مرتضی حاجی، مصطفی معین، مصطفی تاج زاده، حسین مرعشی، عطاءالله مهاجرانی، عیسی کلانتری، بیژن نامدار زنگنه، موسوی لاری، اکبر گنجی، عبدالله نوری، بهزاد نبوی، عبدالله رمضان زاده، احمد شیرزاد، محسن صفایی فراهانی، الهه کولایی، جلال جلالی زاده، هادی خانیکی، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، آرش سیگارچی، سمیه توحیدلو، اسحق جهانگیری، زهرا شجاعی، ابراهیم نبوی، غلامحسین کرباسچی، جمیله کدیور، مسیح علی نژاد، نیک آهنگ، عبدالله ناصری، محسن امین زاده، صادق نوروزی و ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/21
ساعت : 3:42
| |
نشانههای بیماری روانی دو دستهاند: دسته اول نشانههای روان پریشی مانند: توهم، هذیان، قطع ارتباط با واقعیت ، غذا نخوردن و حرف نزدن دسته دوم نشانههای رواننژندی مانند: اضطراب، افسردگی ضعیف، وسواس، اختلال در خواب، اشتها، انرژی و روابط جنسی و دردهای روان تنی
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/06/20
ساعت : 22:52
| |
به نام خداوند شیرو رطب خداوند نان جو و نیمه شب خداوند باران خداوند چاه خداوند طوفان خداوند ماه شکافنده ی کعبه ی خاک و سنگ نگهدار همواره ی آب و رنگ کنون ورکشم گیوه ی شعر را به الحمد رب علی علا به حمد خدای یتیم و اسیر خداوند سر در تنور فقیر ترا می ستایم نه سر خود ،علی به تصریح ایاک نعبد،علی به عمق زمین و به اوج هوا دل آبها و دل خاکها تو خود را نمایانده ای بر همه خودت خویش را خوانده ای بر همه تو پرواز را یاد پر داده ای تو آواز جبریل سر داده ای تو بر کوه استادن آموختی تو ققنوس را زادن آموختی نگاه تو در پشت آیینه هاست اگر سوره ای مهبطت سینه هاست اگر نور خیره کننده نئی اگر ابر تیره کننده نئی اگر آب ،آب گل آلود،نی اگر شعله ای شعله با دود،نی به دستت بود شانه ی موجها به پایت فتد سجده ی اوجها تو خود جاده ای مبدئی مقصدی تو خود عابدی مسجدی معبدی تو را می شود خورد از هر قنات تو را می شود برد از هر فرات تو را می شود خواند از هر نگاه تو را می شود دید در هر پگاه غرور صدای شکستن تویی خشوع به بالا نشستن تویی تو با حقی و حق همیشه تو راست تو برخاستی این که حق روی پاست کمی گوش کن بر صدای حزین خداوند خاکی روی زمین مرا بغض کن بشکنم در گلو مرا آب کن ،آب پاک وضو ببر با خودت روی دوش نسیم بچرخان مرا دور طور کلیم تجلیگه خویش کن چون درخت که سوزم به امرت شوم نیکبخت پس آنگه تو در صوت شعله ورم تکلم نما با من دیگرم اگر مستطیع زیارت شوم نه طاهر که عین طهارت شوم بپوشم لباس سفیدی به تن هم احرام گردد مرا هم کفن به گردت بگردم بگردم مدام هزاران طوافت کنم صبح و شام به دورت زنم چرخ طوفان صفت به کوری هر چشم بی معرفت الست بربک بگو یا علی که گویم هم آواز عالم بلی *** الهي! امشب به اشك ديدگانم غسل ميكنم و به روشنايي اين شبها قَسَمَت ميدهم كه با نسيم عفو خود، بر علفزار آتشگرفته جانم بوزي. قدرِ شبهاي قدر را كسي ميداند كه طلوع صبح اين شبها را آغاز اولين روز از تولد دوباره خود قرار دهد و عزم راستين ترك گناه كند. رد قضاي اهلي در شبهاي قدر هنگامي است كه دست رد به سينه شيطان ميزنيم و وسعت روزي، نيازمند بستن دريچههاي تنگنظري است. رسول خدا(ص): محروم كسي است كه از خير امشب (شب قدر) محروم بماند. خوشبخت آن كسي كه در اين شب، خورشيد آمرزش الهي، روشنگر صبح فردايش باشد. ليلة القدر، درختي است پر از ميوه شيرين بخشايش كه تنها تلنگري بر آن براي نجات هر دو جهان كافي است. از عجايب الهي، اوج فرصتي است كه در شبهاي قدر، نصيب انسان ميشود و تيرهبخت، دلي است كه در اين شبها خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار نميدهد. الهي، شب زندهداريام در اين شب براي رهايي از شبهاي تيره دروني من است؛ نوري از خود بر من بتابان تا بيدار باشِ خوابگاهِ مرگم باشد. امام صادق(ع): «برآوردِ اعمال، در شب نوزدهم، تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم انجام ميگيرد». + چرا سر سفره دخترت شیر نخوردی آقا ؟! ...، هنوز عرش با این جمله کوتاه می لرزد!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19
ساعت : 19:32
| |
آنقدر باید این جمله را تکرار کنیم تا هم زمینه ذهنی بین دوستان! ایجاد شود و هم اینکه درصد واقعی دستگیری این مَردک متوهم به صد برسد! + میرحسین موسوی توسط شیطان دستگیر شده بود حالا چشم همسرش زهرا رهنورد را دور دیده و طی یک بیانیه ای رسمی اعلام کرد که عاشق دختر شیطان شده است و رسما از او خواستگاری کرده است! وی در بیانیه خود آورده است طرفداران بنده امشب به پشت بام های منازل خود رفته و شعار لی لی سر دهند.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : پنجشنبه 1388/06/19
ساعت : 5:51
| |
مراجع گرانقدر "حضرت آیت الله صافی گلپایگانی، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، حضرت آیت الله اردبیلی" و علمای بزرگوار اعم از " حضرت آیت الله علی محمد دستغیب، حضرت آیت الله جوادی آملی، حضرت آیت الله استادی، حضرت آیت الله امینی " به شهر نجف اشرف رفته و در آنجا سکونت کنند. البته در ولایت مداری این بزرگوران هیچ شکی نیست. ما هم هرچه داریم و بلدیم از همه ی مراجع و علما داریم. دلیل اول: به نظر من پیچده گی های سیاسی زمان حال ما برای این بزرگواران شبیه یه یک بن بست لاینحل تصور شده عده ای لااُبالی هم در این با لباس دین اخبار کذب را خدمت این بزرگواران ارائه میکنند که اصلا به سود نظام اسلامی نیست و باعث تفرقه می شود و بد جلوه دادن اوضاع و مشکلات مثل این هست که نفت بر روی خاکستر مشکلات بریزند و آن را شعله ور کنند { از دسته لااُبالی های در لباس دین می توان به مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اشاره کرد که از جانب هاشمی رفسنجانی مأمور شده است هفته ای دوبار به قم سفر کرده، خدمت علما و مراجع شرفیاب شده و اخبار نفاق انگیز و گزارشات غلط ارائه کند } دلیل دوم: فقه سنتی هم جوابگوی الانِ زمانه ی ما نیست {بعضی از همین شما بزرگواران بودید که می گفتید چون امام(ره) فلسفه می گوید کاسه آبی که میخورد نجس است ... } الان فقه نوگرا(پویا) و هوشمند کسانی را احتیاج داریم که پرورش یافته خود شما عزیزان باشند؛ دلیل سوم: روابط ما با جمهوری اسلامی عراق و کشورهای اطراف آن بهتر می شود، مردم و طلاب آن کشور از وجود با برکت این شخصیت های دینی ایران بهره کافی می برند. دلیل چهارم: عرصه مرجعیت بر جوانترهایی که خود این آقایان پرورش داده اند باز می شود.
دلیل پنجم: از عنایات خاصه حضرت امیر المونین(ع) بهره مند می شوید. ان شاءالله + " آقای صانعی " هم بهتر است به چین رفته و در شهر سین کیانگ سکونت بکنند و بار مرجعیت را در آنجا بدوش بکشند. + این یک دیدگاه کاملا شخصی است لطفا برداشت غلط نکنید !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/18
ساعت : 6:55
| |
نقل است که شیخ رجبعلی خیاط فرمود: + وقتي جلوي آينه، گرد روي شونههاي لباسمو ميتكوندم ياد فرشتههاي روي شونههام افتادم كه ميگن سير تا پياز اعمال آدمو ثبت ميكنن. خدايا ميخوام امشب توي آينه، خود خودم باشم، قبل از بيرون شدن از بهشت، اما يه لكّه روي آينه است كه صورتمو سياه نشون ميده. نزديك رفتم و ها كردم؛ آره خودشه! براي پاك كردن سياهيها بايد همين امشب كه ليلة القدره دست به كار بشم و آهي از ته دل بكشم تا هر چي مابين من و اون آينه زيباست پاك كنم. * * * پارسال تو مراسم احيا، وقتي چراغا رو خاموش كردن، با خودم گفتم يادم باشه كه براي خوشبختي، يه قسمتايي از وجودمون هست كه بايد هميشه خواب و خاموش باشه؛ درست مثل اين چراغا، مثل بعضي حرفا، غيبتا، حسادتا و عادتا. فتنههايي كه گاهي با يك كلمه آغاز ميكنيم و بعد... نميدونم! مگه علي رو شمشير شايعه ترور نكرد؟ خدايا! گناه كردن خيلي ساده است و العفو گفتن سادهتر از اون؛ اما امان از روز محشري كه چراغا روشن بشن؛ اون وقت «يَوْمَ تُبْلَي السَّرَائِرُ »[17] سر ميرسه و ماييم و پردههايي كه از چهرهمن و تو رد شده و افتاده. * * * خدايا! نكنه يه روز هر چي به پشت سرمون نيگا ميكنيم، تو جادههاي حسرت، كولهبار اعمالي رو ببينيم كه توي جاده ريخته و خوراك ساعتاي تلف شده عمرمون شده! نه! توي اين شبا، العفو گفتن به اين سادگيهام نيست آخه رايانه خدا هر چي رو كه ذخيره ميكنه، ديگه پاك بشو نيست؛ باور نميكني؟ به جزء سيِ قرآن مراجعه كن؛ ببين اون روز نشون به اون نشوني كه خطوط سرانگشتامونو هم ميسازن براي اينكه يادت باشه هميشه زير نظري... اما با همه اين حرفا، امشب دراي ليلةالقدر باز شده و خدا ميخواد همه رو ببخشه؛ آخه او عاشق بندههاشه. «بازا بازا هر آن چه هستي بازا گر كافر و گبر و بتپرستي بازا اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي بازا»
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/17
ساعت : 19:39
| |
سال های سال است در کتابخانه منزل ما همین عکس در کُنج دیوار با قابی سفید رنگ به دیوار مزین است، از کودکی یادم می آید که در همه ی اسباب کشی ها از این خانه به آن خانه ی ما این عکس همیشه حضور داشته است، از موقعی که خواندن را یاد گرفته ام هرگاه چشمم به قاب عکس آقای طالقانی می افتاد لقبی که امام روح الله به ایشان نسبت دادند همان " ابوذر زمان " خواندنش برایم خیلی شیرین بود. الان چندین سال است که منافقان زمانه ی ما از نام آیت الله طالقانی سوء استفاده می کنند، آری غربزده های گذشته و امروزی ما دارند از نام این شخصیت انقلابی به نفع کارهای منافقانه خود بهره برداری لازم را می کنند، کسانی که اولین نماز خود را چند وقته گذشته پشت سر هاشمی رفسنجانی اقامه کردند امروز میخواهند برای ابوذر زمان روح الله مراسم یادبود بگیرند و این یعنی توهین به آقای طالقانی، و جامعه انقلابی این هیاهوی منافقانه را بر نمی تابد.
+ان شاءالله بچه های خودی ما بتوانند با برنامه ریزی ها و توانمندی ها در سال آینده و سال های آینده یک مراسم با شکوه که در شأن این مرد بزرگ است را برپا کنند ... + <زندگینامه> حضرت آیت الله طالقانی + پدر طالقانی روحت شاد ...
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/16
ساعت : 22:43
| |
عدد "هفتاد و دو" منزه تر و پاک تر از این حرف هاست که بخواهد بازیچه دست یزیدیان و منافقان زمانه ما بشود، رنگ 72 رنگ سرخی است که با کربلای حسین(ع) آغشته شده است، رنگ 72 رنگ سرخی است که با یاران بهشتی عزیز آغشته شده است، رنگ 72 هیچ گاه برای بازی نیافریده شده است، اندازه ی آن بر تن یزید و منافق گشاد است؛ لقب یزید به میرحسین موسوی ارزشمندترین لقبی است که می شود به او نسبت داد، او بود که با توهمش باعث شد بعضی از جوانان پاک این سرزمین جَوگیر بشوند و در نهایت ندانم کاری ها ... جانشان را از دست بدهند، تا بحال بین 20 یا 30 شهید! اثبات شده داریم. اما هیچ گاه عدد آن به 72 نخواهد رسید. هفتاد و دو خوب میداند که یزیدیان و منافقان زمانه در صدد بازی با آبرویش هستند، مقامش در پیشگاه خدای مهربان عظیم و عزیز است که هیچگاه نمیگذارد یک عده دروغگو از نام پر صلابتش در راه به رسیدن اهداف شوم سوء خود از او استفاده بکنند. + لقب منافق به سیدمحمد خاتمی و شیخ یوسف صانعی و همگی دار و دسته ی مسجد ضرار زمانه بهترین لقبی است که می توان برای آن ها در نظر گرفت، به این آقایان باید گفت حواستان باشد که هنوز ملت ایران در جواب به ندای تکبیر مرگ بر منافق را هم سر می دهند! + همینجا از مسئولین امر میخواهم پرونده هشت شهریور را رمزگشایی کنند که مطمئناً میرحسین موسوی در آن نقش بسزایی داشت !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/06/15
ساعت : 22:22
| |
+ {خصوصی} یکی گفته بود رفتم سر مزار بابام نشستم بغض کردم و زدم رو دستم گفتم بابا ممدت گرفتاره ها ...! حالا این که باید بگیم باباهامون دعامون کنن چون دعای پدرها خوب میره بالا! آقای هاشمی هم واسه بچه هاشون دعا بکنند که اینها به راه راست هدایت بشوند. ان شاءالله
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/14
ساعت : 22:24
| |
سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم، سال های سال بود که منتظر جهش با عظمت سیاست خارجی بودیم، سیاست خارجی ما در دولت آقای هاشمی اقتدار داشت اما از موضع صلابت دچار ضعف بود، در دولت آقای خاتمی با انفعال شدیدی روبرو و ضعیف شد و در دولت دکتر احمدی نژاد با عظمت ترین، با صلابت ترین و با بصیرت ترین سیاست خارجی را داشتیم. به نظر من احمدی نژاد کشور را از دولتی تحویل گرفت که از چهارپایه استراتژی یک پایه آن سالم مانده بود، خدا حضرت آقا را تا ظهور امام زمان(ع) حفظ بفرماید که اگر خدای ناکرده ایشان نبودند سرنوشت این ملت و کشور معلوم نبود، آقا همیشه با سخنان خود گره گشای کارها بودند و هستند. اما بهتر است از اصل مسئله دور نشوم داشتم میگفتم که سال های سال است که ما منتظر برنامه ریزی بزرگان کشور در بُعد فرهنگی اجتماعی هستیم متأسفانه در دولت نهم این کار فرهنگی اجتماعی رضایت بخش نبوده است، مثل دو دولت گذشته همیشه میگفتند ما برای فلان برنامه برنامه ریزی کردیم فکر کردیم و هزاران حرف امیدوار کننده میزدند حالا اگر برنامه ریزی میکردید اگر فکر میکردید چرا هیچ کدام از کارهایتان جواب نداده است؟، آقایان عزیز؛ ما سال هاست داریم فریاد میزنیم که این آقایان دراویش علی اللهی که برای خودشان قطب دارند معضل هستند با این ها برخورد بکنید، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سیستم آموزشی ما دچار نقص و عیب است، سال های سال داریم فریاد میزنیم که صدا و سیمای ما در بخشهایی غیرقابل تحمل است، سال هاست داریم فریاد میزنیم که سینمای ما هنرمند ما را از راه به در می کند، سال هاست که داریم که فریاد میزنیم رسیدگی به جوانان و نوجوانان از اوجب واجبات فرهنگ کشور است، و سال هاست که داریم گلوی خودمان پاره میکنیم ولی هیچ جوابی نگرفته ایم من برای سئوال ها و مُطالبات خودم جواب می خواهم! تا کی باید فرهنگ ما بی فرهنگ باشد ؟؟!!! آقایان خواهشمندم بوروكراسي اداری اداره کردن بُعد فرهنگی کشور را متحول کنید با جلسه و کاغذ بازی راه به جایی نمی بریم. بنده امیدوارم و درخواست دارم که در دولت دهم تحول عظیمی در بُعد فرهنگی کشورمان رُخ بدهد.
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/06/14
ساعت : 2:38
| |
دشمن شناسی از ویژگیهای مؤمن است و حضرت امام خمینی (ره) که از قضا امروز همهی جناحها ادعای پیرویاش را دارند، در این زمینه رهنمودهای تاریخی ارائه دادهاند. ایشان همواره تکذیب و مخالفت دشمن را مایهی مباهات میدانستند و تعریف دشمن را عیب میشمردند. این روزها تمام دشمنان خارجی برای اینکه پیشرفت و تعالی نظام ایران اسلامی با مشکل روبرو شود، بار دیگر هجمه های مسموم خود را علیه کشور بسیج کرده اند، و با هم متحد شدهاند. از طرفی امریکا رسماً از مدعیان اصلاحات حمایت کرده است. امروز امریکا، رژیم صهیونیستی، ضدانقلاب و منافقین بر ضد احمدی نژاد موضع گرفتهاند و همین دشمنان، برای انتخاب میرحسین موسوی تلاش میکردند. همهی اینها نشان میدهد که بین دشمنان و دست نشاندههای هاشمی رفسنجانی منافع مشترک به وجود آمده است. در این میان، هوشیاری مردم قهرمان ایران میتواند نقشهی دشمنان را نقش بر آب کند. آنها که به امام و شهیدان دلبستگی دارند، خوب است به رهنمودهای حضرت امام(ره) و وصیت شهیدان مبنی بر پیروی از ولایت فقیه توجه نمایند و قربة الی الله به خادم ملت، دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد و کمک کنند. اما آنها که پیروی از امریکا و دشمنان ارضایشان میکند، مختار هستند که به دشمنان قسم خورد چراغ سبز نشان دهند و به قول شاعر: متاع کفر و دین بی مشتری نیست گروهی این، گروهی آن پسندند
در ادامه، برای اتمام حجت، به فرازهایی از رهنمودهای نورانی امام روح الله خمینی توجه فرمایید: تعریف امریکا عزای ماست: باید هیچ سستى نکنیم و از این ترس نداشته باشیم که فلان رادیو یا دولت خارجى چه مىگوید، رادیوها باید به ما فحش بدهند. آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان «1» از ما تعریف کنند معلوم مىشود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم. صحیفه امام، ج18، ص: 242 تعریف دشمن نشانه وجود عیب است: اگر امریکا [و منافقین] تعریف کنند از یک کسى، تعریف کنند از یک چیزى، وقتى تعریف کردند، مردم مىفهمند این عیبى دارد که اینها تعریف مىکنند از او. صحیفه امام، ج17، ص: 250 اگر برای مردم کار کنید به شما توهین میکنند: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص: 441 نمیخواهیم خودفروختگان از ما تعریف کنند: نمىخواهیم روشنفکران غربزده و قلمداران خود فروخته از ما تعریف بکنند. ما مىخواهیم یک مسئلهاى را که اسلام مىفرماید عمل بکنیم و براى کشورمان خدمت بکنیم. نه یک دستگاهى درست بشود که همهاش خراب و فاسد باشد و بچههاى ما را به فحشا بکشند، و افراد را بىتفاوت کنند، که اگر همه چیزشان را ببرند، اینها اصلًا ککشان نگزد و هیچ توجه به این مسائل نداشته باشند. صحیفه امام، ج12، ص: 292 تعریف امریکا نشانه ایراد ماست: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامههاى امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟ یک قضیهاى هست که دارند تعریف مىکنند! البته باید از ما تکذیب کنند، از شما هم باید تکذیب کنند، و جمهورى اسلام را هم باید تکذیب بکنند. صحیفه امام، ج9، ص: 527 آنها که منافعشان ازبینرفته بر ضد ما قلم میزنند: ما نباید متوقع باشیم که اینهایى که شکست خوردند و رفتند، براى ما خوب بنویسند. یا ما نباید متوقع باشیم که روزنامههاى امریکا و کسان دیگر براى ما چیزهاى خوب بنویسند. خوب، آنها رفتهاند از بین، منافعشان از دستشان رفته است. خوب، کسى که تمام منافعش را شما از او گرفتید- ملت ما همه منافع امریکا را گرفته؛ الآن یک شاهى ندارد، یک سیر نمىتواند نفت از اینجا صادر کند و همین طور سایر کشورهایى که منافعشان از دستشان رفته- نباید ما متوقع باشیم که اینها براى ما مقاله- عرض بکنم که- خوب بنویسند. البته آنها باید به ما فحش بدهند. اگر یک روزى اینها براى ما خوب نوشتند، آن وقت است که ما مصیبت داریم. صحیفه امام، ج15، ص: 189 به توهینها توجه نکنید: شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه مىدانید تا کسى کارى انجام ندهد کسى به او توهین نمىکند. توهین براى کسانى است که مىخواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کارى نداشته باشیم که چه کسى از این کارى که براى خدا مىکنیم خوشش مىآید و یا چه کسى بدش مىآید. صحیفه امام، ج17، ص:441 به پیغمبر اکرم(ص) هم تهمت میزدند و توهین میکردند: همه ابرقدرتها با ما دشمناند، فکر این را بکنند که دولت در چه وضعى و با چه مشکلاتى روبروست و توقع این را نداشته باشیم که هر چه مىخواهیم، در خانه ما حاضر باشد. و همه مىدانیم که این دشمنیها تازگى ندارد؛ چرا که در زمان پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- چه تهمتها و ناسزاها به ایشان مىگفتند، ولى ایشان از تبلیغ دین اسلام دست برنمىداشت. و حالا اگر کم و کسرى در مملکت وجود دارد، ما متأثریم و دولت و مسئولین با همه توان خود در رفع کمبودها مىکوشند و کارهاى مهمى انجام دادهاند که امیدوارم به یارى خداوند بهتر بشود. اگر ما تسلیم امریکا و ابرقدرتها مىشدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهرى درست مىشد و قبرستانهاى ما پر از شهداى عزیز ما نمىگردید، ولى مسلماً استقلال و آزادى و شرافتمان از بین مىرفت. آیا ما مىتوانیم نوکر و اسیر امریکا و دولتهاى کافر شویم تا بعضى چیزها ارزان شود و شهید و مجروح ندهیم؟! هر گز، ملت زیر بار این ننگ نخواهد رفت و تن به این ذلت نخواهد داد. ملت ایران در مقابل امریکا مىایستد و به امید خداوند پیروز است. خداوند آن قدر تأکید کرده است که ما با آنها موالات نداشته باشیم «2»، آن وقت براى ارزانى اجناس، ما خودمان را بفروشیم؟! شما توقع نداشته باشید که آنها از ما تعریف کنند. اگر آنها از من طلبه و شما تعریف مىکردند، ساقط مىشدیم. ملتها با شما هستند و این سازمانها دستاورد ابرقدرتهایى هستند که مىخواهند مردم مستضعف جهان را چپاول کنند و به همین جهت، با شما مخالفاند. خداوند همه شما را موفق کند. صحیفه امام، ج17، ص: 35 در برابر تهمت به شخصیتها چه کنیم؟ شما باید هیچ وقت به این صحبتها گوش نکنید، و همیشه در هر امرى وجدان خودتان را حَکَم کنید، و اگر از کسى یا از کسانى تکذیب کرد، به تکذیب او فقط گوش نکنید و خودتان ببینید که اعمال او چیست. اگر اعمالش بد است، هر کس هم تعریف کند از او غلط است. اگر اعمالشان خوب است کسى که تکذیب کند از او، باز هم غلط است. انسان باید خودش نظر داشته باشد و همه قشرها و همه ملت و همه قواى نظامى و انتظامى و قواى مسلّحه و غیر نظامى باید خودش قضاوت بکند، گوش به حرف کسى ندهد. بىچون و چرا حرفى از کسى قبول نکند راجع به اینکه فلان قشر چطور است، فلان قشر چطور است. صحیفه امام، ج14، ص: 30 پی نوشت: 1- دو رئیس جمهور امریکا. کارتر از حزب دمکرات و ریگان از حزب جمهوری خواه. 2- به آموزهای از قرآن اشاره شده که در آیات زیر تکرار شده است: «ال عمران / 28»، «نساء / 139»، «نساء / 144» و «مائده / 51».
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : سه شنبه 1388/06/10
ساعت : 22:20
| |
علی لاریجانی باهنری
علی مطهری احمد توکلی
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/09
ساعت : 11:21
| |
سعید حجاریان یک مارمولک به تمام معناست کسی که با مطرح کردن تئوری " فشار از پايين و چانه زنی از بالا " دوبار نظام را با چالشی اساسی مواجه کرده است. در دفاعیه ای که در دادگاه توسط سعید شریعتی قرائت شد کاملا مشهود بود که وی قصد فریب نظام را دارد.
+ سوابق سیاسی و امنیتی سعید حجاریان (رمز دشمن شناسی - مرتضی پسوورد)
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/06/06
ساعت : 19:25
| |
سلام آقای ابطحی
امیدوارم خوب باشی، من محمد (...) آل حبیب هستم همونی که گهگاهی واست پیامک میفرستاد، گاه گداری هم اذیتت میکرد، سابقه آشنایی مون بر میگرده به اون دور دورا ... ، درسته از نظر سیاسی و مسائل دیگه با هم همخونی نداریم ولی من از یکسری اخلاقیاتت که خاص بود خوشم میومد، آدم با نمکی بودی، خیلی خوشحال شدم که وبلاگت رو از تو زندان به روز کردی ان شاءالله که به روز کردنش استمرار داشته باشه ... ، موقع آزاد شدنت میام به استقبالت ...؛ ولی خواهشاً دیگه نخود هر آش بی مزه ایی نشو!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/06/04
ساعت : 19:45
| |
مهدی کروبی چند وقت گذشته در نامه ای به هاشمی رفسنجانی ادعا کرد "عدهاي از افراد بازداشتشده مطرح نمودهاند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نمودهاند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كردهاند به طوريكه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديدهاند و در كنج خانههاي خود خزيدهاند." شیخ یوسف صانعی هم از قافله ی گستاخی عقب نیفتاد، صانعی که خود را "مرجع تقلید" میخواند، اخیرا در جمع تعدادی از روحانیون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفته، "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند میخورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه".
جواب حضرت امام (ره) به کروبی و صانعی: آن آخوند احمقی که در یک همچو مقطع از زمان به بعضی مقدسات شیعه جسارت می کند، در صدد این است که در مقابل او هم یک کسی پیدا بشود، آن هم یک چیزی بگوید و موجب بشود که در بین مسلمین در یک همچو مقطع از زمانی که دارد وحدت ایجاد می شود، اختلاف ایجاد بشود. واقعاً اسلام چه بکند با این طرز فکرها، با این طرز عملها ؟ اسلام چه کند با این آخوندهایی که خودشان را به صورت یک روحانی در آوردند و در بین مردم پخش هستند ؟ ... حضرت روح الله صحیفه جلد 19 صفحه 50
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/06/02
ساعت : 1:5
| |
خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است. هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است . وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسايل رايج حوزه ها بود! حضرت روح الله 3/12/67
+عده ی کمی از دوستان ما نوشتن نوشته قبلی را حرام تصور کرده اند و بعضی ها هم بی اخلاقی اما به نظر من این مثل این می ماند که به آمریکا و اسرائیل و انگلیس هم توهین نکنیم چون بی اخلاقی است چون حرام است!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28
ساعت : 23:21
این نوشته حذف شد ، من همه ی نظرات دوستان مخالف و موافق را تأیید کردم و همه ی توهین ها و تهمت ها را به جان خریدم تا اینکه یک عده ای عصبانی شدند که باید میشدند. اسلام آمریکایی ننگت باد ... از دوستان خوب خودم هم عذرخواهی میکنم. احتمالا دفتر آقای صانعی از بنده شکایت کرده است، جای تأسف دارد از عده ای که دم از آزادی بیان و دموکراسی میزنند ولی خودشان به آن عادت نکردند. بالاخره بنده جوابگوی همه ی حرف خودم خواهم بود. ان شاءالله یا علی از تو مدد
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/28
ساعت : 21:27
| |
اگر در مورد نامه کروبی موضع نگرفته بودم برای این بود که اصلا بنده ایشان را به حساب نمی آوردم و نمی آورم، البته سابقا یک مطلبی به عنوان "روحانی نما! " نوشته بودم که باعث شد دوستم آقای کاظمی عزیز انتقاد شدیدی نسبت به آن داشته باشد، که بنده با ایشان تماس گرفتم و صحبت کردیم ... "مسئله ارتباط کروبی با اسرائیل غاصب و موساد را که از آن باخبر بودم و اثبات شده بود را ناخواسته به او گفتم" که ایشان کمی بنده را سرزنش کردند و استدلال آوردند، که البته بنده استدلال های منطقی ایشان را پذیرفتم. حالا مأمور موساد گفته است: همه ما منتظر نامه کروبی بودیم! حاج آقا طائب فرمودند که کروبی اگر اثبات نکند باید 80 ضربه شلاق بخورد اما به نظر من این تنبیه برای این شایعه پراکنی عظما کم است من میگویم باید جان کروبی را گرفت نه اینکه یک تیر خلاص کنند توی مخش نه من با این مخالفم من میگویم حزب اعتماد ملی را لغو پروانه کنید که جان کروبی به آن بسته است. در همین مورد: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240488 كرميراد در گفتگو با فارس؛ كروبي درباره عملكرد زندان خود در بنياد شهيد پاسخ ندارد http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240467 كريمي اصفهاني در گفتگو بافارس: كروبي بايد اسناد خود را به افكار عمومي ارائه كند http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240964 زاكاني در گفتوگو با فارس: نامهنگاري كروبي فعاليتهاي تبليغاتي را به ذهن متبادر ميكند http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240641 زهره الهيان در گفتگو با فارس: شايعهپردازي از كروبي كه خود را كهنه كار سياسي ميداند بعيد بود http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240598 ذاكر در گفتوگو با فارس: نامه كروبي كمك به خواستههاي دشمنان است http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805240570 حجتالاسلام اكرمي در گفتگو با فارس: سوابق و خدمات گذشته افراد مؤيد حال آنها نيست
همین مطلب در "خرد نیوز"
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : شنبه 1388/05/24
ساعت : 17:19
| |
طبق اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی، مراسم توديع آيتالله سيدمحمود هاشمي شاهرودي و معارفه آيتالله صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد قوه قضاييه صبح روز شنبه هفته آينده در محل حوزه رياست قوه قضائيه برگزار خواهد شد. عملکرد آقای شاهرودی در بُعدهای مختلف توسعه قضایی نسبتاً رضایت بخش بوده است و البته شخصاً انتقاد شدیدی نسبت به آن دارم.
" هنگامی که نامه مرا خواندی، ابن هرمه را از نظارت بازار برکنار دار و او را به مردم معرفی کن، و به زندانش بیفکن و آبرویش را بریز، و به همه بخشهای تابع اهواز بنویس که من _علی_چنین عقوبتی برای او معین کرده ام. مبادا در مجازات او غفلت یا کوتاهی کنی، که نزد خدا خوار می شوی، و من به زشت ترین صورت ممکن تو را از کار بر کنار می کنم و خدا آن روز را نیاورد. و چون روز جمعه رسید، او را از زندان درآور و ۳۵ تازیانه به او بزن و او را در بازار بگردان. و هر کس گواهی آورد که ابن هرمه از او چیزی گرفته است، او را با گواه قسم بده، و مبلغ را از مال ابن هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را خوار و سر افکنده و بی آبرو به زندان بازگردان، و پاهایش را در بند بگذار، و تنها برای نماز باز کن و فقط اگر کسی برایش خوراک یا نوشیدنی یا پوشاک یا زیر اندازی آورد به او برسان. مگذار ملاقاتی داشته باشد، تا مبادا راه پاسخگویی به محاکمه را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند. و اگر دانستی که کسی چیزی(عذری) به او آموخته است که به مسلمانی زیانی می رساند، او را نیز تازیانه بزن و زندانی کن تا توبه کند. شبها زندانیان را به فضای باز بیاور تا تفریح کنند، جز ابن هرمه! مگر بترسی که بمیرد، در این صورت او را نیز به حیاط زندان بیاور و اگر دیدی هنوز طاقت تازیانه خوردن دارد، پس از ۳۰ روز، ۳۵ تازیانه دیگر- به جز ۳۵ تازیانه نخستین- به او بزن. و برای من بنویس که درباره بازار(و نظارت بر آن) چه کردی، و پس از این خائن، چه کسی را برگزیدی، در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن " دعائم الاسلام ۵۳۳-۵۳۲ / الحیاة ۴۱۰-۴۰۹ آقای لاریجانی ما منتظریم اولین اولویت کار شما بی آبرو کردن مفسدان اقتصادی دانه درشت باشد ما منتظریم حضرتعالی فرمان هشت ماده ای رهبری انقلاب را جهت برپایی عدالت اجرا بکنید، وگرنه روزی فرا خواهد رسید که باید هزاران جهانشاهی (طلبه عدالتخواه سیرجانی) را به زندان بفرستید!
* همین مطلب در سایت خبری مذهبی، تحلیلی رهوا
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21
ساعت : 21:14
| |
گرچه نوشته های من و شخص خودم در آن حدی نیستند که کسی بخواهد تهدید یا توهین بکند. اما روزانه ۱۰ الی ۲۰ پیام با مضمون های ذکر شده در قسمت نظرات تایید نشده همین وبلاگ مشاهده می شود. زیاد مهم نیستند که بخواهم آن را تشریح کنم، اصلا اهمیتی ندارد اما از مدتها قبل یک جمله در گلویم گیر کرده بود که امروز آن را خطاب به امید - از رفقای ... شهردار سابق ، GHASEMY و ... می گویم؛ " ... أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ " آیه ی شصت و سوم سوره مبارکه عنکوبت شرحی جالبی دارد ... . و آیه های خدا مختص به زمانی خاص نیستند!
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : چهارشنبه 1388/05/21
ساعت : 16:23
| |
1- وزارت آموزش و پرورش: پیشنمازی - حجت الاسلام حاج علياکبري - خانم سلطان خواه - خانم آلیا 1۰- وزارت دادگستري : کدخدایی - دکتر کوشا (دانشکده قضايي)- دکتر عزيزي - محمد رضا عليزاده - دکتر لاله
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : دوشنبه 1388/05/19
ساعت : 20:45
| |
سدحسن با اینکه خیلی دوستت دارم اما تو قد و قواره این حرفهایی که اینجا زدن نیستی ... !
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : یکشنبه 1388/05/18
ساعت : 20:30
| |
حضرت امام خميني (رحمه الله عليه) حفظ نظام اوجب واجبات است. جناب آقاي مرتضوي سلام عليكم
امضاء کنندگان: محمد آل حبیب، ناصر شیرزاده، دور اندیش، احمدرضا از اصفهان، روح الله امین آبادی، هستی عالی، کبری احمدی، نجمه قاسمی، وابن السبیل، مطرب، محمود کندلویی لاریجانی، زهرا.ن، ریحانه ذوالفقاری، صادق مرتضوی، سید مجتبی پیموده، مجتهد نجفی، حامد کرمی، واسعی، خرچنگ زاده، freshteh، مجید غریب، سارا مسعودی، فرزند انقلاب، سید بت شکن، کاظم، احمد از تبریز، سجاد اکبری، اتلو، شعبون استخونی، بشیر، قطره ای از دریا، وحید نصیری کیا، مهدی(چرا احمدی نژاد)، عباس سیاح طاهری، ابراهیم(ع)مصطفی(ص)، سید حمید بسیجی، ایرانی، سولدوز، احسان، حمید، سیدمرتضی، جانم فدای رهبر و میلیونها ایرانی دیگر ...
* تمامی وبلاگ نویسانی که مایل به امضای این شکوائیه هستند، باید روی عکس زیر کلیک کرده، نام و نام خانوادگی خود را همراه با آدرس وبلاگ ارسال کنند.
بازتاب: http://neda-jtdtd.posterous.com/1862855 http://slider.blogfa.com/post-388.aspx http://nayeney.parsiblog.com/MLink/?4007817
نویسنده : محمد آل حبیب
تاریخ : جمعه 1388/05/16
ساعت : 2:0
| |
|
||||